دت كنندگانش شكايت نكند، بدل ميكنم از براى او گوشتى بهتر از گوشت او و خونى بهتر از خون او پس اگر او را عافيت دهم از گناهان پاك ميكنم او را و اگر بميرانم بسوى رحمت خود مى برم او را.
در احاديث معتبره از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه يكشب بيمارى بكشد و قبول كند و قبول كند او را آنچه شرط قبول كردن است بآنكه كسى را خبر ندهد از آنچه كشيده و چون صبح شود خدا راشكر كند، حقتعالى بفضل خود ثواب عبادت شصت ساله باو عطا فرمايد.
در حديث حسن از آنحضرت منقول است كه حد شكايت نه آنست كه بگويد ديشب مرا خواب نبرد و تب داشتم بلكه آنست كه بگويد كه ببلائى مبتلا شده ام كه هيچكس بآن مبتلا نشده است ، آنچه بمن رسيده بهيچكس نرسيده است ، مثل اينها.
درحديث ديگر فرمود، كه تب رسول مرگ است ، و زندان خداست در زمين و گرميش از جهنم است ، بهره مؤ من از جهنم همين است .
از حضرت على بن الحسين عليه السلام منقول است كه نيكو درديست تب بهر عضوى بهره مى رساند او از بلا وخيرى نيست دركسى كه ببلا مبتلا نشود.
در روايت ديگر وارد شده است كه مؤ من چون تب ميكند گناهان از او مى ريزد، مانند برگ از درخت و اگر بر رختخواب بيفتد ناله اش ثواب سبحان اللّه دارد، فريادش ثواب لااله الااللّه دارد، از پهلو به پهلو كه ميگردد، مانند كسى است كه در راه خدا شمشير ميزند.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه بيمارى براى مؤ من پاك كننده است او را از گناهان و رحمت الهى است نسبت باو از براى كافران عذاب و لعنت است ، فرمود كه يكشب دردسر هر گناهى را بر طرف ميكند، مگر گناهان كبيره .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون حقتعالى بنده را دوست دارد، يكى از سه تحفه از براى او مى فرستد، يا تب يا درد چشم يا درد سر، در احاديث معتبره بسيار وارد شده است كه بلاى پيغمبران از همه شديدتر است ، پس بعد از ايشان اوصياءِ ايشان بعد از اوصياءِ هر كه نيكوتر و فاضلتر است بلايش عظيم تر است ، مؤ من را بقدر ايمان و اعمال نيكش باو بلا ميرساند، پس هر كه ايمانش صحيح تر و عملش ‍ نيكوتر است بلايش بيشتر است ، هر كه ايمانش ضعيف تر و عمل نيكش كمتر است بلايش كمتر است .
در احاديث معتبره از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه ثواب عظيم با بلاى عظيم ميباشد، هيچ گروهى را خدا دوست نميدارد مگر آنكه ايشانرا مبتلا ميگرداند، فرمود كه حقتعالى را بندگان خالص هست كه از آسمان هيچ تحفه برزمين نميفرستد مگر آنكه از ايشان ميگرداند بسوى غير ايشان و هيچ بلائى نمى فرستد مگر آنكه ميگرداند از ديگران بسوى ايشان .
بروايت معتبر ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه چون حقتعالى بنده را دوست داشت غوطه ميدهد او را در بلا غوطه دادنى ، مى ريزد بر او بلا را ريختنى پس اگر خدا را براى دفع آن بلا بخواند حقتعالى مى فرمايد، لبيك اى بنده من اگر زود بتو بدهم آنچه طلبيدى قادرم بر آن و اگر ذخيره كنم براى روز جزا بهتر است ، از براى تو.
در حديث حسن از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه مؤ من چهل شب بر او نمى گذرد، مگر آنكه او را امرى رو ميدهد، كه اندوهگين شود و بسبب آن متذكر و آگاه گردد.
در حديث صحيح از آنحضرت منقول است كه در بهشت منزلتى هست كه هيچكس بآن منزلت نميرسد، مگر آنكه بلائى ببدن او برسد، فرمود كه اگر مؤ من بداند كه در مصيبتها چه ثواب براى او هست هر آينه آرزو كند كه بدنش را از مقراض پاره پاره كنند.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود، كه خداوند عالميان ياد ميكند مؤ من را بتحفه بلا چنانچه كسى از سفر تحفه براى اهل خود بفرستد، او را پرهيز مى فرمايد از دنيا چنانچه طبيب بيمار را پرهيز مى فرمايد از چيزهائى كه باو ضرر مى رساند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه شخصى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را بخانه خود طلبيد، چون داخل خانه او شدند، ديدند كه مرغى بربالاى ديوار تخم كرد و آن افتاد و بر روى ميخى كه در ميان ديوار بود بند شد و نيفتاد و نشكست حضرت تعجب فرمودند، آن شخص گفت كه از اين تعجب مى فرمائيد؟ بحق آن خداوندى كه ترا براستى فرستاده است هرگز نقصانى بمن نرسيده است ، حضرت برخاستند طعام او را تناول نفرمودند و گفتند هر كه نقصانى باو نرسد اميد خير در او نيست .
در حديث ديگر فرمود، خدا مؤ من را بهر بلائى مبتلا ميكند، بهر مرگى او را مى ميراند، اما عقلش را بر طرف نمى كند، نمى بينى كه شيطان برمال و فرزندان و اهل حضرت ايوب مسلط شد، و بر عقلش مسلط نشد، كه بآن عقل خدا را به يگانگى بشناسد.
در حديث حسن ديگر فرمود، كه حقتعالى مى فرمايد كه اگر نه آن بود كه مؤ من در دل خود چيزى مى يافت هر آينه عصا به بر سر كافر مى بستم كه هرگز دردسر باو نرسد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1661.xml">مؤ من </a><a class="text" href="w:text:1666.txt">محاسبه خويشتن </a><a class="text" href="w:text:1667.txt">مدارا و سازگارى </a><a class="text" href="w:text:1668.txt">مداومت بر عمل </a><a class="text" href="w:text:1669.txt">مزاح و شوخى طبع </a><a class="text" href="w:text:1670.txt">مصافحه</a><a class="text" href="w:text:1671.txt">معاشرت</a><a class="text" href="w:text:1672.txt">معانقه كردن </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1662.txt">1. نشانه ها و صفات مؤ منان </a><a class="text" href="w:text:1663.txt">2. اندك بودن تعداد مؤ منان </a><a class="text" href="w:text:1664.txt">3. آثار و بركات مؤ منان </a><a class="text" href="w:text:1665.txt">4. آزمايشها و گرفتاريهاى مؤ منان </a></body></html>(1) امام صادق (ع ) فرمود: هر كه از نيكى خود شادمان و از بدى خويش ‍ بدحال گردد، او مؤ من است .(493)
(2) امام صادق (ع ) فرمود: همانا مؤ من كسى است كه چون خشم كند از حق نگذرد و چون راضى و خشنود گردد، در باطل قدم ننهد و چون قدرت يابد بيشتر از حق خود نگيرد.(494)
(3) امام صادق (ع ) فرمود: سه چيز از علامات مؤ من است : علم به خدا و (دوستى با) هر كه خدا دوستش مى دارد و (دشمنى با) هر كه خدا دوستش ‍ نمى دارد.(495)
(4) رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - مؤ من مانند درختى است كه برگش در زمستان و تابستان فرو نريزد: گفتند يا رسول الله ! آن چه درختى است ؟ فرمود: درخت خرما.(496)
(5) امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من بردبارى است كه نادانى نورزد و اگر نسبت به او نادانى ورزند بردبارى كند و ستم نكند و اگر به او ستم كنند، ببخشند و بخل نورزد و اگر نسبت به او بخل ورزند صبر كند.(497)
(6) امام باقر(ع ) فرمود: مؤ من از كوه محكم تر است ، زيرا از كوه چيزى بر گرفته شود، ولى از دين مؤ من چيزى گرفته نشود.(498)
(7) امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من يارى كردنش نيكو و خرجش سبك است ،
زندگى اش را خوب اداره مى كند، از يك سوراخ دوبار گزيده نمى شود (يعنى از يك راه دوبار گول نمى خورد، بلكه در همان بار اول عبرت مى گيرد).(499)(1) امام صادق (ع ) فرمود: زن مؤ من كميابتر از مرد مؤ من است و مرد مؤ من كميابتر از گوگرد سرخ است ، كدام يك از شما گوگرد سرخ را ديده ايد.(500)
(2) امام كاظم (ع ) مى فرمود: چنين نيست كه هر كه به ولايت ما معتقد شد مؤ من باشد، بلكه آنها همدم مؤ منين قرار داده شده اند.(501)
(3) ام