مى خورى كه شفاى مردمان گردانيده است ؟ گفت بدستم نمى آيد فرمود كه چرا شير نمى خورى كه گوشت و استخوان بدنت از شير پرورده است ؟گفت با طبعم موافقت نمى كند فرمود كه مى خواهى تو را رخصت بدهم كه شراب بخورى واللّه كه هرگز نكنم .
در حديث معتبر ديگر از آنحضرت منقول است كه : راه رفتن بيمار باعث نكس مرض و زيادتى آن مى شود.
در حديث معتبر ديگر منقول است كه : شخصى بآنحضرت عرض كرد، بيماران كه نزد ما بيمار مى شوند، اطبا ايشانرا امر بامساك و پرهيز مى كنند، فرمود كه ما اهلبيت امساك نمى كنيم مگر از خرما و خود را مداوا مى كنمى بسيب و آب سرد، پرسيد كه چرا از خرما امساك مى كنيد؟ فرمود براى آنكه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را در بيمارى از آن امساك فرمود.
در روايت ديگر از آنحضرت پرسيدند، كه تا چند روز ميباشد پرهيز و امساك بيمار، فرمود تا ده روز.
در حديث صحيح ديگر فرمود كه پرهيز و امساك بعد از هفت روز ديگر نفعى ندارد.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه : پرهيز كن نيست كه در اصل چيزى نخورى ، بلكه آنستكه بخورى و كمتر بخورى .
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : حضرت موسى بن عمران مناجات كرد كه پرورد گار درد را كه مى دهد؟ خطاب رسيد كه من ، پرسيد كه دوا از كيست ؟ خطاب رسيد از من ، پرسيد پس چه ميكنند مردم اين حكيمان را؟ خطاب رسيد كه دلهاى مردم را خوش مى كنند.
در حديث صحيح منقول است كه : على بن جعفر از حضرت امام موسى عليه السلام سؤ ال كرد، از داغ كردن بيماران و عوذها و افسونها برايشان خواندن ، فرمود كه باكى نيست در داغ كردن و افسونيكه معنيش را دانى .
در حديث صحيح ديگر منقول است كه : شخصى از آنحضرت پرسيد كه من محتاج مى شوم بطبيب نصرانى و بنزد او بمعالجه مى روم و بر او سلام ميكنم و او را دعا مينم ، فرمود باكى نيست ، از دعا وسلام تو باو نفعى نميرسد.
در حديث ديگر فرمود كه تا ممكن هست رجوع بمعالجه طبيبان مكنيد، كه اين مانند عمارت كردنست كه اندكش به بسيار ميكشد.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه : مسلمان بايد دوا نكنند، تا غالب نشود بيمارى او بر صحتش .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : هر كه صحتش بر بيماريش غالب باشد و معالجه كند، و بميرد من از او بيزارم .
در حديث ديگر فرمود كه هر كه با اينحال دوا بخورد، اعانت بر كشتن خود كرده است .
در حديث ديگر منقول است كه : از حضرت امام محمد باقر عليه السلام پرسيدند كه بمعالجه طبيب يهودى و نصرانى عمل ميتوان كرده فرمود كه باكى نيست ، شفا بدست خداست .
در روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه شخصى دوا مى خورد و گاهست كه او را ميكشد و گاه شفا مى يابد، اما بيشتر آنست كه شفا مى يابد، فرمود كه حقتعالى دوا را فرستاده است وشفا را ميفرستد، هيچ دردى را خلق نكرده است مگر آنكه دوائى براى آن آفريده است ، بخور و نام خدا ببر در وقت خوردن .
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام پرسيدند كه زنى يا مردى چشمش آب سياه مى آورد، اطباء مى گويند كه چشم ترا ميل مى زنيم مى بايد يكماه يا چهل روز بر پشت بخوابى و حركت نكنى و بآنحال نماز بايماء بكند، حضرت فرمود چون مضطر است باكى نيست .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : پيغمبرى از پيغمبران بيمار شد، پس گفت كه دوا نمى كنم تا آنكسى كه مرا درد داده است شفا بدهد، حقتعالى باو وحى فرستاد كه تا دوا نكنى من شفا ندهم .
در حديث ديگر منقول است كه : شخصى بآنحضرت عرض كرد كه من جراحتها را ميبرم و داغ مى كنم بآتش ، فرمود كه باكى نيست ، گفت كه دواهاى تلخ كه سميت دارد بمردم ميدهم مثل غاريقون فرمود باكى نيست ، گفت كه گاه هست كه بميرد، فرمود كه هر چند بميرد باكى نيست و گفت گاهست كه شراب و بره ميدهم كه بخورند، فرمود كه در حرام شفا نميباشد. در حديث معتبر ديگر منقول است كه : شخصى بآنحضرت عرض كرد، كه شخصى دوا ميخورد و رگهاى بدنش را ميبرند و گاه منقطع ميشود و بسيار است كه او را مى كشد، فرمود كه بكند.
در حديث ديگر عرض كردند كه شخصى داغ مى سوزاند بر بدن و گاه هست كه مى كشد، فرمود كه شخصى در زمان حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داغ سوزاند و حضرت بر بالاى سرش ايستاده بودند.
در حديث معتبر از حضرت موسى جعفر عليه السلام منقول است كه : هيچ دوائى نيست مگر آنكه درد را بر مى انگيزد، هيچ چيز در بدن نافع تر از اين نيست كه تا محتاج نشوى تصرف در بدن نكنى .(1) از امام صادق (ع ) درباره وسوسه - اگر چه زياد باشد - سؤ ال شد امام فرمود: چيزى در آن نيست مى گويى لا اله الا الله . (يعنى همين كلام و تفكر در آن وسوسه را از بين مى برد).(580)
(1) از امام صادق (ع ) از وسوسه سؤ ال شد - حتى اگر فراوان باشد - فرمود: اشكالى در آن نيست ، مى گويى : لا اله الا الله .
(يعنى همين كلام توحيدى و تفكر در آن وسوسه را از بين مى برد، زيرا مقصود از وسوسه همان وسوسه هاى مربوط به خدا و مكان و كيفيت اوست ).(581)
(2) جميل بن دراج گويد: به حضرت صادق (ع ) عرض كردم : در دلم شبهه بزرگى آمده ؟ فرمود: بگو: لا اله الا الله ، جميل گويد: هرگاه در دلم ترديدى پديد مى آمد و مى گفتم : لا اله الا الله ، آن ترديد از دلم بيرون مى رفت .(1) امام صادق (ع ) فرمود: وعده مؤ من به برادر (دينى ) خود نذرى است كه كفاره ندارد، پس هر كه به آن وفا نكند، به مخالفت وعده با خدا برخاسته و خود را در غضب او انداخته است .(582)
(2) رسول خدا(ص ) فرمود: هر كه به خدا و روز جزا ايمان دارد، بايد به وعده اى كه مى دهد وفا كند.(583)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1684.txt">همت گماشتن به امور مسلمانان </a><a class="text" href="w:text:1685.txt">همنشينى با گنهكاران </a><a class="text" href="w:text:1686.txt">هواى نفس و پيروى از آن </a></body></html>(1) رسول خدا (ص ) فرمود: هر كه بامداد از خواب برخيزد و به امور مسلمين همت نگمارد، مسلمان نيست .(584)
(2) رسول خدا (ص ) فرمود: عابدترين مردم كسى است كه نبست به همه مسلمين خير خواه و پاكدل باشد. (585)
(3) امام صادق (ع ) فرمود: بر تو باد كه براى خدا نسبت به مخلوقش خير خواه باشى ، كه هرگز خدا را به عملى بهتر از آن ملاقات نكنى . (586)
(4)از رسول خدا(ص ) سؤ ال شد: محبوب ترين مردم نزد خدا كيست ؟ فرمود: كسى كه سودش به مردم بيشتر باشد.(587)
(5) رسول خدا(ص ) فرمود: هر كس آب يا آتشى دامن گستر را از گروهى از مسلمين باز دارد، بهشت بر او واجب گردد.(588)(1) حضرت صادق (ع ) فرمود: براى مؤ من سزاوار نيست كه در مجلسى بنشيند، كه خداوند در آن مجلس نافرمانى شود و او قدرت بر دگرگون ساختن (وضعيت ) آن مجلس نداشته باشد. (589)
(2) امام صادق (ع ) فرمود: با اهل بدعت رفاقت و همنشينى نكنيد، تا نزد مردم چون يكى از آنها محسوب نشويد، رسول خدا (ص ) فرمود: انسان بر كيش و آيين دوست و رفيق خويش است .(590)
(3) حضرت صادق (ع ) فرمايد: براى مسلمان سزاوار نيست كه با فاجر (هرزه تباهكار) نافرمان و نه با احمق و نه با دروغگو رفاقت كند.(591)
(4) حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، مجلسى كه 