 انما امرت الملائكة بتعظيمك بالسجود لك اذ كنت و عاء لهذه الانوار، و لو كنت ساءلتنى بهم قبل خطيئتك ان اعصمك منها و ان افطنك لدواعى ابليس حتى تحرز منها لكنت قد جعلت ذلك 
خداوند متعال به حضرت آدم (ع ) فرمود: اى آدم ! البته به عنوان عظمت تو، فرشتگان را دستور دادم تا در برابرت سجده كنند، به خاطر آن كه در ذات و سرشت تو، نور ولايت جاى دارد و چنانچه پيش از نافرمانى ، مرا (به نام ) آنان مى خواندى كه تو را حفظ كرده و وسايلى كه شيطان بدان گمراه مى كند و به تو بنمايانم تا از آن دورى جويى ، چنين مى كردم . (بحارالانوار، ج 11، ص 192).
 1929 - شهادت جايگاه سجده در قيامت 
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
ما من رجل يجعل جبهته فى بقعة من بقاع الارض لا شهدت له بها يوم القيامة 
هرانسانى كه پيشانى خود را براى سجده بر قطعه اى از زمين بگذارد، آن زمين در روز قيامت به نفع وى شهادت خواهد داد. (وسائل الشيعه ، ج 3،ص 474، مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 175).
 1930 - فرياد شيطان
قال الصادق - عليه السلام -
ان العبد اذا سجد فاطال السجود نادى ابليس 
وقتى بنده به سجده افتاد و سجده اش را طول داد، شيطان فرياد زد. (اصول كافى ، ج 3، ص 264).
 1931 - سجده طولانى و فرياد شيطان
قال الصادق - عليه السلام -
ان العبد اذا اطال السجود حيث لايراه احد، قال الشيطان و اويلاه اطاعوا و عصيت و سجدوا و اءبيت 
به درستى انسان هنگامى كه سجده را طولانى كرد، فرياد شيطان بلند مى شود كه : واى بر من ،! آنها اطاعت خدا كردند و من عصيان كردم آنان سجده كردند و من نافرمانى كردم . (بحارالانوار، ج 85، ص 163).
 1932 - حق سجود
قال الصادق - عليه السلام -
ماخسر والله من اتى بحقيقة السجود و لو كان فى العمر مرة واحدة 
به خدا قسم كسى كه حق سجود را به جاى آورد و سجده حقيقى كند به هيچ وجه عنوان زيان ، متوجه او نشود، گرچه در تمام مدت عمر چنين سجودى را يك بار به جاى آورد. (بحارالانوار، ج 85، ص 136).
 1933 - اثر سجده بر تربت حسين (ع )
قال الصادق - عليه السلام -
السجود على تربة الحسين - عليه السلام - يخرق الحجب السبع 
سجده بر تربت امام حسين (ع ) هفت پرده و مانع را مى شكافد. (بحارالانوار، ج 101، ص 135).
 1934 - اسرار سجده كردن
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره
فاذا سجد قال الله تعالى لملائكته : يا ملائكتى ! اما ترون كيف تواضع بعد ارتقائه ؟ و قال لى : و ان كنت جليلا مكينا فى دنياك ، فانا ذليل عند الحق اذا ظهرلى ؟ سوف ارفعه بالحق و ادفع به الباطل 
وقتى (بنده ) سجده كرد، خداوند خطاب به ملائكه مى فرمايد: ملائكه من ! آيا نمى بينيد چگونه بنده ام بعد از ارتقاء تواضع مى كند و براى من مى گويد: اگر تو صاحب جلالت و مكنت در دنيا هستى ، پس من خوار در نزد تو هستم ؟ (خداوند فرمايد:) به زودى او را از طريق حق بالا مى برم و به وسيله او باطل را دفع مى كنم .(بحارالانوار، ج 82، ص 221).
 1935 - سجده مايه تقرب 
قال على - عليه السلام -
اقرب مايكون العبد من الله اذا سجد 
نزديك ترين چيزى كه بنده را به خدا نزديك مى كند سجده است . (بحارالانوار، ج 82، ص 233).
1936 - راز سر برداشتن از سجده اول
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا رفع راءسه من السجدة الاولى قال تعالى : يا ملائكتى ! اما ترونه كيف قال : ((وانى و ان تواضعت لك فسوف اخلط الانتصاب فى طاعتك باذل بين يديك 
سپس زمانى كه سر از سجده اول برداشت ، خداوند خطاب به ملائكه اش مى فرمايد: اى ملائكه من ! آيا نمى بيند اورا كه چگونه مى گويد: و به درستى كه من به زودى تواضع در مقابلت را با ذل و كوچكى خواهم گمارد. (بحارالانوار، ج 82، ص 221).
 1937 - سر سجده دوم
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره
فاذا سجد ثانية : قال الله تعالى لملائكة : اما ترون عبدى هذا! كيف عاد الى التواضع لى ؟ لاعيدن اليه رحمتى 
و هنگامى كه سجده دوم را به جا آورد، خداوند تعالى خطاب به ملائكه خود مى گويد: آيا اين بنده مرا نمى بينيد كه چگونه براى من تجديد تواضع نمود؟ هر آينه رحمت خدا را براى او اعاده خواهم كرد. (بحارالانوار، ج 82، ص 221).1938 - راز سر برداشتن از سجده دوم
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا رفع راءسه قائما قال الله تعالى : يا ملائكتى ! لارفعته بتواضعه كما ارتفع الى صلاته 
پس زمانى كه (بنده ) سرش را (سجده دوم ) بلند كرد و ايستاد، خداوند تعالى مى فرمايد: اى ملائكه من ! هر آينه او را به خاطر تواضعش در مقابل من رفعت خواهم كرد، چنان كه نماز او به سوى من بالا خواهد آمد. (بحارالانور، ج 82، ص 221).
 1939 - فلسفه سجده بر خاك 
قال على - عليه السلام -
و لما فى ذلك من تغير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا 
هنگامى كه انسان نماز مى خواند، ساييدن گونه ها به خاك نشانه تواضع و گذراندن اعضاء شريف بر زمين دليل كوچك و حقارت است . (نهج البلاغه ، خطبه 192).
 1940 - نزديك ترين حالت بنده به پروردگار
قال الصادق - عليه السلام -
اقرب ما يكون العبد الى الله - عزوجل - و هو ساجد، قال الله ، عزوجل -: ((واسجد و اقترب )) 
نزديك ترين حالت بنده به خداوند بزرگ وقتى است كه در سجده است خداوند فرمود: ((سجده كن و تقرب جوى )). (روضة المتقين ، ج 2، ص 38).
 1941 - روح سجده
قال الصادق - عليه السلام -
و السجود النفسانى فراغ القلب من الفانيات و الاقبال بكنه الهمة على الباقيات و خلع الكبر و الحمية و قطع العلائق الدنيوية و التحلى بالخلائق النبوية 
سجده نفسانى (كه روح سجده است ) روها بودن دل از امور فناپذير و روى آوردن با تمام وجود به امور جاودان و كندن كبر و تعصب بيجا و قطع همه علايق دنيوى و آراسته شدن به اخلاق نبوى است . (غرر الحكم ، ج 2، ص 165، چاپ دانشگاه ).
 1942 - سجده قبل از طلوع آفتاب 
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
و اما صلاة الفجر فان الشمس اذا طلعت تطلع على قرن شيطان فامرنى ربى ان اصلى قبل طلوع الشمس ، صلاة الغداة و قبل ان يسجد لها الكافر لتسجد امتى الله - عزوجل - و سرعتها احب الى الله - عزوجل - و هى الصلاة التى تشهدها ملائكة الليل و ملائكة النهار 
اما نمازصبح ، پس هنگامى كه آفتاب طلوع كرد، مثل اين كه بر شاخهاى طلوع مى كند پروردگارم مرا امر فرموده كه قبل از طلوع خورشيد، و قبل از آن كه كافر براى آفتاب سجده كند، نماز صبح بخوانم ؛ تا آن كه امتتم براى خداوند سجده نمايند و زود به جاى آوردن آن در پيشگاه خداوند محبوب تر است اين نمازى است كه ملائكه شب و روز شاهد آن مى باشند. (وسائل الشيعه ، ج 3، ص 9).
 1943 - اثر سجده فراوان
عن الصادق - عليه السلام -
جاء رجل الى رسول الله -صلى الله عليه وآله - فقال : يا رسول الله ! كثرت ذنوبى و ضعف عملى فقال رسول الله -صلى الله عليه وآله -: اكثر السجود فانه يخط الذنوب كما يحط الريح ورق الشجر 
از حضرت امام صادق (ع ) روايت شده است كه مردى پيش پيامبر (ص ) آمدو گفت : يا رسول الله ! گناهان من بى شمار است ولى عمل نيك من اندك است پيامبر گراى اسلام (ص ) فرمود: سجده فراوان به جاى آور؛ زيرا سجده گناهان را دور سازد همچنان كه باد برگ درخت را مى ريزاند. (بحارالانوار، ج 85، ص 162، امالى صدوق ، ج 76، ح