 و بعد از گذشت آنان چنانچه لازم بود محافظت دستورات دین را نکردند و همچنین خدای عز و جل هم (در سوره مائده آیه 15) فرموده است رسول ما آمد نزد شما تا برای شما بیان کند بسیار از آنچه که از کتاب پنهان کردید و از بسیاری هم صرف نظر کند خدای عز و جل وضع قرون گذشته را چنین توصیف کرده و فرموده (در سوره مریم آیه 59) یک نسل آینده بجای آنها نشست که نماز را ضایع کردند و پیروی شهوات نمودند و بزودی گمراهی را برخورند) و خدا در مقام نصیحت این امت (در سوره حدید آیه 16) فرماید نباشید مانند آنانکه داده شدند کتاب را پیش از این و مدت آنها طولانی شد و دلهایشان سخت گردید و در روایت هم آمده است که زمانی بر مردم آید که از اسلام نماند جز اسمی و از قرآن نماند جز رسم کتابتی و پیغمبر (ص) هم فرمود بدرستیکه اسلام آغاز شد در غربت و بزودی برگردد بحال غربت خوشا بحال غریبان، شیوه خدای عز و جل این بوده که در هر دوره ای رسولی مبعوث میکرده تا برای آن امتهای گذشته آثار از میان رفته دین را تازه کند و امت اسلامی مگر مخالفانی که مورد توجه نبودند اتفاق دارند و ادله قطعیه آمده است که خداوند پیغمبران را به محمد (ص) پایان داد و پیغمبری بعد از نخواهد بود و ما می بینیم وضع این امت روی برتری باطل بر حق و غلبه گمراهی بر هدایت است تا بجائی که بسیاری از مسلمین معتقدند دیگر دار الاسلام وجود ندارد و همه دار الکفر شده و هیچکدام از مقررات اصولی اسلامی مانند موضوع امامت دستخوش فشار ظلم و تباهی نشده زیرا از زمان شهادت امام حسین (ع) نه از بنی امیه و نه از بنی عباس که بر اکثر مردم حکومت کردند امام عادلی قیام نکرده با آنکه هم ما و زهم یدیه و معتزله و اکثر مسلمین معتقدند که امام باید ظاهر العداله باشد ولی امت در طول تاریخ زیر دست حکومتهای جور گذرانیده که با آنها بازی کرده اند و در اموال و ابدانشان بر خلاف حکم خدا دستور داده اند و اهل فساد بر اهل حق غلبه داشته و اتحادی در مسلمین نبوده و میبینیم اختلاف میان طبقات امت اسلامی بجائی رسیده که همدیگر را تکفیر میکنند و لعن میکنند و از هم بیزاری میجویند، باخبار رسول خدا که مراجعه میکنیم میفرماید زمین پر از عدل و داد میشود پس از آنکه پر از ظلم و جور شده و این بوسیله یکی از خاندان اوست. این حدیث دلالت دارد که قیامت برپا نشود تا پس از آنکه زمین پر از عدل و داد شده است، این دینی که نسخ و تبدیل ندارد باید ناصری پیدا کند که خدای عز و جل باو کمک کند چنانچه انبیاء و رسلی را که بتجدید شرایع و رفع اعمال ستمکاران میفرستاد کمک میکرد و لازمست که دلائل بر وجود کسیکه بدانچه وصفش کردیم قیام کند موجود باشد و مفقود نباشد ما همه اختلافات امم اسلامی را دانستیم و احوال همه فرق را بررسی کردیم و نتیجه این بود که حق با اثنی عشریه است نه با فرق دیگر و از اینجا پی بردیم که امروز امام بر حق همان دوازدهمی آنها است و همانست که رسول خدا (ص) بوی دلالت کرده و تصریح نموده و در این کتاب بزودی اخبار عدد ائمه و اینکه دوازده تنند با نص بر امام دوازدهم و اخبار غیبت او را پیش از ظهور و قیام بسیف نقل مینمائیم انشاء الله تعالی.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1729.txt">بخش اول</a><a class="text" href="w:text:1730.txt">بخش دوم</a><a class="text" href="w:text:1731.txt">بخش سوم</a></body></html>یکی از زیدیه گفته است روایتیکه دلالت بر دوازده بودن امامان دارد گفته تازه ایست که امامیه در آورده اند و احادیث دروغی طبق آن تولد کرده اند ما در جواب گوئیم اخبار در این باب بسیار است و دلیلی هم جز اخبار ندارد و این قول اختصاص بشیعه امامیه ندارد و محدثین مخالفین هم بطور مستفیض آنرا از عبد الله بن مسعود نقل کرده اند. مسروق گوید در این میان که ما پیش عبد الله بن مسعود نشسته قرآنهای خود را با او مقابله میکردیم بناگاه یک جوان تازه سن باو گفت آیا پیغمبر شما بشما گوشزد کرده که چند خلیفه بعد از او هست؟ گفت تو تازه جوانی و این سئوالی استکه هیچکس پیش از تو از نپرسیده، آری پیغمبر بما سپرده که پس از وی دوازده خلیفه باشد بشماره نقیبان بنی اسرائیل من بعضی از طرق روایت این حدیث را در این کتاب و بعضی دیگر را در کتاب نص بر ائمه اثنی عشر بیرون نویس کرده ام و باز محدثین مخالفین ما بوضع روشن و مستفیض از جابر بن سمره نقل کرده اند.. گفت ما نزد پیغمبر بودیم فرمود دوازده کس بر این امت والی شوند گوید مردم جیغ کردند و دیگر نشنیدم چه فرمود بپدرم که برسول خدا نزدیک تر نشسته بود از من گفتم پیغمبر چه گفت؟ گفت فرمود همه از قریشند و همه بی نظیرند من طرق این حدیث را هم نیز بیرون نویسی کرده ام بعضی روایت کرده اند دوازده امیر بعضی روایتکرده اند دوازده خلیفه اینها دلالت دارد که اخباریکه در دست امامیه است بمضمون آنکه ائمه دوازده نفرند اخبار درستی است اعتراض دیگر از زیدیه بر امامیه و جواب آن زیدیه گفته اند اگر رسول خدا (ص) نام دوازده امام بامت اعلام کرده بود چرا از آن رو گردانیدند و براست و چپ رفتند و این خبط بزرگ را مرتکب شدند؟ در جواب گوئیم شما میگوئید رسول خدا (ص) علی را بجای خود خلیفه کرد، او را امام قرارداد تصریح باو فرمود و شخص او را بمردم نمود و امر خلافتش را بیان کرد و آشکار ساخت و شهرت داد پس چه باک داشتند بیشتر امت که از او رو گردانیدند و دوری جستند تا از مدینه به ینبع رفت و بر او گذشت آنچه گذشت اگر بگوئید رسول خدا علی را خلیفه خود نکرد چرا در کتابهای خود آنرا نوشتید و بزبان خود گفتید مردم گاهی از حق آشکار رو گردانند و ببیان روشن پشت کنند چنانچه ام توحید حق بالحاد گرائید و از قول او عز و جل لیس کمثله شیئی مانند او چیزی نیست بتشبیه عدول کنند
اعتراض دیگر از زیدیه و جواب آن زیدیه گفته اند دلیل بر کذب دعوای امامیه اینست که عقیده دارند جعفر بن محمد نص بر امامت اسمعیل صادر کرد و او را مشخص نمود در زمان حیاتش و چون اسمعیل در زمان حیات پدر مرد فرمود خدا در هیچ چیز اظهار بدانکرد چنانچه در اسمعیل فرزندم کرد اگر خبر تعیین دوازده امام درست بود لااقل جعفر بن محمد آنرا میدانست و خواص شیعه اش و مرتکب این خطا نمیشدند ما در جواب آنها گفتیم از کجا میگوئید که جعفر بن محمد نص بر امامت اسمعیل صادر کرده آن کدام خبر است که روایت کرده و کی قبول کرده؟ راه بجوابی نبردند، همانا این خبر را مردمی درآوردند کی بامامت اسمعیل قائل شدند و اصلی ندارد زیرا خبر دوازده امام را خاص و عام از پیغمبر روایت کردند و هم از ائمه علیهم السلام و من آنچه در این موضوع از آنها روایت شده در این کتاب بیرون نویس کردم اما گفته آنحضرت درباره اسمعیل که ما بد الله فی شی‏ء کما بدا فی اسمعیل میفرماید خدا ظاهر نساخت چیزیرا چنانچه ظاهر ساخت درباره پسرم اسمعیل برای آنکه او را در زندگی من ربود تا بر همه معلوم شود که بعد از من امام نیست و بعقیده ما کسیکه گمان کند خدای عز و جل امروز چیزی بر او ظاهر شود که دیروز نمیدانسته کافر است و بیزاری از او واجب است 