چنانچه از حضرت صادق (ع) روایت شده.. سماعه از ابی عبد الله امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود هر کس گمان برد امروز چیزی بر خدا ظاهر میشود که دیروز نمیدانسته از او بیزار باشید، همانا بدائی که بامامیه نسبت دادند عقیده بانرا همان ظهور امر خدا است عرب گوید بدالی شخص یعنی ظاهر شد برای من شخص نه بدای بمعنی پشیمانی، برتر است خدا زان برتری بزرگی چگونه حضرت صادق نص بر امامت اسمعیل میکرد با آنکه درباره او فرمود او عاصی است و بمن و بهیچکدام از پدرانم نبرده.. حسن بن راشد گوید از امام ششم (ع) راجع باسمعیل پرسیدم فرمود او نافرمانست نافرمان بمن نبرده و بهیچکدام از پدرانم نبرده.. عبیده بن زراره گوید نام اسمعیل را پیش امام ششم بردم فرمود بخدا شبیه من و هیچکدام از پدرانم نیست ولید بن صبیح گوید مردی نزد من آمد و گفت بیا تا پسر آن مرد را بتو بنمایم با او رفتم مرا نزد جمعی برد که شراب مینوشیدند و اسمعیل بن جعفر هم میان آنها بود گوید اندوهناک از آنجا بیرون آمدم نزد حجر الاسود رفتم دیدم اسمعیل بن جعفر بخانه کعبه چسبیده و اشک میریزد و پرده خانه را از اشک خود تر کرده گوید بیرون دویدم باز دیدم اسمعیل با آن جمع شرابخور نشسته باز برگشتم دیدم بپرده کعبه چسبیده و آنرا با اشک خود خیس کرده این حادثه را بامام ششم عرض کردم فرمود پسرم گرفتار شیطانی شده که بصورت او میشود با آنکه روایت شده شیطان بصورت پیغمبر و وصی پیغمبر نمیشود چگونه ممکن است امام نص باو نموده باشد با اینکه این گفتار از وی درباره او بصحت پیوسته اعتراض دیگر از زیدیه و جواب آن زیدیه گویند شما بچه دلیل امامت اسمعیل را مردود میدانید و چه حجتی بر خلاف معتقدین بامامتش دارید
جواب این اعتراض 
1 - همین اخباری که ذکر شد و رد امامت اسمعیل بود 
2 - اخباریکه دلیل بر دوازده امام است و در این کتاب ذکر کردیم 
3 - اخباریکه دلالت دارد بر آنکه اسمعیل در زمان حیات پدرش فوت شده و بامامت نرسیده: 
فصل هشتم : در معالجه خنازير و قروح و جروح وثالول و ثبود و خوره و پيسى و بهق و امثال اينها
از على بن نعمان منقول است كه بحضرت امام رضا عرض كردم كه ثالول بسيارى در بدنم بهم رسيده است ، باين سبب غمگين شدم حضرت فرمود كه از براب هر ثالول هفت جو بگير و برهر جوى هفت نوبت اذاوقعت الواقعة بخوان تا فَكانَتْ هباءً مَنْبّثا و هفت نوبت بخوان وَيَسْئَلوُنَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبّى نَسَفا فَيَذَرُها قاعا صَفْصَفا لاتَرى فيها عِوَجا وَلا اَمْنا پس هر جوى را يكنوبت برهر ثالولى بمال و مجموع جوها را در پارچه نوى ببند و سنگى بر آن ببند، در چاهى بينداز، و بهتر آنستكه اين كار در در تحت الشعاع بكنى راوى گفت چنين كردم بعد از يك هفته برطرف شده بود.
از حضرت صادق منقول است دست بر ثالول بمال و سه نوبت ايندعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ مُحَمَّد رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعِلِّىِ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ امْحُ عَنّى مااَجِدُ.
در حديث معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه فرمود دخترى در خانه ما خنازير در گردنش بهم رسيد، شخصى در خواب بمن گفت كه بگو اين دعا را مكرر بخواند يارؤ ف يارحيم يارب ياسيدى .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عرض كرد كه گنده ماده در بدن من ظاهر شده است ، فرمود كه سه روز روزه بدار و در روز چهارم در وقت زوال غسل بكن و بصحرا يا بام بلندى برو و چهار ركعت نماز بگذار، بهر سوره كه خواهى و تاتوانى سعى كن در گريه و تضرع و حضور قلب و چون از نماز فارع شوى جامه هاى خود را بينداز و جامه كهنه پاكيزه بطريق لنگ بر خود ببند برخاك بسجده برو و پهلوى راست خود را برخاك بگذار و بازارى و خشوع بگو، ياواحِدُ يااَحَدُ يا كَريمٌ يا جَبّارُ ياقَرِيبُ يامُجيبُ يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاكْشِفْ م ا بى مِنْ مَرَضٍ وَاَلْبِسْنِى الْعافِيَةَ الْكافِيَةَ الشّافِيَةَ فِى الدُّنْيا وَلا خِرَةِ وَاَمْنُنُ عَلَىَّ بِتَمامِ النِّعْمَةِ وَاذْهبْ مابى فَقَدْ اذانى وَغَمَّنى وفرمود وقتى نفع ميكند كه خاطرت مطمئن باشد وصاحب يقين باشى كه تاءثير ميكند، آن شخص چنين كرد بزودى عافيت يافت .
در حديث ديگر فرمود كه هر ورمى كه در بدن بهم رسد و ترسى كه بحال بدى منتهى شود در وقتى كه وضو دارى براى نماز واجب پيش از نماز براى آن ورم بخوان اين آيات را لَوْ اَنْزَلْنا هذَالْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَاءَيْتَهُ خاشِعا مُتَصَدِّعا مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ تا آخر سوره كه اگر چنين كنى آن ورم بزودى ساكن شود، در كتاب مكارم الاخلاق اين شكل را براى دفع آبله و كم بيرون آوردن نقل كرده است ، بهتر آنست كه بترتيب عدد بنويسند.
132316
811155
12769
114154
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى ثبور و دملهاى ريزه كه دربدن بيرون مى آيد، در اول كه اثرش ظاهر شود انگشت شهادت بر دورش بگرداند و هفت مرتبه بگويد لااِلهَ اِلاّ اللّهُ الْحَليمُ الْكَريمُ در مرتبه هفتم انگشت را بر روى آن بقوت بگذارد.
در روايت ديگرفرمود كه اين دملها و ثبور اكثرش از خون فاسدى است كه در وقت طغيان آن از بدن بيرون نمى كنند، پس كسى كه در او اينها حادث شود چون به رختخواب رود بگويد اَعُوذُ بِوَجْهِ اللّهِ الْعَظيمِ وَكَلِماتِهِ التّامّاتِ الَّتى لايُجاوِزُ هُنَّ بِرٌ وَلا فاجِرٌ مِنْ شَرِّ كُلِّ ذى شَرِّ تا از اينها و ساير دردها عافيت يابد.
در روايت ديگر منقول است كه براى كرى و دمل و قوبا اين آيات را بخواند و بنويسد و با خود نگاه دارد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ اْلاَرْضِ مالَها مِنْ قَرارٍ مِنْها خَلَقْنا كُمْ وَفيها نُعيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخْرى اللّهُ اَكْبَرُ وَاَنْتَ لاتَكْبُرْ وَاللّهُ يَبْقى وَاَنْتَ لاتَبْقى وَاللّهُ عَلى كُلِّ شَيْئى قَديرٌ.
در حديث معتبر منقول است كه يونس بن عماد شكايت كرد بحضرت صادق عليه السلام از پيسى كه در روى اوبهم رسيده بود، حضرت فرمود كه چون ثلث آخر شب شود وضو بساز و بنماز شب برخيز و در سجده آخر دو ركعت اول نماز ايندعا بخوان ياعَلِىُّ ياعظيمُ يارَحْمنُ يارَحيمُ ياسامِعُ الدَّعَواتِ يامُعْطِىَ الْخَيْراتِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَعْطِنى مِنْ خَيْرِ الدُّنْيا وَاْلا خِرَةِ مااَنْتَ اَهْلُهُ وَاصْرِفْ عَنّى مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ مااَنْتَ اَهْلُهُ وَاءذْهِبْ عَنّى هذَا الْوَجَعِ ونام آن آزار را ببر فَاِنَّهُ قَدْ غاظَنى وَاَحْزَنَنى ومبالغه در تضرع و دعا بكن ، راوى گفت چنان كردم و هنوز بكوفه نرسيده بودم كه آن پيسى از من برطرف شد.
در روايت ديگر منقول است كه اسحق بن اسمعيل و غير او از همين علت بآن حضر