ا اله الا الله 
7 - حسن بن زید گوید دختری از امام ششم مرد یکسال بر او نوحه کرد فرزند دیگری از او مرد یکسال بر او نوحه کرد اسمعیل مرد بسختی بیتابی کرد و نوحه را قطع کرد گوید بامام عرض شد اصلحک الله در خانه شما نوحه برپا است؟ فرمود رسول خدا (ص) در موت حمزه فرمود لیکن حمزه زنان گریه کن ندارد 
8 - محمد بن عبد الله کوفی گوید چون اسمعیل بن ابی عبد الله محتضر شد امام ششم بر او سخت بیتابی کرد گوید چون چشمش را بست یک پیراهن شسته یا نو خواست و آن را بتن کرد و ریش خود را شانه زد و بیرون آمد دستور تجهیز او را داد گوید یکی از اصحابش عرض کرد قربانت ما گمان بردیم تا مدتی از شما بی بهره خواهیم ماند چون بیتابی شما را دیدیم، فرمود ما خاندانی هستیم که تا مصیبت نیامده بیتابی کنیم ولی چون مصیبت آمد بردبار شویم 
9 - عنبسه بن حمار عابد گوید چون اسمعیل بن جعفر بن محمد (ع) مرد و از کار جنازه اش فارغ شدیم امام صادق جعفر بن محمد (ع) نشست و ما گرد آنحضرت نشستیم سرش فرو بود سپس سر بلند کرد و فرمود: ای مردم این دنیا خانه جدائی است و خانه کجمداری نه خانه استواری با اینکه جدائی از دلبستگان سوز دلی استکه دفع نشود و افروزش قلبی است که چاره ندارد، مردم در فضیلت بوسیله صبر و فکر درست بر هم سبقت جویند هر که برادر را داغدار نکرد برادرش او را داغدار کند، هر کس فرزندش را بگور نفرستد فرزندش او را بگور فرستد سپس باین شعر ابی خراش هذلی تمثل جست گمان مبر که من پیمان دوستی تو را فراموش کردم ولی صبر من ای امامه محبوب نیکو است اعتراض دیگر از زیدیه و جواب آن زیدیه گویند اگر خبر دوازده امام درست بود مردم بعد از فوت امام صادق جعفر بن محمد (ع) شک و تردید در امام بعد نمیکردند تا کار حیرانی بجائی کشد که: جمعی پیرو عبد الله شوند و جمعی پیرو اسمعیل و جمعی از شیعه پس از امتحان عبد الله بن صادق سرگردان شوند و چون او را اهل ندیدند از نزد او بیرون آمده و میگفتند کجا رو کنیم بطائفه مرجئه یا قدریه یا حروریه؟ و موسی بن جعفر این سخن را شنید و فرمود نه طرف مرجئه بروید و نه قدریه و نه حروریه ولی بسوی من آئید اکنون بنگرید خبر دوازده امام از چند راه باطل میشود 
1 - جلوس عبد الله بمسند امامت 
2 - رو کردن شیعه به او 
3 - سرگردانی شیعه موقع امتحان او 
4 - نمیدانستند که امامشان موسی بن جعفر است تا خودش آنها را دعوت کرد و خود را معرفی کرد در بین این مدت فقیه آنان زراره بن اعین مرد و در حالیکه قرآن را روی سینه اش داشت گفت بار خدایا من بامامت کسی معتقدم که این قرآن امامتش را اثبات کند جواب آنها را چنین گوئیم که همه گفتار شما فریب و ظاهر سازیست برای آنکه ما مدعی نیستیم همه در آن عصر دوازده امام را بنام میشناختند همانا گفتیم که رسول خدا (ص) خبر داده که امامان بعد از او دوازده کسند و علماء شیعه این حدیث را با نام ائمه روایت کرده اند و منکر نیستیم که در میان شیعه یکی دو تا یا بیشتر بودند که این حدیث را نشنیده بودند راجع بزراره بن اعین گوئیم جمعی را فرستاد تا خبر امام بعد از حضرت صادق را تحقیق کنند و پیش از آنکه نمایندگان او برگردند وفاتش رسید و هنوز نص بر امامت موسی بن جعفر را نشنیده بود بطوری که یقین حاصل کند و قطع عذر او بشود وقت وفات قرآن را روی سینه اش گذاشت و گفت بار خدایا من بامامت کسی معتقدم که این قرآن امامتش را ثابت کند و آیا شخص فقیه متدین در موقع اختلاف و اشتباه جز کار زراره را میکند؟ بعلاو، گفته اند که زراره امامت موسی بن جعفر را میدانست ولی پسرش عبید را فرستاد تا از آنحضرت تحقیق کند که اجازه دارد اظهار امامت او کند یا دستور تقیه و کتمان دارد و این قول با فضل زراره بن اعین و مقام معرفت او مناسبتر است - اخبار راجع بزراره - 
1- ابراهیم بن محمد همدانی رض گوید بامام رضا عرض کردم یابن رسول الله (ص) بمن خبر ده که زراره مقام پدرت را میشناخت؟ فرمود آری گفتم پس چرا پسرش عبید را فرستاد تا خبر بگیرد که امام صادق جعفر بن محمد (ع) چه کس را وصی خود کرده؟ فرمود زراره امامت پدرم را میدانست و نص پدرش را نسبت باو در دست داشت و همانا پسرش را فرستاد تا از پدرم کسب تکلیف کند که برای او جائز است تقیه را کنار گذارد در اظهار امامت و نص بر او یا نه؟ و چون پسرش دیر کرد باو مراجعه شد در اظهار عقیده نسبت بپدرم ولی نخواست بی دستور او اقدامی کند برای رد این مراجعه قرآن را بلند کرد گفت بار خدایا امام من کسی است که امامتش در این قرآن ثبت باشد و فرزند جعفر بن محمد باشد خبری هم که زیدیه حجت آورده اند دلالت ندارد که زراره عارف بامامت موسی بن جعفر نبود فقط دلالت دارد که پسرش عبید را فرستاد خبر بگیرد.. محمد بن عبد الله بن زراره از قول پدرش گوید چون زراره بعد از فوت امام صادق پسرش عبید را بمدینه فرستاد خبر بگیرد کار بر او سخت شد مصحف را در دست گرفت و گفت هر کس که امامت او را این مصحف اثبات کند امام من است این خبر دلیل نیست که او عارف بامام نبوده راوی خبری که زیدیه بان استدلال کرده اند احمد بن هلال است و او نزد مشایخ ما جرح شده.. سعد بن عبد الله گوید ندیدم و نشنیدم یک شیعه از تشیع برگردد و ناصبی شود مگر احمد بن هلال و بودند که میگفتند هر روایتی که از خصوص احمد بن هلال نقل شده عمل بان جایز نیست ما میدانیم که پیغمبر و ائمه علیهم السلام شفاعت نمیکنند مگر برای کسی که خدا دینش را بپسندد و کسیکه در امام شک دارد دین خدا پسند ندارد و موسی بن جعفر (ع) فرموده روز قیامت از پروردگارش بخشش زراره را بخواهد. درست بن ابی منصور واسطی از ابی الحسن موسی بن جعفر (ع) روایت کرده که نام زراره بن اعین نزد او برده شد فرمود بخدا محققا من در روز قیامت از پروردگارم خواستار بخشش او شوم و او را بمن بخشد وای بر تو زراره بن اعین دشمن ما را برای خدا بد داشت و با دوست ما برای خدا دوست بود. فضل بن عبد الملک از امام ششم نقل کرده استکه فرمود چهار کس محبوبترین مردمند نزد من چه زنده باشند و چه مرده برید عجلی، زراره بن اعین، محمد بن مسلم و احول محبوبترین مردمند نزد من در حیات و ممات برای امام صادق (ع) روا نبود که بفرماید زراره محبوبترین مردم است نزد او و او عارف بامامت موسی بن جعفر نباشد. اعتراض دیگر از زیدیه بر امامیه و جواب آن زیدیه گویند جائز نیست که انبیاء امام را منحصر بدوازده سازند زیرا تا روز قیامت حجت الهی باید در این امت باشد و این دوازده کافی نیست زیرا یازده کس از آنها وفات کرده اند و خود امامیه هم معتقدند که زمین خالی از حجت نماند جواب اینست که عدد امامان دوازده است و دوازدهم آن کسی استکه زمین را پر از عدل و داد کند تکلیف بعد از خود را او بیان میکند که آیا حجتی بعد از او خواهد بود یا قیامت بر پا میشود ما تکلیفی نداریم جز اعتقاد بدوازده امام و اعتقاد بانکه امام دوازدهم وضع پس از خود را بیان میکند، عبد الله بن حرث گوید بعلی (ع) گفتم یا امیرالمومنین بمن خبر ده از حوادث بعد از امام قائم (ع) فرمود ای پسر حرث این چیزیس