 class="text" href="w:text:1773.txt">خبر ابن حواش که از شام می آمد </a><a class="text" href="w:text:1774.txt">خبر زید بن عمرو بن نفیل </a><a class="folder" href="w:html:1775.xml">علت نیازمندی به امام </a><a class="folder" href="w:html:1778.xml">اتصال وصیت از آدم تا روز قیامت </a><a class="folder" href="w:html:1789.xml">نص خدای تعالی بر قائم و این که او دوازدهمین امام است </a><a class="folder" href="w:html:1792.xml">روایات پیامبر اکرم در نص بر قائم و این که او دوازدهمین امام است</a><a class="text" href="w:text:1800.txt">اخبار پیامبر اکرم از وقوع غیبت قائم </a><a class="folder" href="w:html:1801.xml">اخبار امیرالمؤمنین از غیبت امام دوازدهم</a><a class="text" href="w:text:1806.txt">روایات فاطمه زهرا از حدیث صحیفه در اسامی ائمه و این که دوازدهمین آنها قائم است </a><a class="text" href="w:text:1807.txt">نصوص بر قائم در لوح فاطمه و یا لوح جابر وارد شده است </a><a class="text" href="w:text:1808.txt">روایات امام مجتبی درباره غیبت امام دوازدهم </a><a class="text" href="w:text:1809.txt">روایات امام حسین درباره غیبت امام دوازدهم </a><a class="text" href="w:text:1810.txt">روایات امام سجاد درباره غیبت امام دوازدهم </a><a class="folder" href="w:html:1811.xml">روایات امام باقر درباره غیبت امام دوازدهم </a><a class="text" href="w:text:1814.txt">پایان جلد اول</a></body></html>نام کتاب : کمال الدین و تمام النعمة (جلد 1)

نویسنده : شیخ صدوق (ره)

سازنده کتاب : سایت ابن عربی www.ebnearabi.com ( پژوهشی درباره ی ابن عربی ، عرفان و تصوف )

منبع :  سایت ابن عربی www.ebnearabi.com بنام خداوند بخشاینده مهربان: حمد از آن خدای یگانه یکتای تنها است بی نیاز زنده و توانا و دانا و حکیم و علی و عظیم که برتر است از صفات آفریدگان، خداوند جلال و کرامت و فضیلت بخشی و نعمت است آنکه اسماء حسنی و امثال علیاء و حکمت بالغه دارد، و دارای خواست نافذ و اراده کامل است، نیست مانندش چیزی و او است شنوا و بینا، دیدگانش در نیابند و او دیدگان را دریابد و او است لطیف و خبیر و گواهم که سزاوار پرستشی جز خدای یگانه و بی شریک نیست آفریننده همه چیز و مالک هر چیز است و گزارنده هر چیز و پدید آورنده هر چیز و پرورنده هر چیز او است که براستی دادگری کند و در حکم عدالت وزد، ببرابری فرمان دهد و دستور عدالت و احسان و همراهی با خویشان صادر کند و از هرزگی و زشتی و ستم غدقن فرماید و بکسی بیرون توانائی تکلیف نکند و بیش از طاقت بر کسی بار ننهد، حجه رسا از آن او است و اگر خواهد همه مردم را ره نماید، بخانه سلامت و آسایش بخواند و هر کس را خواهد راه راست بنماید، در شکنجه شتاب نکند و جز پس از وضوح حجت و تقدیم آیات و بینات و ترسانیدن، عذاب نکند: بندگان خود را بدانچه بر ایشان بیان نکرده 
بپرسش نخواند و آنها را باطاعت پیشوائی که بر ایشان معین نکرده دستور ندهد و بندگان خود را در امور دینی بخود و اختیار و نظر آنان وانگذارد، و خلافت خود را بابتکار آنها نسپرده خدا بسیار از این برتر است و گواهم که محمد (ص) بنده و فرستاده و امین او است از پروردگار خود تبلیخ کرده و براه او بحکمت و پند نیک دعوت نموده، بقرآن عمل کرده و به پیروی آن فرمان داده و تمسک بدان را سفارش کرده بهمراهی خاندانش که پس از او ائمه هستند (ص) و فرموده این دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بمن درانید و براستی اعتماد مسلمانان باین دو بر پایه حجت روشن و راه راست و طبق دین یگانه پرستی درخشانی است که شبش چون روز روشن است و درونش چون برون و نهانش چون آشکار است، امت خود را در اشتباه و کوری نسبت بکار خود وانگذاشته و هیچ دلالت و رهنمائی و اندرزی را از آنان دریغ نکرده و هیچ برهان و حجتی را از نظر دور ننموده است جز آنکه برای آنان راهش را روشن کرده و دلیلش را آورده تا پس از رسولان خدا مرم را حجتی بر مخالفت حق نباشد و هر کس بهلاکت رسد دانسته و از روی بینه باشد و هر کس زنده پیروی خدا گردد با گواه و بینه باشد و من گواهم که هیچ مرد مومن و زن مومنه را نرسد که در برابر قضاوت خدا و رسولش در امری خودسر باشد و اختیاردار خود گردد و براستی خداست که هر چه خواهد بیافریند و هر چه خواهد اختیار کند، براستی آنان مومن نباشند تا آنکه تو را در اختلافات میان خود حکم سازند و سپس از آنچه تو حکم کنی میان آنها دلتنگ نشوند و براستی تسلیم باشند (آیه 65 سوره نساء) و براستی هر کس حلالی را حرام کند و حرامی را حلال کند یا سنتی را دیگرگون نماید یا واجبی را منکر شود یا دستور شرعی را وارونه کند یا بدعتی در آن پدید آرد و بخواهد از او پیروی شود و روی مردم بسوی او گردد و بتحقیق که خود را شریک خدا ساخته و هر کس چنین کسی را پیروی کند بتحقیق که او را با خدا بپروردگاری پذیرفته و گرفتار خشم خدا شده است
و جایش دوزخ است و بد جائی دارند ستمکاران و عملش حبط شده و از زیان کارانست و رحمت خدا بر محمد و خاندان پاکش شیخ ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه ره مصنف این کتاب گوید آنچه باعث شد من این کتاب را تالیف کردم اینست که چون باندازه حاجت توفیق زیارت مولایم امام ابوالحسن الرضا صلوات الله و سلامه علیه را دریافتم و در برگشت بنیشابور اقامت کردم بسیاری از شیعیان را که نزد من رفت و آمد میکردند دیدم در موضوع غیبت حیرانند و در امر امام قائم علیه الف سلام در اشتباهند و از راه راست برای و قیاس برگشته اند من تلاش فراوان کردم که آنها را بحق ارشاد کنم و براه درست برگردانم و در این باره تمسک باخبار درستی میکردم که در این باره از پیغمبر و خاندان معصومش (ص) رسیده بود تا اینکه شیخ بزرگواری از دانشمندان قم که اهل فضل و علم و شخصیت بود از بخارا مراجعت کرد و بما وارد شد که من از دیر زمانی آرزوی ملاقات او را در دل داشتم و شیفته دیدار او بودم برای آنکه دیندار و درست نظر و خوش عقیده بود و او شیخ نجم الدین ابوسعید محمد بن حسن بن محمد بن احمد بن علی بن صلت قمی ادام الله توفیقه و رضی الله عنه بود و پدر من رضی الله عنه از جدش محمد بن احمد بن علی بن صلت روح الله روحه روایت میکرد و شاگردی او را داشت و علم و عمل و زهد و فضل و عبادت او را میستود و احمد بن محمد بن عیسی بان فضل و جلالت رتبه خود از ابی طالب عبد الله بن صلت قمی رضی الله عنه روایت میکرد و زنده بود تا محمد بن حسن صفار او را درک کرد و از او اخذ روایت کرد چون خدای تعالی ذکره مرا بخدمت این بزرگواری که از این خاندان والا مقام پیروزمند ساخت و ملاقات او را
نصیبم کرد و ببرادری او مرا گرامی داشت و بدوستی و صفای او بر من بخشش کرد او را شکر گذاری کردم، در این میان که یک روز برای من صحبت میکرد یادآور شد که در شهر بخارا یکی از بزرگان فلاسفه و منطق را دیدار کرده است و درباره قائم (ع) سخنی از او شنیده است که او را سرگردان کرده و راجع بطول غیبت و بی خبری از او و برادر شک انداخته، من در اثبات وجود امام زمان چند فصل باو تذکر دادم درباره غیبت آنحضرت از گفتار پیغمبر (ص) و ائمه علیهم السلام اخباری روایت کردم که بوسیله آنها خاطرش آرام شد و آن شک و تردید و شبهه ای که بدلش راه یافته بود زائل گردید و آنچه از اخبار صحیحه را از من شنید بسمع و