رض لازمیست چون لزوم اطاعت انبیاء و دلیلش گفته خدای عز و جل است (در سوره نساء آیه 59) از خدا اطاعت کنید و از رسول خدا اطاعت کنید و از فرماندهان
بحق خودتان. و گفته خدای تعالی (در سوره نساء آیه 83) و اگر مراجعه میدادند آنرا برسول خدا و بفرماندهان بحق خودشان آنان که در میان آنها کنجکاو بودند حقیقت آنرا میدانستند. فرماندهان بحق (اولی الامر) همان اوصیاء و ائمه بعد از پیغمبرند و خدا اطاعت آنها را قرین طاعت رسول ساخته و بر بندگان لازم کرده است پیروی آنان را چنانچه لازم کرده است بر بندگان خود طاعت رسول را در شمار وجوب طاعت خود در گفته خویش اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و سپس فرموده در همان سوره نساء هر کس اطاعت رسول کند محققا اطاعت خدا را کرده است و چون که ائمه علیهم السلام حجتهای خدایند نسبت بکسانیکه شرف حضور او را درک نکردند و او را ندیدند و بر کسانیکه بعد از او آمدند و چنانچه پیغمبر حجت است بر کسیکه او را هم ندیده در عصر خودش لازم آید از اطاعت امام همانکه لازم آید از اطاعت شخص پیغمبر محمد (ع) بنابراین انبیاء و ائمه یک حکم دارند و قیاس هر یک بدیگری درست است و اگرچه رسول افضل از امامست ولی در حجت بودن و وصف خلافت و عمل رهبری و فرض طاعت یکی هستند و خدای جل ثنائه در کلام خود رسولان را ائمه نامیده و بابراهیم گفته است (در سوره بقره آیه 124) براستی من ترا امام مردم ساختم و خدای تبارک و تعالی بما خبر داده که انبیاء و رسولان هم بر یکدیگر برتری دارند در سوره بقره تبارک و تعالی بما خبر داده که انبیاء و رسولان هم بر یکدیگر برتری دارند (در سوره بقره ساختم و خدای آیه 253) فرموده آنانند رسولان که برتری دادیم بعضی را بر بعضی با کسانی از آنها خدا سخن گفت الایه و فرمود (در سوره اسراء 55) ما بعضی از پیغمبران را بر بعضی برتری دادیم و انبیاء در نبوت همانند و شریکند و اگرچه بعضی افضل از بعضی دیگرند و همچنین باشند انبیاء و اوصیاء و هر کس حال ائمه را بحال انبیاء بسنجد و باعمال انبیاء نسبت باعمال اوصیاء استشهاد کند درست سنجیده و استدلالش استوار است و درباره آنچه ما گفتیم از مشاکلت انبیاء و اوصیاء درست است.
فصل ششم : در معالجه دردسر و شقيقه و زكام و صرع واختلال دماغ و تصرف جن 
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه براى دفع درد سر و نصف سر ايندعا را بنويسد و بر آنجانب كه درد ميكند بياويزد اَللّهُمَّ اَنْتَ لَسْتَ بِاَ لهٍ اِسْتَحْدَ ثْناهُ وَلا بِرَبّ يَبيدُ ذِكْرُهُ وَلا مَعَكَ شَرَكاءُ يَقْضُونَ مَعَكَ وَلا كانَ قَبْلَكَ اِلهُ نَدْعُوهُ وَنَتَعَوَّذُ بِهِ وَنَتَضَرَّعُ اِلَيْهِ وَنَدَعُكَ وَلا اَعانَكَ عَلَى خَلْقنا مِنْ اَحَدٍ فَنَشُّكُ فيكَ لااِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لاشَريكَ لَكَ عافِ فُلانِ بْنِ فلانَةِ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ.
در روايت معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول كه هر كه درد سر داشته باشد، يا بولش بند شده باشد دست بر جاى درد بگذارد وبگويد اُسْكُنْ سَكَّنْتُكَ بِالَّذى سَكَنَ لَهُ مافى اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ. 
از حضرت امام على نقى عليه السلام منقول است كه براى درد سر اين آيه را بر قدح آبى بخواند و بخورد اَوَلَمْ بَرَالَّذينَ كَفَروُا اَنَّ السَّمواتَ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتْقَا فَفَتَقْنا هُما وَجَعَلْنا مِنْ الْماءِ كُلِّ شَىًء حَىّ اَفَلايُؤ مِنوُنَ.
در حديث معتبر منقول است كه حبيب سيستانى شكايت كرد، بحضرت باقر عليه السلام كه هفته دو مرتبه مرا درد شقيقه ميگيرد، فرمود كه بگذار دست را بر آنجانب كه درد ميكند و سه مرتبه بگو
ياظاهِرا مَوجُودا وَيا باطِنا غَيْرَ مَفْقُودٍ آرْدُدْ عَلى عَبْدِكَ الضَّعيفِ اَياديكَ الْجَميلَةَ عِنْدَهُ وَاَذْهِبْ عَنْهُ ما بِهِ مِنْ اَذَىً اِنَّكَ رَحيمٌ وَدُود.
در حديث ديگر فرمود كه براى دفع درد سر دست بر سر بمالد و هفت نوبت بگويد اَعُوذُ بِاللّهِ اَلّذي سَكَنَ لَهُ مافى البَّرِ وَالْبَحْرِ وَمافى السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ. 
در روايت ديگر منقول است كه براى دفع درد گوش دست بر گوش بمالد و هفت مرتبه اين دعا بخواند.
در روايت ديگر فرمود براى دفع درد سر دست را بر بالاى سر بگذارد، بگويد لَوْكانَ مَعَهُ الِهَةٌ كَما يَقولُونَ اِذا لابَتَغَوا اِلى ذى الْعَرْشِ سَبيلاً وَاِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوا اِلى مااَنْزَلَ اللّهُ وَالَى الرَّسوُلِ رَاءَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودا. 
در حديث معتبر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و گفت من سفر بسيار ميكنم و در جاى هولناك بسر ميبرم چيزى بمن تعليم فرما كه نترسم حضرت فرمود كه چون چنين جائى وارد شوى دست را بالاى سر بگذارد بآواز بلند بگو، اَفَغَيْر دين اللّهِ تَبَغُونَ وَلَهَ اَسْلَمَ مَنْ فى السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ طَوْعا وَكُرْها وَاِلَيْهِ تُرْجَعُونَ آن شخص گفت كه در بيابانى وارد شدم كه ميگفتند جن در آنجا بسيار است ، شنيدم كه كسى ميگفت كه بگيريدش اين آيه را من خواندم كه ديگرى جواب گفت كه چگونه بگيريمش و حال آنكه پناه بآيه كريمه طيبه برده است .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بآن حضرت شكايت كرد، كه پسرى دارم و گاهى او را باد جن وام الصبيان ميگيرد. بحدّيكه از او نااميدميشوم ، فرمود كه هفت مرتبه سوره حمد را با مشك و زعفران بر ظرفى بنويس و بآب بشوى و تا يكماه از آن آب بده بخورد، شفا يابد راوى گفت كه يكمرتبه كه خورد برطرف شد.
در حديث ديگر فرمود كه كسيرا كه صرع بگيرد بر او بخوانيد ايندعا را عَزَمْتُ عَلَيْكَ يا ريحُ بِالْعَزيمَةِ الَّتى عَزَمَ بِها عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ رَسُول اللّهِ صَلَّى اللّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَلى جِنّ وادِىَ الْصَبْرَةِ فَاَجابُوا وَاءَطاعُوا لِما اَجَبْتَ وَاَطَعْتَ وَخَرَجْتَ عَنْ فُلانِ بْنِ فُلانَةِ السّاعَةِ. 
در روايت ديگر منقول است كه شخصى را اختلال دماغ بهم رسيده بود، حضرت فرمود هر شب در هنگام خواب اين دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ امَنْتُ بِاللِّ وَكَفَرْتُ بِالطّاغُوتِ اَللّهُمَّ احْفَظْنى فى مَنامى وَفى يَقَظَتي اَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ وَجَلالِهِ مِمّا اَجِدُ وَاحْذَرُ. 
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه كسى را باد جن گيرد، بر او سوره حمد وقل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق هر يك را ده مرتبه بخوانند، اين سوره را در جامى با مشك و زعفران بنويسند و باو بخورانند، در آب وضو وغسلش داخل كنند.
در حديث ديگر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام شخصى را ديدند كه صرعش گرفته است قدح آبى طلبيدند و سوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق بر آن آب خواندند، بر سر و روى او پاشيدند بهوش آمد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه در خانه كه جنيان سنگ مياندازند صاحب خانه آن سنگ