ه بخورند.
از حضرت امام محمدتقى عليه السلام رايت كرده است كه يك حبش را با آب سداب يا بآب ترب پخته بخورند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه اگر مردم بدانند كه در سنا چه منفعتها هست ، هر آينه قيمت هر مثقالى دو مثقال طلا شود و بدرستيكه امان مى بخشد از بهق و پيسى و خوره و ديوانگى و فالج و لغوه ، اگر با مويز سرخ بى دانه و هليله سياه همه اجزاءِ مساوى بعمل آورند، هر روز ناشتا بقدر سه درهم بخورند، در هنگام خواب نيز همين مقدار بخورند، اين فوائد مى بخشد و بهترين دواهاست .
در طب الائمه روايت كرده است از مغز خيار شنبر پاك كرده يك رطل بگيرند، در ميان يك رطل آب يكشبانه روز بخيسانند، پس صاف كنند و با يك رطل عسل صافى و يك رطل آب به و چهل مثقال روغن گل سرخ ممزوج گردانند، وبآتش نرم بقوام آورند، از روى آتش ‍ بردارند وبگذارند تا سرد شود پس در آن فلفل و دارفلفل و قرفه و قرنفل و قاقله وزنجبيل و دار چينى و جوزبوا از هر يك سه مثقال گرفته و كوفته وپخته در آنچه سابق مذكور شد ممزوج كنند، در سبوى سبزى يا شيشه بكنند، در وقت حاجت در سه روز هر روز دو مثقال از آن ناشتا بخورند، از براى غلبه صفرا وسودا وبلغم در معده و قى وتب و تركيدن دست و پا و زحير ودرد شكم و درد جگر و حرارت سر ويرقان وتبهاى شديد و درد شانه و ذَكَر نافع باشد، بعد ازآن بايد كه پرهيز كنند از خرما و ماهى و سركه وسبزيها و غذا آش اماج باشد، با روغن كنجد و دواى ديگر نقل كرده است ، كه از هليله سياه وهليله زرد وسقمونيا از هر يك شش مثقال و از فلفل و دارفلفل زنجبيل خشك وزنيان وخشخاش سرخ ونمك هندى از هر يك چهار مثقال و از نار مشك و قاقله وشقاقل و چوب بلسان و دانه بلسان و سليمخه مقشر و علك رومى و عاقرقرحا و دارچينى از هر يك دو مثقال مجموع دواها را با يكديگر بكوبند، بپزند وسقمونيا را جدا بكوبند، بپزند و هشتاده و پنج مثقال شكر پنير را در پاتيل آب كنند، قدرى از عسل نيز درآن بريزند و آن اجزاءِ را با اينها معجون سازند، در وقت حاجت دو مثقال از آن را ناشتا و دو مثقال در وقت خواب بخورند نافع است ، براى قوت جماع و سردى را از مفاصل و سلس البول وطپيدن دل و تواتر نفس و امتلاى معده و كرم معده و دل را جلا ميدهد، اشتهاى طعام مى آورد، درد سينه و زردى چشم و زردى رنگ و يرقان و غلبه تشنگى را ميبرد، براى تب و لرز و دردهاى كهنه و دردسر و بى دمانى نافع است .
بسند ديگر روايت كرده است روزى فرعون بنى اسرائيل را همگى ضيافت . كرد و زهر درطعام ايشان داخل كرد كه ايشان را هلاك كند، حقتعالى اين دوا را بحضرت موسى عليه السلام فرستاد وچون خوردند از زهر بايشان آسيبى نرسيد جبرئيل گفت كه قدرى سير مقشر بگير وبشكن و نرم بكوب كه در پاتيل بينداز و از روغن گاو آن قدر بر آن سيرها بريز كه بپوشاند آنها را وآتش نرم آنقدر در زير پاتيل بسوزان كه آن سيرها آن روغن را بخورد و از روغن چيزى نماند پس همان مقدار شيرگاوتازه زائيده بر كن بريز و آتش نرم آنقدر برافروز كه از آن شير هم چيزى نماند پس همانقدر عسل مصفى كه مومش را گرفته باشند در پاتيل بريز آنقدر بسوزان كه آن را هم بخورد پس از سياه دانه ده درهم و ازفلفل و مرزنگوش هر كى پنج درهم بگير و نرم بكوب و در پاتيل بريز و برهم بزن تا مخلوط شود بآن سير پس ظرفى را بگير و اندرون آن را بروغن گاو چرب كن و اين دوا را در آن بريز و در ميان جو يا خاكستر چهل روز پنهان كن و هر چند كهنه تر شود نيكوتر ميشود و فرمود كه نافع است براى دفع لغوه كهنه و تازه ، كسى را كه سرما زده باشد وبراى سبل چشم و در پا وضعف معده وصرع وغش ‍ اطفال و ترسيدن زنان در خواب و زرداب و خوره و زيادتى بلغم و دفع سم گزيدن مار و عقرب و فرمود كه : چون يكماه بر اين دوا بگذرد، براى درد دندان و امراض بلغمى بقدر نصف گردكان ناشتا بخورد، چون دوماه بر او بگذرد براى تب و لرز وآزارهاى چشم نافع است ، چون سه ماه بر آن بگذرد براى صفرا و بلغم سوخته و جميع مرضهاى صفرا وناشتا خوردن نافع است ، چون چهار ماه بگذرد براى تاريكى چشم و تنگى نفس نافع است ، چون پنج ماه بر آن بگذرد، كسيكه درد سر داشته باشد بقدر نيم عدس از اين دوا با روغن بنفشه ممزوج گردانيده در بينى بچكاند، چون شش ماه برآن بگذرد كسيكه درد شقيقه داشته باشد بقدر يك عدس از آن با روغن بنفشه مخلوط گردانيده و در بينى بچكاند، از آن جانبى كه درد ميكند در اول روز و چون هفت ماه بر آن بگذرد براى دفع بادى كه در گوش بهم ميرسد بقدر يكعدس با روغن گل سرخ ممزوج ساخته در گوش چكاند، در اول روز و در هنگام خواب و چون هشت ماه بگذرد آنرا با آب خوردن براى دفع خوره نافع است ، چون نه ماه بگذرد نافع است براى غلبه خواب و هذيان گفتن در خواب و ترس و بيم بايد كه با روغن ترب ناشتا و در وقت خواب بقدر يكعدس خورده شود، چون ده ماه بگذرد براى غلبه صفرا وتبهاى اندرونى و اختلال عقل بقدر يكعدس با سركه بخورند، براى سفيدى چشم ناشتا در وقت خواب بخورند، چون يازده ماه بر آن گذشت از براى سودائى كه اين كس را بترس و وسواس مياندازد، بقدريك نخود با روغن گل سرخ ناشتا و بقدريك نخود بى روغن در هنگام خوابيدن بخورد، چون دوازده ماه بگذرد از براى فالج كهنه و تازه بآب مرزنگوش ‍ بقد يك نخود بخورد و با روغن زيت نمك بر پا بمالد در وقت خواب و از سركه و شير و ماست و سبزيها و ماهى اجتناب نمايد، چون سيزده ماه بگذرد بقدر يك نخود از آن با آب سداب حل كند و در اول شب بخورد نافع است ، براى درد اندرون و خنديدن بى سبب و با ريش بازى كردن و اگر چهارده ماه بگذرد، براى دفع ضرر زهرها نافع است ، اگر زهرى باو خورانيده باشند تخم بادنجان را بكوبند و بجوشانند وصاف كنند، با يك نخود از اين دوا در سحر بخورند و آب نيم گرم از عقبش بخورند، سه شب يا چهار شب . چون پانزده ماه بگذرد براى دفع سحر و بادها نافع است ، چون شانزده ماه بگذرد بقدر نيم عدس آن را به آب باران تازه حل كرده بديده كسى بكشد كه نور بينائى چشمش ‍ كم شده باشد، در بامداد و شام و وقت خواب تا چهار روز، اگر برطرف نشود، تا هشت روز. چون هفده ماه بگذرد، براى دفع خورد يك گلوله از آن با روغن پاچه گاو ناشتا و در وقت خواب بخورند و بقدر يك حبه اش را بربدن بمالند و اندكى رابا روغن زيت يا روغن گل سرخ در بينى بچكانند، در آخر روز در حمام . چون هيجده ماه بگذرد، براى دفع بهق آنجا را سوزن بزنند، كه خون در آيد و بقدر يك نخود با روغن بادام تلخ يا روغن صنوبر بخورند اندكى را در بينى بچكانند، با نمك در آن محل بمالند، چون نوزده ماه بگذرد اگر آب انار شيرين را گرفته به قدر يك دانه جواز حنظل و با يك نخود از اين دوا ناشتا بخورند، براى دفع سهو و فراموشى و بلغم سوخته وتب كهنه نافع است .
چون بيست ماه بگذر به قدريك عدس از آن گرفته با آب حل كند، براى سنگينى گوش در گوش بچكانند، اگر نفعى ظاهر نشود، در روز ديگر باز بچكاند واندكى بر كله سرش بريزند و از براى صاحب مرض سرسام با آب انار ترش نافع است .
در حديث