 در این کتاب ذکر کردیم. اگر گویند چگونه ممکن است مانند قرآن بوی تمسک جست با آن که کسی جای او را نمیداند و در نیست نزد او برود؟ در جواب گفته شود تمسک بوی در حال غیبت اقرار بوجود او و امامت او است و پیروی از نجباء نیکان و فضلاء اهل ایمان معتقد بامامت او که زایش و امامت او را اثبات کرده و پیغمبر و ائمه را در نص بر او بنام و نسبش تصدیق کرده اند از شیعیان ابرار و دانشمندان بقرآن و اخبار و عارفان بیگانگی خدای تعالی ذکره که حضرت او را از تشبیه بحادثات بر کنار داشته و عمل بقیاس را حرام دانسته و بانچه از پیغمبر و ائمه وارد شده تسلیم شده اند، اگر کسی بگوید اگر تمسک باین چنین کسانی که توصیف کردی جائز باشد و تمسک بامام غائب شمرده شود چرا جائز نباشد که رسول خدا درگذرد و خلیفه ای معین نکند و امت وی بدلالت عقل و کتاب و سنت اکتفاء کنند جوابش این است که ما نباید پیشنهادی بخدای عز و جل عرضه داریم ما باید پیرو امر او باشیم دلیل قطعی آمده است که اطاعت یازده امام گذشته واجب است و باید با آن ها کناره گیری کرد و با آن ها نهضت کرد و از آن ها حرف شنوی کرد و بر ما لازمست در هر وقت آن چه دلیل ثابت کند که وظیفه ما است بان عمل کنیم. اعتراض دیگری از زیدیه بر امامیه و جواب آن بعضی از زیدیه گفته اند واقفیه و دیگران حق دارند که بدعوای شما در موت موسی بن جعفر (ع) اعتراض کنند که اطلاع شما بر موت آن حضرت بعرف و عاده و مشاهده است با آن که خدای عز و جل درباره مسیح خبر داده که او را نکشتند و بدار نزدند بلکه بر آن ها اشتباه شد و آن مردم هم بمشاهده و عادت معمول دیدند عیسی بدار است و کشته شده و این موضوع درباره امامان دیگر هم که جمعی بغیبت آن ها معتقد شدند بعید نیست. جواب بان ها باید گفت حکم ائمه علیهم السلام در این موضوع حکیم عیسی بن مریم (ع) نیست برای آن که مدعی قتل عیسی بن مریم یهود بودند و خدای تعالی ذکره آن را تکذیب کرد بقول خود در سوره نساء آیه 157 او را نکشتند و بدار نزدند ولی بر آن ها اشتباه شد ولی درباره هیچکدام از امامان ما از خدا خبر نرسیده که فوت و موت آن ها اشتباه شده باشد همانا طائفه از غلاه آن را گفته اند. 
2- پیغمبر (ص) از شهادت امیرالمومنین (ص) خبر داده و فرموده بزودی این از این رنگین میشود یعنی ریش او از خون سرش و امامان بعد از وی هم از شهادت او خبر داده اند و همچنان پیغمبر از قول جبرئیل درباره حسن و حسین خبر داده که هر دو کشته میشوند و خودشان هم از کشته شدن خود خبر داده اند و فرموده اند که این فاجعه بر آن ها جاری میشود و امامان بعد از آن هم خبر کشته شدن آن ها را تایید کرده اند و همچنین است وضع هر امامی که بعد از آن ها آمده از علی بن الحسین تا امام حسن عسکری علیهم السلام هر امام سابقی خبر داده بان چه بر امام بعد از او گذرد و هر امام لاحقی خبر داده اند آن چه را بر امام پیش از او گذشته، خبرگزاران مرگ ائمه پیغمبر و امامان بودند یکی پس از دیگری و خبرگزاران قتل عیسی یهود بودند از اینرو گوئیم موت ائمه حقیقت داشته و درست بوده نه روی گمان و اشتباه و شک واقع شده زیرا دروغ خبرگزاران از مرگشان روا نباشد چون معصومند ولی این دروغ بر یهود رواست.
مخالفین ما گفته اند عادت و مشاهده وضع بشر عقیده شما را بغیبت رد میکند. ما جواب گوئیم براهمه هم که منکر نبوت و معجزه اند ممکن است درباره معجزات پیغمبر (ص) همین عذر را بیاورند و بمسلمین بگویند شما همه که معجزات پیغمبر را بچشم ندیدید و ممکن است پیرو کسانی شده باشید که پیروی آنان لازم نباشد و خیری را قبول کرده باشید که قطع عذر نکند بخاطر همین معارضه عموم معتزله طبق حکایت از آنها گفته اند پیغمبر (ص) جز قرآن معجزه ای نداشته ولی کسانیکه جز قرآن اعتراف بمعجزات دیگر پیغمبر دارند میگویند این معجزات بر خلاف عادت و بقدره الهی واقعشده و ما صحت آن ها را دانستیم با آنکه ناقلین بسیاری هم ندارند امامیه گویند شما از ما هم همچنین بیان را بپسندید و بما حق بدهید که اخباری را که خودمان از ائمه خود نقل کردیم صحیح است و دلیل است بر اینکه امر غیبت بر خلاف عادت و بقدره خدا واقع شده و بر تحقیق آن ادله عقلیه و قرآنیه و اخبار مرویه که حتی نزد محدثین عامه پذیرفته است وجود دارد. جدلی گوید ما میگوئیم راجع بمعجزات پیغمبر کسانی در برابر ما نیستند که از خود پیغمبر ضد مرویات ما را نقل کنند و آن را ابطال کند و نقض نماید ولی شما خود روایت دارید که اول و آخر ائمه یکسانند آیا اینجا مدعی هستید که اول آن ها غیر از آخر آن ها است؟ در جواب باید گفت که چه خواهی گفت اگر یک برهمنی گوید عادت و مشاهده اوضاع جهان و طبیعت مانع است از اینکه ماه دو تا گردد و اگر دوپاره گردد و سخن گوید نظام عالم بر هم خورد و استدلال شما باینکه در برابر آن ها کسی نیست منکر باشد اول ما چون آخر ما نیست درست نباشد زیرا در جواب گفته شود. شما خودتان بشدت این موضوع را رد میکنید و اگر خلق بسیاری این معجزات را مشاهده کرده بودند حکم آن ها مثل حکم قرآن آشکار و روشن بود، از اینجا روشن شد که این شخص جدلی وارد مغالطه شده و در شبهه فرو رفته است. جدلی گوید شما قبول ندارید که پیغمبر ما (ص) در زمان حیوتش و بعد از مرگش پیروان بیشماری داشتکه معجزات او را دیده اند و روایت کرده اند و درست دانسته اند؟ گوئیم آیا جمع بیشماری معجزات خاصه او را از قبیل سایه انداختن ابر بر سر او و سخن گفتن ذراع زهرناک در بر او و ناله تنه خرما را دیده اند همه امت می گویند این معجزات از افراد کمی روایت شده چرا می گوئی چرا می گوئی کسی نیست که دعوی تواثر معجزات پیغمبر را رد کند. جدلی گوید بنابراین اخبار ما از معجزات پیغمبر ما (ص) مانند اخبار از معجزات موسی و اخبار معجزات مسیح استکه نصاری مدعی آن هستند و بخاطر آن دین خود را حق میدانند بلکه مثل اخبار مجوس و براهمه است از روزگار پدران و گذشتگان خود و اسلام بر آن ها مزیتی ندارد. ما میگوئیم براهمه هم گمان میکنند برای پدران و گذشتگان آنها نمونه های محقق و نظائر مشهودی بوده از این رو قانع شده اند و آن مذهب را پذیرفته اند این را توهم منکر نیستی ما از آن راه نام آن ها را بردیم که معارضه اقتضا میکرد شما هم باید از آن نظر جواب دهید. جدلی گوید در برابر فرقه امامیه که قطع بامام غائب دارید جمعیتهای بیشتر یا همانندی هست و روایاتی از آنان که بوی استناد دارند و اسناد بدو می رسانند نقل میکنند در نص امام بر ضد آن چه امامیه نقل میکنند. جواب باید گفت که کدامند این جماعتی که بر امامیه برتری دارند، در کجای دیار خدا هستند و در کلام بلد خدا سکومت دارند آیا لازم نیست بدانی کتاب تو را هر کس هم اهل علم نباشد میخواند و میدانید مغالطه میکنی؟ جدلی گوید من گمان نمیکردم مسلمانی بخود اجازه دهد که اخبار معجزات رسول خدا (ص) را با اخبار غیبت پسر حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر برابر داند و تواتر هر دو را در یکردیف شمار دو الله المستعان جواب گفته شود که ما بیان 