 و نرم بكوبند، هر بامداد يك كف از آن بخورند.
در روايت ديگر از آنحضرت منقول است براى دفع اسهال كه بزنج را در ديگ كن و بآب بجوشان و چهار يا پنج پارچه سنگ در زير آتش ‍ بگذار، تا سرخ شوند و پيه قلوه تازه را بگير و با آن سنگها در ميان كاسه بينداز و كاسه ديگر بر سرش بگذار كه بخارش بيرون نرود و حركت ده تا آن پيه آب شود پس چون برنج پخته شود اين روغن را برويش بريز و بخور.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى از زحير شكايت كرد بحضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه گل ارمنى را بگى و بر روى آتش ملايم بو بده و سفوف كن وبخور.
در حديث ديگر فرمود كه بذر قطونا و صمغ عربى و گل ارمنى را بو بده و سفوف كرده بخور كه زحير را بر طرف ميكند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد از درد پيچش شكم فرمود، كه گردكانى را بگير و بر روى آتش بگذار و چون مغزش بريان شود، پوستش را بكن و بخور.
در حديث ديگر مرويست كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از قراقر شكم فرمود كه سياه دانه با عسل بخور.
در حديث معتبر منقول است كه شخصى شكايت كرد بحضرت صادق عليه السلام از ضعف معده ، فرمود كه جزار با آب سرد بخور و جزاه گياهيست شبيه بكرفس آن را بيوه زا ميگويند.صاحب کتاب در مقام اعتراض بر امامیه گفته این فرقه خطابیه هستند که برای جعفر بن محمد از طرف پدرش ادعای امامت دارند طبق وراثت و وصیت و منتظر رجعت او هستند و مخالف امامان دیگرند و گمان دارند که با شما در امامت جعفر موافقند و در غیر او مخالفند من با اعتقاد بخدا میگویم امامت بصرف موافقت و مخالفت دیگران درست نمیشود همانا بدلیل و برهان درست است خطابیه مردمی هستند غالی مذهب و میان غلو و امامیه هیچ ارتباطی نیست و گمان دارم صاحب کتاب خطا رفته و اگر گوید مقصود من آن فرقه ایست که بر امام صادق توقف کرده اند باین فرقه باید گفت ما میدانیم امام بعد از جعفر بن محمد امام موسی است بهمان دلیلی که شما دانستید امام بعد از محمد بن علی جعفر (ع) و میدانیم که امام صادق فوت کرده چنانچه میدانیم پدرش فوت کرده و فرق میان ما و شما همان فرق میان شما است باسبائیه و واقفه بر امیرالمومنین (ع) و هر چه خواهید بگوئید و بصاحب کتاب میگوئیم فرق میان تو و کسانیکه امامت را در اولاد عباس و جعفر و عقیل یعنی آنها که دارای علم و فضل هستند تجویز میکنند چیست؟ و دلیل هم میاورند که لغت و عرف شامل آنها هست و میگویند رسول خدا همه عترت را مشمول حکم دانسته و فقط اختصاص برای امیرالمومنین و حسن و حسین قائل نشده برای ما بیان کن
صاحب کتاب گفته طائفه شمطیه مدعی امامت عبد الله بن جعفر بن محمدند از طرف پدرش بوراثت و وصیت و این فطحیه مدعی امامت اسمعیل بن جعفرند از طرف پدرش بوراثت و وصیت و پیش از این عقیده بامامت عبد الله بن جعفر داشتند و امروز معروف باسمعیلیه هستند چون که قائلین بامامت عبد الله از میان رفته اند یک فرقه از فطحیه را قرامطه گویند و معتقد امامت محمد بن اسمعیل بن جعفرند بوراثت و وصیت و این طائفه واقفیه مدعی امامت موسی بن جعفرند و منتظر رجعت او، من میگویم فرق میان ما و این طوائف آسان و روشن و نزدیک بفهم است. اما فطحیه دلیل برد آنها روشن است و بر کسی مخفی نیست زیرا اسمعیل پیش از پدرش امام صادق مرد و مرده خلیفه زنده میشود زنده است که خلیفه مرده میشود ولی این مردم از روسای خود تقلید کردند و از دلیل و برهان رو گردانیدند و این موضوعی است که محتاج بپرگوئی ندارد برای آنکه فسادش ظاهر است و اما راجع بقرامطه اینها مردمی هستند که اسلام را حرف بحرف نقض کردند و احمال دین را کناره گذاشتند و هر حرف فرخرفی را گفتند احتیاج بامام برای حفظ دین اقام حکم شرع است وقتی قرامطه گویند جعفر بن محمد و وصی او مردی را خلیفه خود ساختند که بر خلاف اسلام و شریعت و خروج از طبیعت امت اسلامیه دعوت کند دیگر در معرفت دروغگوئی آنها جز اطلاع بر دعوای تناقض و فاسد و رکیک آنان احتیاجی بدلیل دیگر نداریم و اما امتیاز ما از فرق دیگر اینست که ما عده بیشماری ناقل اخبار و محدثین در همه شهرها داریم که از جعفر بن محمد (ص) آنقدر احکام حلال و
حرام روایت کرده اند که طبق عادت و تجربه درست ممکن نیست دروغ و جعل باشد و از گذشتگان خود نقل کرده اند که امام ششم موسی بن جعفر را وصی خود کرده و از فضل و علم موسی بن جعفر هم آنقدر نقل شده که معروف است پیش ناقلین اخبار ولی از این فرق جز ادعا چیزی نشنیدیم و نباید روش تواتر و اهل آن را بیکدسته ای شاذ و نادر و پیروان آن اشتباه کرد شما در اخبار درست تامل کنید فرق میان موسی و محمد و عبد الله پسران جعفر (ع) را بشناسید و بیائید این تفاوت را ببررسی پنج مسئله در حلال و حرام که امام موسی علیه السلام در آن جواب دارد آزمایش کنیم و اگر نزد قائلین بامامت آن دو پسر دیگر در این مسائل جواب رسیده قول آنها درست است، امامیه روایت کرده اند که از عبد الله بن جعفر سئوال شد در دویست درهم چه قدر زکوتست گفت پنج درهم باو گفته شد در صد درهم چقدر زکوه واجبست گفت دو درهم و نیم و اگر یک نفر باسلام و اهل اسلام اعتراض کند و ادعا کند که یکی با قرآن معارضه کرده و مانند قرآن را آورده و بخواهیم تفاوت میان معارضه و قرآن را بسنجیم باید بگوئیم قرآن که ظاهر و هویداست تو آن معارضه را بیاور تا میان آنها قضاوت کنیم ما بیان فرق همین سخن را میگوئیم که اخبار ما در دست علمای امامیه همه امصار محفوظ و موجود است شما هم اخباری را که ادعا میکنید آشکار کنید تا میان آنها و اخبار ما قضاوت کنیم اما اینکه مدعی خبری هستید که هیچکس ندیده و نشنیده و میگوئید فرق میان اخبار ما و آن چیست این ادعا را هر مدعی باطلی میتواند کرد اگر بصرف این ادعا اخبار اهل حق باطل شود مانند همین ادعا از طرف براهمه اخبار مسلمین را باطل کند و این واضح است و لله المنه ثنویه (قائلین بیزدان و اهریمن) هم مدعی هستند که مانی پیغمبر ایشان معجزاتی داشته و خبری دارند که دلالت
بر صدق آنها میکند، خداپرستان بانها گویند شما آن خبر را اظهار کنید تا بشما ثابت کنیم که این خبر دلیل قطعی نیست و قطع عذر نمیکند و این شبیه جوابی است که ما بصاحب کتاب می دادیم و بصاحب کتاب گفته میشود که طائفه بکریه و اباضیه از خوارج مدعی هستند که پیغمبر (ص) نسبت بابی بکر نص صادر کرده و تو منکر گفته آنانی چنانچه ما منکریم امام صادق وصیت امامت باین دو پسر خود کرده باشد تو دلیل خود را بیان کن و فرق خود را بابکریه و اباضیه روشن کن تا ما فرق خود را با آنکه نام بردی مثل تو بیان کنیم تو خود مدعی شدی که جعفر بن محمد مذهب زیدیه داشت و بان معنی که امامیه گویند مدعی مقام امامت نبود و مدعیان امامت محمد بن جعفر بن علی بن محمد خلاف آنچه تو و اصحابت گوئید میگویند و از گذشتگان خود آنرا روایت کنند فرق میان ادعای خود و آنان را بیان کن تا ما فرق بهتری میان خود و مخالفین خود بیان کنیم و بانصاف باش که برای تو بهتر است جواب دیگ