ه موجب هلاك صاحب مروتست كه در شهرى كه زنش در آنشهر باشد شب در خانه ديگر بخوابد و نزد او نيايد.
حضرت اميرالمؤ منين وصيت فرمود بحضرت امام حسن عليه السلام كه زينهار مشورت با زنان مكن ، راءى ايشان ضعيف و عزم ايشان سست است وايشانرا پيوسته در پرده بدار و بيرون مفرست و تا توانى چنان كن كه بغير از تو مردى را نشناسند و بايشان خدمتى بغير آنچه متعلق بخودشان دارد مگذار كه اين از براى حال ايشان و خوشنودى ايشان حسن و جمال ايشان بهتر است زيرا كه زن گلى است خدمتكار نيست وهمچنين خودش را گرامى دار و سخنش را در حق ديگران قبول مكن و خود را بسيار بدست او مده .
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه زنانرا در غرفه وبالاخانه جا مدهيد وچيزى نوشتن بايشان مياموزيد و سوره يوسف را تعليم ايشان مكنيد و چرخ رشتن بياد ايشان بدهيد و سوره نور را بايشان تعليم كنيد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از آنكه زنانرا برزين سوار كنند و فرمود كه در نيكى اطاعت زنان مكنيد تا آنكه بطمع نيفتد در امر كردن بشما ببديها بخدا پناه بريد از بَدان ايشان و از نيكانشان در حذر باشيد.
حضرت امام محمد باقر فرمود كه رازى بايشان مگوئيد و در باره خويشان شما آنچه گويند اطاعت مكنيد.
حضرت اميرالمؤ منين فرمود كه مرديكه كارهاى او را زنى تدبير كند ملعونست .
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون اراده جنگ داشتند با زنان خود مشورت ميكردند و آنچه ايشان مى گفتند خلاف آن ميكردند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله وسلّم فرمود كه هر كه اطاعت زن خود بكند خدا او را سرنگون در جهنم اندازد گفتند يا رسول اللّه اين اطاعت كدام است ؟ فرمود كه از او رخصت طلبد كه براى سير بحمامها و عروسيها و عيدها و عزاها برود و او رحصت بدهد و جامه هاى نازك از او طلبد كه در بيرون بپوشد و براى او بگيرد.
در حديث ديگر فرمود كه مثل چنين مثل استخوان كج پهلوست اگر او را بحال خود مى گذارى منتفع ميشوى و اگر ميخواهى كه راست كنى ميشكند پس صبر كن بر ناخوشيهاى ايشان و بدانكه از جمله حقوق زن بر مرد آنستكه هر چهار ماه يكمرتبه با او جماع كند اگر حاضر باشد و عذرى نداشته باشد و اين واجبست و اگر چند زن داشته باشد و پيش يكزن يكشب بخوابد واجب است كه پيش آنهاى ديگر هر يك ، يك شب بخوابد و جمعى را اعتقاد آنستكه مطلقا واجبست كه پيش هرزنى هر چهار شب يكشب بخوابد خواه يكزن داشته باشد و خواه زياده و اين احوط است و در كنيز ومتعه اينها واجب نيست اما بهتر آنست كه كنيزى كه داشته باشد يا خود دفع شهوت او بكند يا او را بشوهر دهد و در بعضى اخبار وارد شده است كه اگر نكنند و آنها زنا كنند گناهش بر اوست و مشهور ميان علماءِ آنست كه اگر كسى زنى داشته باشد و زن ديگر بخواهد اگر باكره است تا هفت شب مخصوص اوست واگر غير با كره است تاسه روز.آداب خمس و زكات
1 - اگر انسان از غير كسب ، مالى بدست آورد مثلا چيزى به او ببخشند؛ و اين مال از مخارج سالش زياد آمد مستحب است كه خمس آن را بدهد.
2 - اگر انسان ارثى از خويشاوندى دور ببرد و نداند چنين خويشى دارد، و از مخارج سالش نيز زياد بيايد، مستحب است خمس آن را بدهد.
3 - چيزى را كه انسان ، بابت زكات به فقير مى دهد، لازم نيست به او بگويد كه زكات است ؛ بلكه اگر فقير خجالت بكشد، مستحب است به طورى كه دروغ نشود به اسم پيشكش بدهد، ولى بايد قصد زكات نمايد.
4 - بعد از جدا كردن زكات ، لازم نيست فورا آن را به مستحق بدهد؛ ولى اگر به كسى كه مى شود زكات داد، دسترسى دارد، احتياط مستحب است كه دادن زكات را به تاءخير نيندازد.
5 - مستحب است كه انسان زكات گاو، گوسفند و شتر را به فقيرهاى آبرومند بدهد، در دادن زكات نيز خويشان خود را بر ديگران ، و اهل علم و كمال را بر غير آنان و كسانى را كه اهل سؤ ال نيستند بر اهل سوال ، مقدم بدارد. اگر دادن زكات به فقيرى كه از جهت ديگرى بهتر است ، مستحب مى باشد زكات را به او بدهد.
6 - بهتر است كه زكات را آشكارا و صدقه مستحبى را مخفى بدهند.
7 - اگر كسى موقع غروب شب عيد فطر، زكات فطره بر او واجب نيست ، تا بيش از ظهر روز عيد، شرطهاى واجب شدن فطره در او پيدا شود، مستحب است كه زكات فطره را بپردازد.
8 - كسى كه فقط به اندازه يك صاع (تقريبا سه كيلو) گندم و مانند آن دارد، مستحب است كه زكات فطره را بدهد.
9 - احتياط مستحب است كه زكات فطره را فقط به فقراى شيعه بدهد.
10 - مستحب است كه در دادن زكات فطره ، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم دارد، بعد همسايگان فقير را، سپس اهل علم فقير را؛ ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است كه آنها را مقدم بدارد.
11 - مكروه است كه انسان از مستحق ، درخواست كند كه زكاتى را كه از او گرفته به او بفروشد<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1062.txt">آداب خريد و فروش</a><a class="text" href="w:text:1063.txt">مكروهات خريد و فروش</a></body></html>آداب خريد و فروش
1 - مستحب است كه انسان آگاه باشد از احكام شرعى تجارتى كه مشغول آن است براى اين كه عقد صحيح و فاسد را از يكديگر بشناسد.
2 - مستحب است كه انسان بين مشتريان خود فرق نگذارد و با همه مشتريان به يك نحو رفتار كند و در نرخ جنس با همه آنها، به انصاف رفتار كند.
3 - مستحب است كه اگر مشترى يا فروشنده از معامله اى كه كرده اند، پشيمان شدند و از ديگرى درخواست بهم زدن معامله را كردند، ديگرى بپذيرد و معامله را بر هم بزند.
4 - مستحب است كه با بايع (فروشنده ) متاع خود را براى جلب مشترى ناآگاه كه از باطن كار خبر ندارد، زينت ندهد. ولى اگر زينت متاع در بين مردم مطلوب باشد، مانعى ندارد.
5 - مستحب است كه اگر متاع ، عيبى دارد آن را براى مشترى بيان كند چه عيب ظاهرى باشد و چه عيب باطنى .
6 - مستحب است كه در خريد و فروش ، هيچ يك از مشترى و فروشنده سوگند نخورند.
7 - مستحب است كه در خريد و فروش سختگيرى نشود و آسان گرفته شود (به اصطلاح عاميانه چانه زده نشود.) خصوصا در خريدن وسايل عبادت مثل چيزهايى كه براى حج مى خرند (لباس احرام ، گوسفند قربانى ) يا پارچه كفن و سجاده و تسبيح كه در اينها آسان گرفتن ، ثوابش بيشتر و استحبابش شديدتر است .
8 - مستحب است كه مشترى بعد از خريدارى ، سه مرتبه تكبير بگويد و سپس شهادتين را ياد كند. همچنين سزاوار است كه بعد از تكبير و شهادتين ، اين دعا را بخواند ((اللهم انى اشتريته ...)) يعنى پروردگارا! من اين متاع را خريده ام و از خير تو در آن مى طلبم ، پس براى من در آن خيرى قرار ده ، خداوندا! من اين مال را خريدارى كرده ام و از فضل تو در آن مى طلبم ، پس براى من در آن ربحى (سودى ) قرار ده ، خدايا! من اين مال را خريده ام و در آن از رزق و روزى تو مى طلبم ، پس براى من در اين مال ، روزى قرار ده .
9 - مستحب است كه هر يك از بايع (فروشنده ) و مشترى ، مال ديگرى را كمتر بگيرد و مال خود را زيادتر بدهد.
10 - مستحب است كه هر يك از بايع و مشترى ، متاع خود را تعريف و متاع ديگرى را بدگويى نكند.
11 - مستحب است كه از مشتريان مؤ من ، موقعى كه