 وبگويد اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى هَنانى طَعامى وَ شَرابى وَعافانى مِنَ الْبَلْوى و چون خواهد بيرون آيد پاى راست را مقدم دارد، بنابر مشهور و دست بر شكمش بمالد و بگويد اَلْحَمْدُلِلّه الَّذى عَرَّفَنى لَذَّتَهُ وَاءَبْقى فى جَسَدى قُوَّتَهُ وَاَخْرَجَ عَنّى اَذاهُ يالَها مِنْ نِعْمَةٍ لايِقْدِرُ الْقادِروُنَ قَدْرَها و در بعضى از كتب حديث يالَها نِعْمَةٍ سه مرتبه وارد شده است ، سنت است كه بعد از انقطاع قطرات بول استبرا كند، بعضى استبرا را واجب ميدانند، طريق استبرا آنست كه انگشت ميان دست چپ را نزديك مقعد گذاشته بقوت بكشد تا زير خصيتين سه مرتبه پس انگشت شهادت را بزير ذَكَر گذارد، انگشت مهين را بر بالاى آن بقوت بكشد تا سر ذَكَر سه مرتبه ، اكثر علماءِ گفته اند، كه سر ذَكَر را سه مرتبه بفشارد و اين مستندى ندارى و سنت است استنجا بآب سرد كردن ، كه دفع بواسير ميكند، بسيار نشستن در بيت الخلا مكروهست .
منقول است كه حضرت لقمان فرمود كه در بيت الخلاها نوشتند كه بسيار نشستن در بيت الخلا باعث بواسير مى شود، استنجا باستخوان و سرگين كردن مكروه است ، زيرا كه اجنه بخدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمدند، از براى خود و حيوانات خود طعامى طلبيدند حضرت استخوان را براى ايشان و سرگين را براى حيوانات ايشان قرار داد، باين سبب استخوان را پاك كردن خوب نيست و همچنين استنجا بساير مطعومات كردن خصوصا نان كراهت شديد دارد، استنجا بچيزهاى محترم مثل تربت حضرت امام حسين عليه السلام و نوشته كه در آن قرآن يا نام خدا يانام پيغمبران يا ائمه عليه السلام يا حديث يا فقه بوده باشد، حرام است و اگر بر وجه استخفاف كند كافر مى شود، استنجا بدست راست كردن مطلقا مكروه است ، و بدست چپ هم مكروه است در صورتى كه در آن انگشترى باشد كه در آن اسم خدا باشد والحاق كرده اند علماءِ اسماءِ انبيا و ائمه معصومين صلوات اللّه عليهم را هر گاه بقصد نام ايشان كنده باشند و مكروه است با خود بردن به بيت الخلا چنين انگشترى را هر چند در انگشت نباشد و همچنين باخود بردن قرآن و تعويذ و دعا و همچنين با خود بردن نقره سكه دار مگر آنكه در كيسه باشد و مكروه است مسواك كردن در بيت الخلا كه باعث گند دهان مى شود، مكروهست حرف گفتن در آنحال مگر بذكر خدا و دعاهاى مقرره و آية الكرسى و حمد الهى كردن و آنچه مؤ ذن ميگويد از پى آن گفتن چنانچه منقول است كه حضرت موسى در مناجات با خداوند خود گفت كه حالتى چند بر من است كه حضرت موسى در مناجات با خداوند خود گفت كه حالتى چند بر من مى گذرد، كه تو را از آن بزرگتر ميدانم كه در آن احوال تو را ياد كنم ، فرمود كه اى موسى در همه حال مرا ياد كن كه ياد من در همه حال نيكوست و واجب است ، ردّسلام يا اگر اسم از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را بشنود صلوات بفرستد بنابر قول جمعى و سنت است كه اگر عطسه كند، حمد بگويد، صلوات بفرستد، جايز است كه اگر كارى با كسى داشته باشد و ترسيد كه تا بيرون آمدن فوت شود، باشاره و دست زدن اعلام نتواند كرد، سخن بگويد و منقول است كه هر كه در بيت الخلا سخن بگويد حاجتش بر آورده نشود و مكروه است خوردن و آشاميدن در حال بول و غايط و استنجا بآبى كردن كه بويش متغير شده باشد بغير نجاست مگر آنكه آب ديگر يافت نشود.
1) امام صادق عليه السلام فرمود: صبر سر ايمان است .(358)
2) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه صبر كند، اندكى صبر كرده ، و هر كه بى تابى كند، اندكى بى تابى كرده است (زيرا عمر كوتاه است و مصيبات كوتاه تر).(359)
3) امام باقر عليه السلام فرمود: بهشت در ميان ناگواريها و شكيبايى است ؛ پس هر كه در دنيا بر ناگواريها صبر كند، به بهشت رود.(360)
4) اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: و صبر در كارها مانند سر است نسبت به تن ، چون سر از تن جدا شود بدن تباه گردد، و چون صبر از كارها جدا شود، كارها تباه شود.(361)
5) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: صبر بر سه قسم است : صبر در مصيبت و صبر بر طاعت ، و صبر از گناه (362)
6) امام باقر عليه السلام فرمود: جوانمردى صبر رد حالت نيازمندى و فقر و آبرو نگهداشتن و ثروتمندى (رنج بردن ) بيشتر از جوانمردى بخشش ‍ است .(363) 7) امام باقر عليه السلام فرمود: به آن حضرت عرض شد: صبر جميل چيست ؟ فرمود: صبرى كه با شكوه و شكايت و به مردم همراه نباشد.(364)
8) امام باقر عليه السلام فرمود: كسى كه صبر را براى مصيبتهاى روزگار آماده نكند، ناتوان گردد.(365)1) حضرت صادق عليه السلام فرمود: پيوسته دعا بى نتيجه است ، تا آنگاه بر محمد و آلش صلوات فرستاده شود (كه در اين صورت دعا به ثمر رسد).(366)
2) امام باقر و يا صادق - عليهما السلام - فرمود: در ميزان (ترازوى اعمال در روز قيامت ) چيزى سنگين تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست .(367)1) امام صادق عليه السلام فرمود: چه زشت است براى مؤ من كه ميل و رغبتى در او باشد كه او را خوار كند.(368)
2) امام باقر عليه السلام فرمود: چه بد بنده اى است آن بنده كه در او طمعى باشد كه او را (اسير كند و به دنبال خود) به كشاند، و چه بند بنده اى است آن بنده كه در او ميل و رغبتى باشد كه او را خوار كند.(369)
3) امام سجاد عليه السلام فرمود: من تمامى خير و سعادت را گرد آمده در دل كندن از آنچه در دست مردم است ديدم .(370)
4) به امام صادق عليه السلام عرض كردم : آن چيست كه ايمان بنده را پايدار كند؟ فرمود: ورع و پارسايى (سؤ ال شد:) آنچه كه او را از ايمان بيرون برد چيست ؟ فرمود: حرص و طمع .(371)1) امام صادق عليه السلام درباره سخن خدا: ((و به درستى كه پروردگارت در كمينگاه است ))(فجر ((89)) آيه 14) فرمود: (آن كمينگاه ) پلى است بر صراط كه هر كس به ظلم و ستم ، مالى را تصاحب كرده ، از آن عبور نكند. (چرا كه حقوق مردمان در گردن اوست ).(372)
2) حضرت صادق عليه السلام فرمود: هيچ ستمكارى سخت تر از آن ستمكارى نيست كه (به كسى روا داشته شود و) شخص ستم ديده ، ياورى جز خداى نداشته باشد.(373)
شرح :
مجلس (ره )گويد: يعنى نتواند در دنيا انتقام بگيرد و نه استمداد از كسى ديگر برايش ميسر شود.
3) اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: هر كه از قصاص (و جزاى كردار) بترسد، خود از ستم كردن به مردم باز دارد.(374)
4) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هر كه بامداد كند و قصد ستم به كسى را نداشته باشد، خداوند گناهى را كه مرتكب شده بيامرزد.(375)
5) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس به كسى ستم كند، در جان يا مال يا فرزندانش به همان ستم گرفتار شود. (376)
6) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: فرمود: خود را از ستم باز داريد كه آن تاريكيهاى روز قيامت است .(377)
7) حضرت صادق عليه السلام فرمود: ستمكار و ياور او و آنكه به ستم او راضى باشد، هر سه آنان در ستم شريكند.(378)
8) امام صادق عليه السلام فرمود: همانا بنده مورد ظلم و ستم واقع شود، و پيوسته دعا (و نفرين ) كند تا ظالم گردد.(379)
9) امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه براى شخص ستمكارى ، در ستمى كه كرده است ، عذر بتراشد (و در صدد مجاز جلوه دادن آن و ك