م شد، از خير محروم گشت .(565)
(6) امام صادق (ع ) فرمود: افراد هر خانه اى كه نرمى از آنها دور باشد، خير از آنها دور گردد.(566)
(7) امام موسى كاظم (ع ) فرمود: نرمى نيمى از زندگى است .(567)
(8) رسول خدا (ص ) فرمود: اگر نرمى مخلوقى قابل ديدن بود، در ميان مخلوقات خدا از او نيكوتر وجود نداشت .(568)
(9) رسول خدا(ص ) فرمود: هيچ گاه دو نفر با هم رفاقت و همدمى نكنند، جز آنكه هر كدام از آن ها كه نرميش با رفيقش بيشتر است ، نزد خداى پاداشش بزرگ تر و محبوبيتش بيشتر گردد.(569)
(10) حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه در كار خود نرمى كند، هر چه از مردم خواهد بدان برسد.(570)(1) امام سجاد(ع ) فرمود: عملى نباشد، جز به وسيله نيت .(571)
شرح :
مقصود از عمل ، عبادت و طاعات و مراد به نيت قصد تقرب به خداى تعالى است ، پس نماز و روزه و حج و امثال آن بدون قصد و تقرب و رضاى حق تعالى صحيح نيست و هيچ اجر و پاداشى ندارد و نيز اعمالى كه بر انسان واجب نيست ، مانند صدقه دادن و تعليم و ارشاد، زمانى موجب پاداش و ثواب مى گردد كه به نيت تقرب و رضاى خدا انجام گيرد.
(2) رسول خدا(ص ) فرمود: نيت مؤ من بهتر از عمل اوست و نيت كافر بدتر از عملش ، و هر كس طبق نيتش كار مى كند.(572)
شرح :
مرحوم مجلسى در توجيه و تفسير اين روايت دوازده قول از دانشمندان حديث نقل مى كند، و سپس تحقيقى در اين باره بيان مى فرمايد، كه به واسطه اهميت آن و از نظر اينكه نيت ركن و پايه همه اعمال است ، فشرده اى از آن را در اينجا ذكر مى كنيم :
اصلاح نيت از مشكل ترين اعمال انسان است ، زيرا نيت تابع حالت نفسانى است و قبول رد شدن آن و درجات كمالش ، مربوط به همان حالت نفسانى مى باشد و جز با زدودن محبت دنيا از دل ، به وسيله رياضتهاى شاق و تفكرات صحيح ممكن نگردد، زيرا دل سلطان و فرمانرواى بدن است و همه اعضا و جوارح محكوم فرمان او مى باشند و در يك دل ، دو محبت متناقض جمع نشود، چنانچه خداى تعالى فرمايد: ع ع ع ((ما جعل الله لرجل من قلبين فى جوفه ؛ع ع ع ع (573) خدا در اندرون هيچ كس دو دل قرار نداده است )) و چون دنيا و آخرت دو مطلوب مخالف و متناقض با يكديگرند، محبت آن دو در يك دل جمع نشود، از اين رو كسى كه محبت دنيا در دلش جايگزين شده و آخرت را فراموش كرده است ، هميشه فكر و خيال و اعضا و جوارحش متوجه دنياست و هر عملى كه انجام مى دهد نتيجه غايى و مقصود از آن ، دنياست ، اگر چه به دروغ از خدا و آخرت دم زند، از اين رو در عبادات و طاعاتش هم اعمالى را انتخاب مى كند كه آثار و فوايد دنيوى بيشترى داشته باشد و مثلا به افزايش مال و ثروت بينجامد، و نسبت به طاعاتى كه موجب تقرب و محبت خداست اعتنايى ندارد.
و نيز كسى كه حب جاه و شهرت بر دلش مستولى گشته ، در همه اعمال و رفتارش از اين هدف پيروى مى كند، و همچنين است اغراض دنيوى ديگر، و عمل بنده خالص نگردد تا زمانى كه تمام اين اغراض فاسد - كه موجب دورى از حق تعالى است - از دل بيرون رود؛ بنابراين درجات و مراتب نيت در مردم متعدد و بلكه بى شمار است .
و بلكه هر انسانى در حالات مختلف نيتهاى مختلف دارد كه برخى از آنها موجب فساد و بطلان عمل و بعضى موجب كمال و ترقى آن است . آنچه موجب فساد و بطلان عمل است رياى خالص است ، كه علاوه بر اينكه عبادت را از ثواب ساقط مى كند، موجب كيفر و عقاب هم مى گردد، و ما هرگاه قصد، ريا و ضميمه تابع باشد و يا غير از ريا ضماير ديگرى در نيتش ‍ باشد مانند قصد نظافت و خنك شدن در وضو و غسل تفصيلى دارد كه حكمش در رسائل فقها موجود است .
و اما ضميمه نمودن بعضى از انگيزه هاى مباح دنيوى مانند وسعت رزق و طول عمر را جماعتى مبطل دانسته اند، ولى گفتار آنها خالى از اشكال نيست ، زيرا گزاردن نماز حاجت و نماز استخاره و تلاوت قرآن و اذكار و دعوات ماءثوره ، بدون شك عبادت است و به آن امر شده و اين امور دنيوى از نتايج آنها ذكر شده است و محال است كه انسان قصد و نيت خود را از آنها خالى كند، زيرا نيت چنان كه دانستى گفتن به زبان و خطور نيست ، بلكه واقع و حقيقت آن در باطل دل انسان مستتر است ، و داعى حقيقى انسان هم همان واقع و حقيقت است .
و اما نيت مقاصدى كه موجب كمال عمل مى شود و از اغراض دنيوى خالى است ، به حسب اشخاص و احوال ايشان مختلف است و نيت هر كس تابع طريقه و شاكله و حالت باطنى اوست ، كه برخى از آنها را يادآور مى شويم :
1- نيت كسانى كه به عذاب و عقاب آخرت مى انديشند و دنيا در نظرشان پست مى شود و عبادت خويش را براى ترس از عذاب انجام مى دهند.
2- كسانى باشند كه نعمتهاى بهشت و حور و قصور آن ايشان را به عبادت تحريك كند.
گروهى از دانشمندان عبادت اين دو طايفه را باطل دانسته اند، ولى اينان حقيقت تكليف و درجات مردم را به خوبى نشناخته اند، براى بيشتر مردم ممكن نيست كه عبادات خود را به غير از اين دو وجه انجام دهند و غير از اين نمى توانند درك كنند و اين نيت منافى با اخلاص نيست ، زيرا عبادت به قصد آنچه در آخرت وعده داده شده ، از شائبه هاى دنيوى پاك و خالص ‍ است و دليلى هم نداريم كه عبادت بايد خالصا لوجه الله و حتى از اين گونه اغراض هم خالى باشد، بلكه دليل بر عكس اين عقيده موجود است .
مانند آيه شريفه : ع ع ع ((ادعوه خوفا و طمعا))ع ع ع (574)، ع ع ع ((ويدعوننا رغبا و رهبا))(575)ع ع ع ع .
و نيز امير المؤ منين (ع ) در وقف نامه خود مى نويسد: ع ع ع ((هذا ما وصى به فى ماله عبدالله على ابتغاء وجه الله تعالى ليولجنى به الجنه و يصرفنى به عن النار))ع ع ع ع .
برخى حقيقت معنى نيت را درك نكرده و گمان كرده اند كه با گفتن اينكه تدريسم را براى محبت خدا انجام مى دهم حل مشكل مى شود، غافل از اينكه اين گفتار جز لقلقمه زبان و ادعايى كاذب بيش نيست و حقيقت نيت همان ميل و توجه دل است به آنچه مى خواهد و اگر محبت خدا مطلوب دل نباشد با گفتن به زبان و خطور به دل به دست نمى خواهد و مثل اين است كه شخص سير بگويد: من به غذا ميل دارم ، پيداست كه اين گفتم براى او اشتها نمى آورد.
3- كسانى كه به نعمتهاى بى پايان خدا مى انديشند و چون شكر منعم را واجب مى دانند، براى سپاسگزارى خدا را عبادت مى كنند، چنانكه امير المؤ منين (ع ) فرمايد: ع ع ع ((لو لم يتو عبدالله على معصيه لكان يجب ان لا يعصى شكر النعمته ))ع ع ع ع .
4- كسانى كه از راه حيا و شرمسارى عبادت مى كنند، زيرا خدا را بر نهان و آشكار خود مطلع مى دانند، چنانچه پيغمبر (ص ) مى فرمايد: ع ع ع ((اعبدالله كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك ))ع ع ع ع .
5 - كسانى كه خدا را به قصد تقرب عبادت مى كنند و مقصود قرب معنوى و علو مقام بنده است كه نقصهاى خود كاسته و به كمال نزديك شود.
6- كسانى كه خدا براى اهليت و سزاوارى اش به پرستش عبادت ، مى كنند چنانكه اميرالمؤ منين (ع ) فرمايد: ع ع ع ((ولكن وجدتك اهلا للعباده فعبدتك ))ع ع ع ع ، ولى اين ادعا از غير خاندان امير المؤ منين پذيرفته نيست ، زيرا حقيقت اين ادعا اين است كه : اگر خدا بهشت و جهنمى نمى آفريد، بلكه اگر بر فرض محال مطيعان را به دوزخ مى برد، آنها خدا را عبادت مى كردند، براى اينكه سزاوار عبادت است ، چنانچه حض