 واسطه آنچه خداوند از کرامت خود به آنان بخشیده و آنان را از برگزیدن خویش بدان ممتاز ساخته و خلافت خویش را بر همه بندگان به آنان عطا فرمود، نه دیگر بندگانش را غیر آنان،بدان هنگام که فرمانبرداری از آنان را اطاعت خود خواند، بنابه فرمایش او عز و جل که فرمود: اطیعواالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم( خداوند را فرمانبرداری کنید و رسول را و کسانی را که صاحبان امر شما هستند) و بازفرموده است: و من یطع الرسول فقد اطاع الله( هر کس اطاعت رسول کند خدا را اطاعت کرده است) و رسول نیز مردم را به امامان از اولاد خود خوانده است، همان کسانی که خدای تعالی مردم را به اطاعت از آنان امر فرموده و آنان را به سوی ایشان راهنمائی و ارشاد نموده است بنا به فرموده آن حضرت صلی الله علیه و اله  من دو چیز گرانمایه در میان شما به جای می گذارم کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم. ریسمانی است کشیده میان شما و خداوند، تا وقتی آن را به دست دارید هرگز گمراه نخواهید شد. و خدای تعالی در مقام واداشتن مردم به اطاعت از رسول و برحذرداشتن آنان ازنافرمانی و گردنکشی نسبت به او در آنچه می گوید و بدان امر می کند و می فرماید: آنانکه دستور او را مخالفت می کنند باید بترسند از این که گرفتاری و فتنه ای به  آنان برخورد کند،یا از این که عذاب دردناکی به آنان برسد.
پس هنگامی که با رسول خدا صلی الله مخالف شد و گفته او کنار گذاشته شد و دستور او در مورد آنان ( اهل بیت) مورد نافرمانی قرار گرفت، و در کارشان جدا از آنان تک روی کردند وحقّ آنانرا انکار کردند و از میراث آنان جلوگیری کردند( میراثشان را از آنان دریغ کردند) و از روی نابکاری و حسادت و ستمگری و دشمنی علیه آنان همدست شدند، در نتیجه آنچه خداوند گرفتاری و عذاب دردناک را که به آنان  وعده فرموده بود- بر مخالفت کنندگان دستور او و سرپیچی کنندگان نسبت به اهل بیت او[و آنانکه از آن گروه متابعت کردندو به رفتار آنان خشنود بودند]- محقق ساخت و نیز ابتلای آنان را به کوری در شناخت راه راست پیش انداخت، و همچنین گرتفاری به اختلاف در احکام وخواسته ها و پراکندگی نظرات و کورکورانه گام برداشتن در بیراهه اختلاف در احکام و خواسته ها و پراکندگی نظرات و کورکورانه گام برداشتن در بیراهه را در دین برای آنان جلو  انداخت وبرایشان عذاب دردناک را برای روز رسیدگی قیامت مهیا ساخت.
و ما دیده ایم(یعنی خوانده ایم) که خدای عز و جل در کتاب محکمش از آنچه گروهی از بندگانش را به وسیله آن کیفر داده یاد کرده است، آنجا که می فرماید فأعقبهم نفاقأ فی قلوبهم الی بوم یلقونه – الخ پس سرانجام باافکندن نفاقی در دلهایشان پیوسته تا روزی که با او ملاقات کنند کیفرشان داد چون چون خلاف پیمان و وعده ای که به خدای داده بودند عمل کردند، و چون دروغ می گفتند و خدا نفاقی را که در دل آنان جایگزین ساخته بود کیفر خلف وعده آنان قرار داد و ایشان را منافقین خواند،سپس در کتاب خود فرمود: همانا منافقان در پست ترین مرتبه آتش جای دارند.
اگر وضع کسیکه خلاف وعده کرده چنین باشد، که کیفرش نفاقی کشاننده به پست ترین مرتبه دوزخ است، پس چگونه خواهد بود حال ک سی که در برابرخدای عز و جل و رسول او صلی الله علیه و آله آشکارا به مخالفت آن دو، و رد کردن گفته شان و سرپیچی از فرمانشان برخاسته و ستم می کند وبا وجود آگاهی سر ستیز دارد نسبت آن کسانی که خداوند مردم را به اطاعت ازایشان و دست آویختن به ریسمان آنان و همراه بودن با آنان امر فرموده است آنجا که می فرماید: ای مومنان از خدا بپرهیزید و با راستگویان همراه باشید و راستگویان همان کسانی هستند که آنچه را با خدا بر آن پیمان بستند از جهاد با دشمنان او و بذل جان خود در راه او و یاری کردن فرستاده اش و گرامی داشت دین او، نسبت به آن جمله راستگو بودند، ( عمل کردند) موافق آنجا که خدا می فرماید: رجال صدقواما عاهدوا الله علیه  - الآیۀ) مردانی هستند که راست گفتند آنچه را که با خدا بر آن پیمان بستند پس بعضی از آنان  بر سر پیمان رفته یعنی سهم خود روا نداشتند. آنکس که به راستی بر سر وعده خود با خدا است و پیمان خود را به جا می آورد و جان خویش را در راه رضای خدا عرض می کند و در راهش پیکار می نماید، و دین وی را سربلند می دارد، و پیامبرش را یاری می کند. چنین کسی چقدر فاصله دارد با آن کس که پیامبر خدا را نافرمانی می کند و با او مخالفت می نمایدو عترت او را ستم می کند و نیز آن کس که او کارش بزرگتر از بجا نیاوردن وعده ای است که آن نفاق به دنبال دارد و به درک اسفل دوزخ می کشاند: از آن به خدا پناه می بریم.
خدا شما را رحمت کند این است حال هر کسی که از یکی از امامانی که خداوندآنان علیهم السلام را برگزیده، بازگردد و امامت اورا انکار  کند و دیگری را جایگزین او قرار دهد و برای غیر او مدعی حق شود، چون امر جانشینی و امامت به فرمان خدای تعهالی و به اختیار او  است، نه مربوط به بندگان خدا و به اختیار آنان، پس هر که غیر از برگزیده خدا را اختیار کند و با دستور خدای سبحان مخالفت نماید به جایگاه ستمکاران ومنافقین که جایشان آتش خداوند است بدانگونه که خداوند آنان را وصف نموده، داخل شده است.
به خدا پناه می بریم از مخالفت با او و خشم وعذاب او، و از او پابرجائی بر آنچه را به مابخشیده است می خواهیم و می خواهیم که دلهای ما را پس از اینکه به رحمت و رأفت خود هدایتمان فرمود دچار انحراف و لغزش نفرمائید.فصل يازدهم : در فضيلت حنا ماليدن بعد از نوره 
حسين بن موسى روايت ميكند كه : پدرم حضرت موسى بن جعفر عليه السلام هر گاه اراده حمام ميكردند ميفرمودند كه : حمام را بسيار گرم ميكردند بمرتبه كه داخل نميتوانست شد، پس ميفرمودند كه : نمدها بر زمين حمام ميانداختند و بعد از آن داخل ميشدند، روزى از حمام بيرون آمدند، شخصى از آل زبير بآنحضرت رسيد و اثر حنا در دست حضرت ديد، گفت : اين رنگ چيست كه در دست تست ؟ فرمود: رنگ حناست ، پدرانم از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت كرده اند كه : هر كه بحمام رود و دارو بكشد و بعد از دارو حنا از سرتا پا بمالد او را امان باشد از ديوانگى و خوره و پيسى و آكله تا نوره كشيدن ديگر.
در حديث معتبر منقول است كه : حكم بن عتيبه ديد كه حضرت صادق عليه السلام حنا برداشتند و بر ناخنهاى خود گذاشتند، پس فرمودند كه : اى حكم چه ميگوئى در اين باب ؟ گفت : چه توانم گفت : در كارى كه شما بكنيد، اما اين كار را پيش ما جوانان ميكنند حضرت فرمود كه : اى حكم ، ناخنها بعد از نوره شبيه مى شود بناخن مردگاه ، ما رنگشانرا برميگردانم بحنا.
در حديث ديگر منقول است كه : حضرت امام محمدتقى عليه السلام از حمام بيرون آمد و از سر تا پاى مباركش مانند گل سرخ شده بود از حنا.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : حنا ماليدن ، بوى بد را ميبرد و آبرو را زياد ميكند و دهانرا خوشبو ميكند و فرزندان را نيكو ميكند. و هر كه بعد از دارو سرتا پا حنا بمالد فقر و پريشانى از او بر طرف مى شود.
(1)
امام باقر (ع