زديكى جستن به او با قلب و باطن و جان قرار داد؛ پس كسى كه به او نزديك شود، از غير او دور گردد آيا نمى بينى كه درظاهر سجده شكل نمى گيرد مگر آنكه همه چيز از نظرات پنهان گردد و هرچه ديدگان مى بينند از تو محجوب شود؟ همچنين است امر باطن ، پس هركس در نماز، دلبستگى به چيزى جز خدا داشته باشد به همان چيز نزديك و از حقيقت آنچه خداوند درنماز او از او خواسته ، دور است . خداوند فرموده است : ((خدا براى احدى دو قلب در باطنش قرار نداده است )) و رسول الله -صلى الله عليه وآله - فرمود: ((خداوند فرموده است : بر قلب بنده اى واقف نشوم كه در آن حب طاعت مخلصانه براى من و جهت كسب رضاى من بدانم (بيابم ) مگر آنكه تنظيم و تدبير امور او را متصدى شوم و هركس به غير من دل مشغول دارد از آنها است كه خويشتن را به مسخره گرفته اند، و نامش در دفتر زيان كاران نوشته و ثبت است . (مصباح الشريعة ، باب 16، بحارالانوار، ج 82، ص 136).1951 - سجده طولانى و نجات از آتش 
قال على - عليه السلام -
طول القنوت و لسجود ينجى من عذاب النار 
قنوت و سجده طولانى در نماز، نمازگزار را از عذاب آتش نجات مى دهد. (تصنيف غررالحكم ، ص 175، حديث 3335).
 1952 - امام سجاد (ع ) و حقيقت سجده
عن ابى عبدالله - عليه السلام - قال :
كان على بن الحسين - عليهما السلام - اذا قام الى الصلوة ، تغير لونه فاذا سجدلم يرفع راءسه حتى يرفض عرقا 
امام سجاد (ع ) وقتى به نماز مى ايستاد رنگش دگرگون مى شد و چون به سجده مى رفت سربرنمى داشت تا آنكه عرق از وى مى ريخت . (فروع كافى ، ج 3، ص 300).
 1953 - فلسفه دو سجده
قال على - عليه السلام -
انه سئل ما معنى السجدة الاولى قال : تاءويلها اللهم انك منها خلقتنا يعنى من الارض ، و تاءويل رفع راءسك : و منها اخرجتنا و السجدة الثانية : واليها تعيدنا و رفع راءسك و منها تخرجنا تارة اخرى 
از امام على (ع ) از فلسفه اول سؤ ال شد، فرمود: سجده اول به اين معنا است كه خدايا! اصل ما از خاك است و معناى سربرداشتن از سجده اين است كه خدايا! ما را ازخاك خارج كردى و معناى سجده دوم اين است كه خدايا! دوباره ما را به خاك برمى گردانى و سر برداشتن از سجده دوم ، به معناى اين است كه خدايا! يك بار ديگر در قيامت از خاك بيرونمان خواهى كرد.(المحجة البيضاء، ج 1، ص 391).
 1954 - زمين براى سجده گاه
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
جعلت لى الارض مسجدا و طهورا 
همانا زمين براى من سجده گاه و پاك كننده قرار داده شده . (وسائل الشيعه ، ج 3، ص 593).
 1955 - پاداش سجده
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
ما من مسلم يسجد لله سجدة الا رفعه بها درجة و حط بها عنه خطيئة 
هيچ مسلمانى براى خدا سجده به جا نمى آورد مگر اين كه خدا يك درجه مقام او را بالا برده ، يك گناه از نامه عملش محو مى كند. (المحجة البيضاء، ج 345).
 1956 - دوستى با خدا با سجده فراوان
سئل اباعبدالله - عليه السلام -
لم اتخذ الله ابراهيم - عليه السلام - خليلا قال : لكثرة سجوده على الارض 
از امام صادق (ع ) سوال شد: براى چه خداوند حضرت ابراهيم (ع ) را خليل و دوست خود گرفت فرمود: به خاطر سجده هاى زيادى كه بر زمين داشت . (اسرار الصلوة ، ص ‍ 429).
 1957 - پاداش سجده شكر
قال الصادق - عليه السلام -
من سجد سجدة الشكر لنعمة و هو متوضعا كتب الله له بها عشر صلوات و محى عنه عشر خطايا عظام 
كسى كه در برابر نعمتى كه خداوند به او داده است ، سجده شكرى به جا آورد، خداوند به خاطر همين سجده شكر ده نماز در نامه عملش مى نويسد و ده گناه بزرگ را از نامه عمل او محو مى كند. (المحجة البيضاء، ج 1، ص 346).
 1958 - سجده يك واجب جامع
قال الصادق - عليه السلام -
وفرض على الوجه السجود له بالليل و النهار فى مواقيت الصلوة فقال : ((يا ايهاالذين امنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربكم و افعلوا الخير لعلكم تفلحون )) و هذه فريضة جامعة على الوجه واليدين والرجلين 
خداوند بر صورت سجده را واجب كردكه شبانه روز در وقت نمازها به سجده بيفتد؛ پس فرمود: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! ركوع و سجود نماييد و پروردگارتان را پرستش كنيد و افعال خير به جاى آوريد، شايد كه رستگار شويد)). آنگاه امام فرمود: سجده ، واجب جامع است كه مشتمل بر صورت و دستها و پاها مى باشد. (بحارالانوار، ج 85، ص ‍ 128).
1959 - تاءويل سجده
قال على - عليه السلام -
فى تاءويل السجدة الاولى ان تخطر فى نفسك و انت ساجد: منها خلقتنى ورفع راءسك تخطر بقلبك و منها اخر اخرجتنى والسجدة الثانية و فيها تعيدنى و رفع راءسك تهطر بقلبك و منها تخرجنى تارة اخرى 
معناى سجده اول اين است كه در حال سجده در دلت بگذرانى كه خداوند از خاك خلقم كرده و سر از سجده برداشتن يعنى : خدا من را از خاك بيرون آورده و معنى سجده دوم اين است كه خدا من را به خاك برمى گرداند و سر از سجده دوم برداشتن ، به اين معنى است كه خداوند يك بار ديگر من را در قيامت از خاك بيرون مى آورد. (ميزان الحكمه ، ج 5، ص ‍ 395).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1405.txt">آيات </a><a class="folder" href="w:html:1406.xml">احادیث</a></body></html>197 - قنوت فروتنى است 
حافظوا على الصلوات و الصلوة الوسطى و قوموا لله قانتين 
در انجام همه نمازها (به خصوص ) نماز وسطى (نماز ظهر) كوشا باشيد، براى خدا قيام كنيد، در حالى كه دعا كننده هستيد. (سوره بقره ، آيه 238).
 198 - فروتنى در نماز
يامريم اقتنى لربك و اسجدى واركعى مع الراكعين 
اى مريم (به شكرانه اين نعمت ) براى پروردگار خود خضوع كن ، و سجده به جاى آور و با ركوع كنندگان ركوع كن . (سوره آل عمران ، آيه 42).
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1407.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:1408.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:1409.txt">قسمت سوم</a></body></html>1960 - قنوت سنتى واجب 
قال الصادق - عليه السلام -
القنوت فى جميع الصلوات سنة واجبة فى الركعة الثانية قبل الركوع و بعد القراءة 
قنوت در تمامى نمازها و در ركعت دوم ، سنتى واجب است (شايد منظور سنت مؤ كد باشد) پيش از ركوع و پس از اتمام قرائت . (بحارالانوار، ج 85، ص 197).
 1961 - تاءثير قنوت و سجده طولانى
قال على - عليه السلام -
طول القنوت و السجود ينجى من عذاب النار 
قنوت و سجده طولانى در نماز، نمازگزار را از عذاب آتش نجات مى دهد. (تصنيف غرر الحكم ، ص 175، حديث 3353).
 1962 - حالت دستها در قنوت 
قال الرضا - عليه السلام -
لاترفع يديك بالدعاء فى المكتوبة حتى تجاوز بهما راءسك ولا باءس بذلك فى النافلة و الوتر 
در قنوت نماز واجب دستهايت از سر تجاوز نكند، اما در نماز نافله و وتر مانعى نيست . (بحارالانوار، ج 84، ص 204).
 1963 - قنوت از فرايض نماز
قال الصادق - عليه السلام -
فرائض الصلاة سبع : الوقت ، والطهور، و التوجه و القلبه و الركوع و السجود، و الدعاء 
فرايض نماز، هفت تاست : وقت ، طهارت ، نيت ، قبله ، ركوع ، سجود، و دعا (درقنوت ). (بحارالانوار، ج 85، ص 197).
 1964 - فراموش كردن قنوت 
لعلى بن جعفر عن اخيه - عليه السلام - قال :
ساءلته عن رجل نسى القنوت حتى ركع ما حاله ؟ قال - عليه السلام - تمت صلاته و لاشى ء عليه 
اگر كسى قنوت را فراموش كرد و به ركوع رفت تكليف چيست ؟ فرمود: نماز را