یعیان و دوستان و طرفدارانشان در هر مقامی و بهر مناسبتی گفته بودند که امام شمشیر زن و مقتدر در برابر مخالفین همان امام دوازدهم است و ما وظیفه سکوت داریمو آن امام هم قیام نمیکند تا آشکارا از آسمان بنام خود و پدرش فریاد عمومی بلند شوند و با اینکه این تعلیمات محرمانه بوده باندازه ای مورد سفارش شده که بگوش دشمنان رسیده و مردم هم عادت دارند هر چه بشنوند و احساس کنند منتشر سازند، این موضوع در میان شیعیان آل محمد منتشر بود بگوش دولتهای مخالف و دیگران هم رسیده بود و آنها هم امامان شیعه را راستگو و دانشمند و فاضل می دانستند نظر بموقعیت عمومی آن ها از شتاب در کشتارشان توقف میکردند و از آزار آن ها خودداری مینمودند و حکمت و تدبیر خدا هم موجب ظهور و نگهداری آن ها بود و بایست بهمین وضع هر کس بدانچه سزاوار است از هدایت و ضلالت برسد چنانچه خدای تعالی (در سوره کهف آیه 17) فرماید هر که را خدا توفیق هدایت داد رهبری شده و هر کس را بوادی ضلالت وانهاد تو هرگز پیشوا و رهبری برای او نخواهی یافت و خدای عز و جل (در سوره مائده آیه 68) فرماید بیفزاید محققا بسیاری از آنان را آنچه بتو از پروردگارت نازل شده سرکشی و کفر اندوه مخور بر مردم کافر ولی در این زمان اخبار نص و اشاره باحوال صاحب الزمان بگوش همه مردم رسیده و همه مطلع شده اند که صاحب الزمان با شمشیر ظهور کند، مردم هم عادت دارند هر چه بشنوند و ببینند و مشاهده کنند منتشر سازند، اگر صاحب الزمان در عیان باشد و با شیعیان خود تماس گیرد میان مردم شیعه شهرت یابد و بگوش دشمنان برسد بلکه جاسوسان مخفی بوجود او پی برند و بسا دوستان هنگام جدال با مخالفان تحت تاثیر احساسات خود او را معرفی کخنند و محل او نشان دهند، چنانچه هشام بن حکم موقع مناظره با شخص شامی در حضور امام صادق علیه السلام تحت این تاثیر قرار گرفت و او را معرفی کرد، در گرم مناظره شخص شامی بهشام گفت امامیکه باو اشاره میکنی این القاب و صفات را برای معتقدی کجا وجود خارجی دارد؟ هشام بیخودانه
با دست خود بامام اشاره کرد او را معرفی کرد و گفت همین آقا است. و اگر امام زمان بطور خصوصی با شیعیان خود هم تماس گیرد در مجالس آنها منتشر شود و بناچار نشانی شخص و نسب و مکانش بگوش مخالفان رسد در اینصورت نه بوی رحم کنند و نه بشیعیان وی مهلت دهند چنانچه فرعون بحساب اینکه شینده بود موسی پیغمبر ناجی بنی اسرائیل است و هلاکت فرعون و کشورش بدست او است و از آنها بوجود میاید بیرحمانه مشغول کشتار فرزندان بنی اسرائیل شد و پیش از او بمحض اینکه خبر زایش حضرت ابراهیم بگوش نمرود رسید و فهمید که هلاکت او و ویرانی کشورش بدست او است شروع بکشتار فرزندان رعایا و اهل کشورش کرد و هم چنان خلیفه ناحق و سرکش زمان وفات امام حسن بن علی علیه السلام پدر صاحب الزمان در جستجوی فرزند او برآمد خانه او را تحت نظر گرفت و کنیزانشرا زندانی کرد و انتظار حملی را که در آنها گمان میبرد کشید و اگر منظورشان همانوضع زمان ابراهیم و موسی نبود این کارها را نمی کردند آن حضرت اهل و فرزند خود را بجا گذاشت و مخالفین میدانستند که مذهب و دین او این است که با وجود فرزند یا یکی از ابوین هیچکس جز زوج و زوجه از ارث نمیبرد، شخص عاقل جز این را نپندارد و فهم نکند و مقتضای تدبیر و حکمت الهی هم در موضوع غیبت و ظهور در میان بود و چون چنین سخت گیری در میان بود امام بناچار غائب شد و شخص او پشت پرده رفت و نتوانستند محل او را بدانند، سپس یکخنفر در میان بود امام بناچار غائب شد و شخص او پشت پرده رفت و نتوانستند محل او را بدانند، سپس یکنفر از شیعیانش پاره از وضعیت غیبت آنحضرت را منتشر ساخت چنانچه ما وصف نمودیم و امام در حال استتار مورد توجه دشمنان گردید و بازرسانی از طرف سرکش آن عصر یا فتنه انگیزی از میان عوام بتفحص پرداخت نسبت باستتار امام و اخباری که درباره او رسیده بود بازرسی نمود ولی شخصی که باو اشاره شود و شبهه ای که دست آویز او گردد نیافت در اینجا دشمن شکست خورد و فتنه خوابید و عصبیت عقب کشید و در این صورت مخالفین نسبت بشیعیان او بهانه ای ندارند و نمیتوانند آنها را محکوم و معدوم نمایند، آتش جنگ خاموش شد و دشمن بجای خود نشست و فرصتی برای اندیشه و تامل بدست آمد جویندگان حقیقت بصحت امامت آنان پی بردند و هر شخص با ایمانی که درست فکر کرد حقانیت مذهب امامیه را فهمید و کسانیکه در حیرت جهالت بودند و باولیاء حجت الهی پیوستند، پرده تاریکی در مهلت تامل و تحقیق در علامات و شواهد امامت بکنار رفت چنانچه حقیقت امامت و صحت مذهب امامیه برای هر کس طالب حق باشد از مطالعه همین کتاب ما روشن و هویدا گردد در صورتیکه جویای نجات باشد و از گمراهی گریزان گردد و خود را در زمره پیشروان سرانجام خوشیکه خدا مقرره کرده وارد کند و راه حق را بر گمراهی انتخاب نماید. جواب شبهه دیگر راجع بغیبت امام عصر عجل الله فرجه یکی از اعتراضاتیکه جهال معاندین حق دارند اینست که میگویند بما از وضع فعلی امام غائب خبر دهید آیا مدعی امامت هست یا نیست؟ در فرض اینکه ما نزد او برویم و از احکام دین از او پرسش کنیم اگر جواب دهد و مدعی امامت باشد امام است و اگر در صورت مراجعه بوی مدعی امامت نباشد و جواب ما را ندهد او با کسیکه امام نیست برابر است و امامت او فائده و مفهومی ندارد، در جواب این اعتراض باید گفت. 
1 - امام راستگوئیکه پیش از وی بوده ما را بامامت او دلالت کرده و نیازی ندارد که خود مدعی امامت باشد بلکه وظیفه مردم است که او را بامامت بشناسند و اگر خودش هم اظهار امامت کند برای یاد آوری و تاکید است نه برای اثبات و اقامه دلیل زیرا امامیکه پیش از وی ظاهر بوده بامامت او تصریح کرده و وضع او را روشن نموده و او را از ادعاء امامت و اقامه برهان بی نیاز ساخته نظیر آن عقیده ما است درباره علی بن ابیطالب علیه السلام که بنص پیغمبر (ص) امامت او ثابت شده و محتاج نبود که خود دعوای امامت کند و دلیل بر آن اقامه کند، اما راجع بپرسش از احکام دین از آنحضرت البته اگر از روی معرفت باو رجوع شود و مقصود طلب رشاد و آموختن مسائل باشد و با اعتقاد بامامت او و اقرار بمقام او باشد خود را بشناساند و بشما بیاموزد و جواب گوید ولی اگر بقصد دشمنی و جاسوسی باو رجوع شود و در دل گرفته شود که وسیله مزاحمت او نزد دشمنان دین فراهم گردد و بدست آویز اطلاع بر اسرار دین بدست دشمنان سپرده شود بشما جواب نخواهد داد زیرا از شما به جان خویش میترسد. اگر این جواب قانع کننده نباشد ما در مقام جواب این پرسش را طرح میکنیم که :
2- در آن زمانیکه پیغمبر (ص) در غار پنهان بود اگر مردم میخواستند باو رجوع کنند از احکام دین بپرسند میتوانستند او را ملاقات کنند و خدمت او برسند یا نه؟ اگر میتوانستند که حضرت پنهان نبوده و اگر نمیتوانستند پس وجود و عدم او در عالم بنا بر نظر شما برابر بود، اگر بگوئید پیغمبر در این پنهانی حفظ جان خود میکرد گفته شود که امام هم در دوره غیب