 او گفته است. 
1 - ای دره کوه رضوی برای چه کسی که در تو است دیده نمی شود، تا کی تو در نزدیکی ما از دیده پنهانی؟ 
2 - اگر باندازه عمر نوح غائب باشد ما یقین داریم که محققا مراجعت می کند و باز سید درباره او گفته است. 
1- هلا سلام برسان بانکه در کوه رضوی اقامت دارد و در منزلگاهش سلام باو هدیه کن. 
2 - بگو ای زاده وصی پیغمبر، جانم قربانت اقامت در این کوه را طول دادی.
3- بگذر بگروهی که دوستدارت هستند و تو را خلیفه و امام میدانند. 
4 - فرزند خوله (مادرش) مرگ را نچشیده و زمین استخوان او را زیر خود نگرفته همیشه سید حمیری در امر غیبت گمراه بود و موعود غائب را محمد بن حنفیه می دانست تا شرفیاب حضور امام صادق علیه السلام گردید و علامات امامت را در او دید و نشانه های وصایت در او فهمید و از امام غائب از آنحضرت پرسش کرد و فرمود غیبت درست است ولی در امام دوازدهم است و باو خبر داد که محمد بن حنفیه مرده است و پدرش شاهد خاک سپردن او بوده، سید از این عقیده برگشت و بحق گرائید و بمذهب امامیه درآمد - حیان سراج گوید از خود سید محمد حمیری شنیدم که میگفت من معتقد بغلو بودم و محمد بن حنفیه را امام غائب می دانستم مدتی در این گمراهی بسر بردم تا آنکه خدا بوسیله امام صادق جعفر بن محمد بمن منت نهاد و از آتشم برگرفت و براه راستم رهبری کرد و چون دلائل امامت آنحضرت بر من آشکار شد و دانستم او بر من و همه خلق خدا حجت است و او است امامیکه خدا طاعت او را واجب کرده و پیروی او را لازم شمرده باو عرض کردم یابن رسول الله برای ما اخباری از پدرانت علیهم السلام در باب غیبت رسیده و بصحت پیوسته بفرمائید این غیبت درباره کدام امام است، فرمود غیبت در ششمین فرزند من است که امام دوازدهم است پس رسول خدا (ص) که اول آنها امیرالمومنین علی بن ابیطالب است و آخر آنها قائم بالحق است، بقیه الله فی الارض و صاحب الزمان: بخدا اگر باندازه عمر نوح در پشت پرده غیبت بماند از دنیا نرود تا ظاهر شود و زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ظلم شده. سید گفت چون این خبر را از مولایم امام صادق شنیدم بدست آنحضرت توبه کردم و بخدا بازگشتم و قصیده خود را سرودم که اولش اینست. 
1- چون دیدم مردم در این گمراه شدند من بنام خدا در گروه جعفری مذهب پیرو جعفر بن محمد شدم 
2 - بنام خدا آواز دادم و الله اکبر گفتم و دانستم که خدا میبخشد و میامرزد 
3 - و بدین خدا تا زنده ام متدین شده ام و سید مردم جعفر بن محمد مرا از کیش باطل باز داشت 
4 - گفتم فرض کن مدتی من یهودی بودم وگرنه در آن مدت ترسا شده بودم 
5 - من بپروردگار بخشاینده از آن مذهب باطل تائبم و گویا اکنون مسلمان شدم و الله اکبر 
6 - من دیگر تا زنده ام معتقد غلو نمیشوم و بعقیده ای که بودم رجوع نکنم در پنهان و آشکار 
7 - من دیگر نمیگویم محمد بن حنفیه در کوه رضوی غائب شده - و اگر چه نادانها گفته مرا عیب کنند و بسیار انتقاد کنند 
8 - آری او براه مرگ خود رفت و دارای فضیلت بود و پیرو سنت 
9 - با گذشتگان پاک و طاهر خود و یکی از فروع پاک خاندان مصطفی (ص) بود تا آخر قصیده که بسیار طولانی هست و باز در این موضوع این شعر را گفته ام

1- ای کسیکه بر شتر تنومند بسوی مدینه رهسپاری - بر شتران تندرو که بیابانهای دور و دراز را بانها در مینوردند 
2 - اگر خدایت رهبری کرد و جعفر بن محمد را دیدار کردی - بولی خدا و زاده امام پاکیزه از قول من عرض کن 
3 - هلا ای امین خدا و زاده امین خدا - من بسوی خدای بخشاینده بازگشتم و بتو رو آوردم 
4 - از آن عقیده اینکه در آن بودم و پافشاری میکردم - و با مخالفین آن ستیزه داشتم و آشکارا برای آن مبارزه میکردم 
5 - گفتار من درباره محمد بن خوله از روی کنیه - و عناد با سلسله پاک پیغمبر نبود 
6 - ولی از گفته وصی محمد (ص) برای ما نقل شده بود - و ناقلین آن هم دروغ گو نبودند 
7 - که ولی بر حق خدا غائب میشود و دیده نمیشود - در سالهای بسیاری نقش یک ترسنده و منتظر را دارد 
8 - و دارائی آن امام غائب تقسیم میشود - مثل آنکه مرده است و زیر خروارها خاک پنهان شده 
9 - مدتی پشت پرده غیبت میماند و یک دفعه ظهور میکند - مانند ستاره درخشنده ای که از پشت افق پدید شضود 
10 - بکمک و یاری خدا از خانه خدا پیشروی میکند - با تسلط و بزرگواری و وسائل آماده 
11 - با پرچم پیروزی بدشمنان خود می تازد - و آنها را میکشد بسختی چون خشمناک دل برافروخته ای 
12 - چون برای ما روایت شد که محمد بن حنفیه زاده خوله غائب است - ما این عقیده را بر او تطبیق کردیم و دروغ نشمردیم
13- گفتیم او است مهدی و قائم بحقیکه - که ببرکت عدالت او هر قحطی زده ای بخوشی زندگی میکند 
14 - اکنون که شما میفرمائید او نیست البته فرموده شما درست است و آنچه - بدان فرماندهی حتم است و تعصبی در میان نیست 
15 - پروردگارم را گواه میگیرم که گفتار شما حجت است - بر همه مردم از فرمانبر و نافرمان 
16 - آن امامیکه قائم بحق است - و روحم باشتیاق او در طرب است 
17 - بناچار غیبتی دارد که دوره آن را میگذارند - درود خدا بر آنچنان غائبی باد 
18 - مدتی در پشت پرده غیبت است و در موقع خود ظهور میکند - و حکمرانی میکند بر همه مردم از مشرق تا مغرب 
19 - باین عقیده در نهان و آشکار خدا را دیندارم - و اگر درباره آن بمن عتاب شود تاثیر در من ندارد 
حیان سراج که راوی این حدیث است خود از کیسانیه بوده است در اثبات مرگ محمد بن حنفیه و رد مذهب کیسانیه چون مرگ محمد بن حنفیه ثابت باشد روشن است که اخبار راجع بغیبت امام که بطور حتم رسیده بر او منطبق نیست اکنون روایاتیکه دلیل مردن محمد بن حنفیه است ذکر میکنیم.. جعفر بن مختار گوید حیان سراج خدمت امام صادق جعفر بن محمد علیه السلام رسید امام باو فرمود ای حیان اصحابت درباره محمد بن حنفیه چه می گویند؟ عرض کرد گوینده زنده است و روزی میخورد امام صادق فرمود که پدرم (ع) برای من بازگو کرده که از جمله کسانی بوده است که در حال بیماریش ویرا عبادت کرده و در حال احتضارش چشمهای او را بسته و در حال دفنش او را بخاک سپرده و زنانش را پس از او بشوهر داده و ترکه اش را قسمت کرده، عرض کرد ای ابی عبد الله مثل محمد بن حنفیه در میان امت اسلامی چون عیسی بن مریم است که وضعیت او بر مردم مشتبه شد، حضرت صادق فرمود وضع او بر دوستانش مشتبه شد یا بر دشمنانش؟ عرض کرد بر دشمنانش، حضرت فرمود بگمانت ابو جعفر محمد بن علی (ع) دشمن عمش محمد بن حنفیه بود؟ عرض کرد خیر، سپس امام صادق فرمود ای حیان شما از آیات خدا رو گردان هستید و خدای تبارک و تعالی (در سوره انعام آیه 157) فرموده بزودی کیفر دهیم کسانیکه از آیات ما روگردانند بعذاب بدی برای آنکه رو گردان بودند امام صادق فرمود محمد بن حنفیه نمرد تا اعتراف بامامت علی بن الحسین امام چهارم نمود وفاتش در سال هشتاد و چهار از هجرت واقع شده.. حنان بن سدیر از پدرش نقل کرده که من بمحمد بن حنفیه وارد شدم در آنگاه که زبانش بند آمده بود باو دستور دادم وصیت کند نتوانست جواب گوید گفتم طشت آوردند و ماسه نرم در آن ریختند و نزد او گذاشتم و گفتم رو