 طولانی شمردند و دلشان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق فرود آمده سخت شد و بسیاری از آنان فاسق شدند آن شخص گفت خدای عز و جل در قرآن مجید چه آیه ای در باب حضرت امام زمان نازل کرده؟ گفتم گفتار او عز و جل (سوره بقره آیه 1) الم ذل الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب مقصود از ایمان بغیب ایمان بحضرت قائم است و غیبت او.. داود بن کثیر رقی از امام ششم در تفسیر قول خدای عز و جل هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب روایت کرده که فرمود کسی استکه اقرار کند، قیام قائم علیه السلام حق است.. یحیی بن ابی القاسم گوید از امام صادق جعفر بن محمد (ع) پرسیدم از قول خدای عز و جل الم ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب فرمود متقین شیعه علیه علیه السلام هستند و غیب همان امام غائب است و گواهش قول خدای عز و جل است (در سوره یونس آیه 20) میگویند چرا نازل نمیشود بر او نشانه ای از پروردگارش بگو همانا غیبت از آن خداست در انتظار باشید منهم با شما از منتظرانم خدا خبر داده که نشانه همان غیب است و غیبت هم همان حجت است و تصدیق آن گفته خدای عز و جل است (در سوره مومنون آیه 50 و گردانیدیم فرزند مریم و مادرش را نشانه یعنی حجت.. علی بن رئاب از امام ششم روایت کرده که گفت در تفسیر قول خدای عز و جل (در سوره انعام آیه 158 روزی که بیاید بعضی از آیات پروردگار سود نمیدهد کسی را ایمانش در صورتیکه پیش از آن ایمان نداشته فرمود آیات ائمه هستند آیت منتظره حضرت قائم علیه السلام است در روز ظهورش سود نمیبخشد ایمان کسی که پیش از قیام او با شمشیر ایمان نداشته و اگرچه ایمان بپدران گذشته او داشته باشد و بتحقیق که نامیده خدای عز و جل یوسف (ع) را غیبت در آنجا که داستانش را برای پیغمبرش نقل کرده و فرموده است عز و جل (در سوره یوسف آیه 102) این از خبر های غیب است که بتو وحی کردیم تو پیش آنها نبودی آنگاه که عزم خود را تصمیم دادند و مکر نمودند، نامیده است یوسف را غیب چونکه اخباری را که نقل کرده راجع بداستان یوسف بوده و احوال او و سرانجام کار او، بعضی از مخالفین راجع بایه ایمان بغیب با من سخن گفت و اظهار داشتکه معنی قول خدای عز و جل الذین یومنون بالغیب این است که ایمان بزنده شدن و قیامت و احوال قیامت دارند، گفتم در تاولیت نادانی و در گفتارت گمراهی زیرا یهود و نصاری و بسیاری از مشرکین و مخالفین اسلام هم ایمان ببعث و نشور و حساب و ثواب و عقاب دارند و خدا مومنان را مدح نکند بمدحی که فرق کفر و مجوس با آنها شریک باشند بلکه خدای عز و جل آنها را توصیف و مدحی کرده که مخصوص آنها است و دیگری با آنها شرکت ندارد.
ایمان در حقیقت نازمند علم بموضوع است و ایمان هیچ مومنی درست نباشد جز آنکه بداند حال کسی را که بوی ایمان میاورد چنانچه خدای تبارک و تعالی (در سوره زخرف آیه 86 فرماید مگر کسانیکه گواه بحقند و هم ایشان میدانند و صحت گواهی آنها را تصدیق نکرده مگر پس از علم همچنین سود نمیدهد ایمان کسیکه خود را پیرو مهدی قائم علیه السلام میداند تا در حال غیبت مقام او را بشناسد و راه شناسائی اینست که امام گذشته علیهم السلام از غیبت او خبر داده اند وجود او را برای شیعیان خود دویست سال پیش با کم و بیش در ضمن روایات بسیاری که از ایشان نقل شده و در رساله ها ثبت شده در کتب تالیف گردیده خبر داده اند هیچکدام از پیروان ائمه از این موضوع غفلت نکرده و در بسیاری از کتب و روایات و مصنفات خود آنها را ذکر کرده اند و اینها همان کتبی که باصول معروف و نزد شیعیان آل محمد (ص) از قریب دویست سال پیش از غیبت بتدریج مدون گردیده و محفوظ مانده من آنچه را راجع بغیبت در این اصول محفوظه بدست آمده در محل مناسب خود در این کتاب بیرون نویس کرده ام با ذکر سند آنها، بناچار این جمع کثیر پیروان تشیع که نویسندگان این کتب بوده اند یا از همان وقت علم غیبت پیدا کرده اند باین غیبتی که اکنون واقع شده و پیش از وقوعش آنرا در کتب خود نوشته اند و این بنظر عقل و انصاف محال آید یا این که این جمع کثیر در ضمن مدت دویست سال بر یک امر دروغ توافق کنند و ندانسته آنرا بنویسند و کتاب کنند و بطور اتفاق دروغ آنها راست دراید و کذب آنها محقق گردد و نظر باینکه این جمع بسیار در کشورهای دور از هم بوده اند و عقیده های مختلف داشته و در سرزمینهای جدا زندگی میکرده اند توافق آنها بر امر خلاف واقع و جعل کذب محال میاید و این موضوع راهی ندارد جز آنکه خبر امام غائب را از ائمه خود اخذ کرده که حافظ وصیت پیغمبر (ص) بوده اند و آنحضرت از غیبت امام دوازدهم و صفات او و مقامات او بدانها خبر داده و آنرا در کتب خود نوشته اند و در اصول خویش گرد آورده اند و با همین توجه دقیق حق پیروز میگردد و باطل از میان میرود زیرا باطل قابل زیست نیست، منظور مخالفین ما که هوسهای گمراه کننده در سر دارند اینست که بدست آنیز غیبت صاحب الزمان و طول مدت آن حق را پایمال کنند و عناد ورزند، تا موضوع را بمردمان کم معرفت و سست بصیرت مشتبه نمایند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1708.txt">بخش اول</a><a class="text" href="w:text:1709.txt">بخش دوم</a></body></html>بتوفیق خدا من میگویم که غیبت امام زمان ما عجل الله فرجه نظر بانچه بچشم دل دیده و بدرستی شناخته ایم حکمتش ثابت و حقیقتش روشن و دلیلش پیروز است، باید آثار حکمت خدای عز و جل و تدبیر پا بر جای او را درباره امامان گذشته و در ازمنه دیرین سنجید که چگونه با پیشوایان گمراهی مبارزه کردند و گردنکشان و فرعون منشان در قرون گذشته بر آنها چیره شدند، امروز هم بچشم خود می بینم که پیشوایان کفر بکمک اهل دروغ و دشمنی و افترا و پرونده سازی بر همه چیز مسلط شدند نه بمنطق خردمندانه توجه دارند و نه بمخالفین خود هر چه هم حق بگویند ترجم و توجهی مینمایند با این وضع رسوا مخالفین ما میگویند امام زمان خود را نشان دهید و مانند امامانی که پیش ازو آشکار بودند او را آشکار معرفی کنید، میگویند بقول شما پس از وفات پیغمبر یازده امام پی در پی بوده اند که همه آشکار بودند و در دسترس موافق و مخالف و بنام و شخص خود معروف میان عام و خاص اگر این امام مانند آنان آشکار و معروف نباشد و نتواند باشد امر امامت آن یازده تن هم تباه و بیهوده گردد چنانچه موضوع صاحب الزمان شما بواسطه نبودن و عدم امکان وجود او در طول اینمدت فاسد و بیهوده است من بتوفیق خدا در جواب این اعتراض میگویم مخالفین ما بفوائد مختلفه حکمت و مصلحت اندیشی خدای تعالی نادانند و راه و روش حجتهای خدا را در هر عصر و زمانی نسبت به پیشوایان ضلالت در دولتهای ناحق درست نمی سنجند و از آن غافلند زیرا مسلم است که ظهور حجتهای الهی در مقامات پیشوائی خود در وقت تسلط دولتهای ناحق روی حساب امکاناتی است که برای ارشاد و تدبیر مردم زمان خود داشته باشند، اگر وضعیت طوری باشد که برای امام تا یک حدی تدبیر و رهبری نسبت بدوستانش ممکن باشد ظهور حجت وقت لازمست و اگر هیچ گونه امکانی مناسب وضع زمان برای تدبیر و رهب