 آذوقه و خوراك براى خود و خانواده اشان خريدارى مى كنند، سود گرفته نشود.
12 - مستحب است از كسى كه بايع به او وعده احسان و نيكى داده است ، سود گرفته نشود؛ مثلا بايع (فروشنده ) به مشترى بگويد: (بيا از من بخر كه احسان به تو مى كنم ) در اين صورت مستحب شديد است كه سودى از مشترى گرفته نشود.
13 - مستحب است كه چه براى تاجر و چه غير تاجر، چه بازارى و چه مردم عادى ، زود به بازار نرود و دير از بازار نيايد. به اين دليل كه در روايت آمده است كه بازار، جاى شياطين است ؛ همان طور كه مسجد جاى ملائكه هاست .
14 - مستحب است كه با مردمان پست فطرت ، معامله نشود.
15 - مستحب است كه با كسانى كه در كسبشان بركت نيست و به اصطلاح معروف ، شانس ندارند و به هر كارى دست مى زنند نفعى در آن نمى بينند و دنيا از آنها رو برگردانده است ، معامله نشود.
16 - مستحب است كه با كسانى كه مرض و نقص بدنى دارند مثل كور، لنگ و كسى كه مرض خوره يا پيسى دارد، معامله نشود.
17 - مستحب است كه با كفار ذمى كه در ذمه حكومت اسلامى مى باشند، معامله نشود.
18 - مستحب است با كسانى كه اموالشان شبه ناك است مثل ستمكاران ، معامله نشود.
19 - مستحب است كسى كه وزن نمودن يا كيل نمودن را بلد نيست ، عهده دار اين كار نشود.
20 - مستحب است كه از طلوع فجر (سپيده صبح ) تا طلوع آفتاب ، خريد و فروش و تجارت نكنند؛ زيرا وقت مزبور، وقت دعا و مسئلت از خداوند متعال است .
21 - مستحب است كه مؤ من در معامله برادر مؤ منش وارد نشود چه در خريد و چه در فروش .
22 - مستحب است كه صحرانشين و يا روستانشين ناآشنا، متاعى را كه از محل خود، براى فروختن به شهر مى آورد، يك شهرنشين ، وكيل براى فروش آن نشود.
23 - مستحب است كه به پيشواز كاروانى كه از روستا حركت كرده و به طرف شهر مى آيد نروند و با آنها خريد و فروش نكنند (قبل از رسيدن كاروان به شهر).
24 - مستحب است كه طعام (گندم ، جو، خرما، كشمش ، روغن حيوان ، روغن زيتون و نمك ) را به اميد اينكه گران شود بفروشند، احتكار نكنند. البته در صورت نياز مردم به طعام ، احتكار حرام مى باشد.
25 - مستحب است كه در اجناسى كه در بعضى از شهرها، عددى فروخته مى شوند - مثل تخم مرغ و گردو - ربا گرفته نشود.
26 - براى مشترى مستحب است كه متاع كشيدنى يا پيمانه اى را قبل از تحويل گرفتن آن نفروشد.
27 - تجارت كردن در جايى كه غرض از تجارت و خريد و فروش اين است كه خانواده اش را در رفاه و آسايش بيشتر قرار دهد، مستحب مى باشد(696).
28 - در موردى كه شخص بخواهد به مؤ منين ، سود و نفع برساند، تجارت كردن مستحب است 
29 - تجارت كردن در موردى كه شخص بخواهد به وسيله تجارت ، به فقرايى كه احتياجشان به حد اضطرار نرسيده ، نفعى برساند، مستحب است (698).
30 - مستحب است كه انسان در طلب رزق و روزى ميانه رو باشد، نه تنبلى و سهل انگارى كند و نه حرص بورزدمكروهات خريد و فروش
1 - مكروه است كه فروشنده ، جنس خود را ستايش كند.
2 - مكروه است كه مشترى جنسى را كه مى خواهد بخرد، مذمت كند.
3 - مكروه است كه هنگام خريد و فروش ، هر يك از مشترى يا فروشنده ، سوگند ياد كنند؛ چرا كه سوگند دروغ حرام است .
4 - كراهت دارد كه فروشنده جنس را در جايى كه در اثر تاريكى يا دليل نقص كالا مشخص نمى شود، بفروشد.
5 - كراهت دارد كه بدون ضرورت و احتياج ، از مؤ من سود گرفته شود.
6 - سود گرفتن از كسى كه به وى وعده احسان داده شده است ، كراهت دارد؛ مگر آنكه چاره اى از گرفتن فائده و سود نداشته باشد.
7 - مكروه است كه معامله را بين طلوع فجر و طلوع خورشيد، انجام دهند.
8 - مكروه است كه انسان قبل از ساير كسبه ، داخل بازار شود و بعد از همه بيرون برود.
9 - كراهت دارد كه انسان با فرومايگان و كسانى كه از بيهوده سخن گفتن و نحوه قضاوت ديگران درباره خود پروا ندارند، معامله كند.
10 - كراهت دارد كه انسان بدون داشتن تخصص و آگاهى متعرض كيل و وزن مكيل و موزون و شمارش شمردنيها و مساحت متر كردنيها شود.
11 - مكروه است كه بعد از عقد معامله ، خريدار از فروشنده بخواهد قيمت معين شده را كم كند
آداب مسافرت
1 - سفر بايد با سلامتى ، جهاد با غنيمت و حج با بى نيازى همراه باشد. در حديث شريفى به نقل از امام جعفر صادق (عليه السلام ) آمده است سافروا تصحوا و جاهدا تغنموا و حجوا تستغنوا. ((سفر كنيد تا سالم بمانيد و جهاد كنيد تا غنيمت بگيرد و حج كنيد تا بى نياز گرديد)).
2 - پيش از سفر بايد همراه بگزينى . اسلام چندين ويژگى براى همراهان سفر برشمرده است :
الف ) دوستت همسنگ تو باشد. در حديثى آمده است كه نبايد همراه كسى شوى كه بر تو انفاق مى كند؛ زيرا موجب خوارى مؤ من است .
ب ) به مسافر، فرمان داده شده است كه دوستانش كمتر از هفت نفر باشند. در حديثى آمده است كه بهترين دوستان نزد خدا، چهار تن هستند و هيچ گروهى از هفت تن ، تجاوز نكردند، مگر آن كه غوغايشان فزونى يافت .
ج ) دستور شده است كه با دوستان به مهربانى رفتار كنيد.
3 - دستور داده شده است به مسافر كه براى سفرش ، توشه بردارد. اين كار از شرافت مرد به شمار آمده است . در حديثى آمده است كه شش امر از جوانمردى است - سه امر در حضر و سه امر در سفر - در حضر تلاوت قرآن و آباد كردن مساجد و برادر دينى گرفتن و خوش اخلاقى و شوخى در امورى كه خدا عصيان نشود، در حديث ديگرى آمده است هنگامى كه على بن الحسين (عليه السلام ) قصد سفر حج يا عمره مى كرد، بهترين توشه را از بادام ، شكر، آشاميدنى ترش و شيرين برمى گرفت .
از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((لقمان در سفارشهاى خود به پسرش مى گفت : پسرم ! با شمشير، كفش ، عمامه ، خيمه ، مشك ، نخ و سوزن به سفر برو. داروهايى را با خود برگير كه تو و همراهانت را سود بخشد و با دوستانت همراهى كن ، مگر در معصيت خداوند.))
همچنين مستحب است كه فرد قدرى خاك شفا با خود بردارد.
4 - مستحب است كه مسافر بر خدا توكل كرده سفرش را بر اساس ‍ وسوسه هاى شيطانى و بدبينى هايى كه اول در دل دامن مى زند، به تاءخير نيندازد.
5 - مستحب است براى مسافر كه هر گاه به سفر مى رود، اين آيه را بخواند؛ زيرا حضرت صادق (عليه السلام ) هر گاه پاى در ركاب مى نهاد، مى گفت : سبحان الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين و هفت بار مى فرمود: ((سبحان اللّه )) هفت بار نيز مى فرمود: ((الحمد اللّه )) هفت بار هم مى فرمود: ((لا اله الا اللّه )).
6 - شايسته است شخص مسافر، به هزينه خود توجه داشته باشد.
7 - مسافرت بايد به طور كلى با ميانه روى همراه باشد؛ ولى در حج و عمره مستحب است كه با گشاده دستى عمل گردد.
8 - هنگامى كه مسافر وارد شهرى شد، مستحب است كه به هنگام ديدن شهر، دعايى رابخواند كه در وصيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) آمده است : اللهم انى اسئلك خيرها و اعوذبك من شرها، اللهم حببنا الى اهلها و حبب صالحى اهلها الينا.
((خدايا! خير آن را از تو مى خواهم و از شر آن به تو پناه مى برم ، خداوندا! ما را محبوب اهالى آن گردان ، و صالحان آن را دوست ما كن .))
9 - مستحب است كه شخص براى بازگشت از سفر، شتاب كند. از امام سجاد (عليه السلام ) نقل است ك