د خود را از شيطان در حظيره محكمى در آورده بدرستيكه هرگاه شيطان ميشنود كه كسى او را آواز مى كنند يا محمد يا على آب ميشود تا آنكه بشنود كه كسى را آواز ميكنند بنام يكى از دشمنان ما شاد ميشود و فخر مى كند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام گفت كه خدا بمن پسرى داده است فرمود كه مبارك باشد چه نام كرده او را؟ گفت محمد حضرت سر را بجانب زمين فرمود آوردند و مكرر است محمد را مى گفتند تا آنكه نزديك شد كه روى ايشان بزمين برسد پس فرمودند كه جان خودم و فرزندانم و زنانم و پدر و مادرم و جميع اهل زمين فداى حضرت رسول اللّه عليه وآله وسلّم باد چون او را چنين نام مباركى كرده او را دشنام مده و او را مزن و بد باو مرسان و بدانكه هيچ خانه نيست كه در آن اسم محمد باشد مگر آنكه هر روز آنخانه را مقدس و مطهر ميگردانند.
در چندين حديث وارد شده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از نام گذاشتن باسم حكم و حكيم و خالد و مالك و فرمود كه دشمن ترين نامها نزد خدا حارث و مالك و خالد است و نهى فرمود از چهار كنيت ابوعيسى و ابوالحكم و ابومالك و ابوالقاسم در وقتى نام محمد باشد كه نام و كنيت هر دو موافق حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نباشد.
در حديث وارد شده است كه ياسين نام نكند كه مخصوص حضرت پيغمبر است .
از حضرت رسول منقول است كه هر گروهى كه جمع شوند براى مشورت و در ميان ايشان كسى باشد كه نامش محمد باشد يا حامد يا محمود يا احمد البته آنچه خير است راءى ايشان بر آن قرار ميگيرد. فرمود فرزندى را كه محمد نام كنيد او را گرامى داريد و جا از براى او در مجلس ‍ بگشائيد و روبسوى او ترش مكنيد و فرمود كه هر اهل بيتى كه در ميان ايشان نام پيغمبرى باشد البته حق تعالى هر روز صبح و پسين ملكى ميفرستد كه دعا كند برايشان بقدس و پاكى .
در فقه الرضا عليه السلام مذكور است كه نام را در روز هفتم تعيين بكنيد و بدانكه از جمله اعماليكه در وقت ولادت سنت مؤ كد است غسل دادن طفل است و بعضى واجب ميدانند و احوط آنست كه نيت كند كه غسل ميدهم اين طفل را از براى رضاى خدا و سرش اول بشويد و بعد از آن جانب راستش را وبعد از آن جانب چپش را.مكروهات دفن و بعد از دفن
1 - دفن كردن دو ميت در يك قبر يا نهادن دو ميت در يك تابوت .
2 - فرش كردن كف قبر با ساج (تخته )، مگر آن كه زمين قبر خيس ‍ باشد.
3 - پائين رفتن پدر در داخل قبر فرزند. زيرا در اين عمل بيم آن هست كه بى تاب شود و اجرش ضايع گردد.
4 - رحم (خويشان )، خاك را بر قبر رحم خود بريزند كه اين كار كراهت دارد.
5 - پوشاندن و اندود كردن قبر با خاك ديگرى غير خاك خود قبر.
6 - تجديد بناى قبر بعد از خراب شدن آن ، مكروه است . مگر اين كه قبر متعلق به يكى از انبيا يا اوصيا عليهم السلام و يا يكى از صلحا و علما باشد
7 - قبر را بيش از چهار انگشت باز، بلند ساختن.
8 - غذا خوردن در نزد صاحبان عزا و در منزلشان مكروه است آداب مربوط به قبرستان
1 - با وضو وارد قبرستان شدن .
2 - بدون سلام و دعا از قبرستان نگذشتن .
3 - حتى الامكان از روى قبرها راه نرفتن .
4 - در قبرستان حرف دنيا نزدن .
5 - در قبرستان خنده نكردن .
6 - در قبرستان بول نكردن .
7 - از حال اموات عبرت گرفتن و متذكر سفر آخرت شدن .
8 - نقش روى قبرها را نخواندن .
9 - بر روى قبر يا پهلوى قبر يا موازى قبر نماز نخواندن .
10 - به زيارت قبور علما و صالحين كه در قبرستان هستند، رفتن .
11 - موقع فاتحه خواندن رو به قبله نشستن و دست بر بالاى سر قبر گذاشتن .
12 - دور قبر طواف نكردن ، مگر قبر پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) يا امام (عليه السلام ).
13 - خيرات كردن و صدقه دادن براى اموات .
14 - تكيه ندادن بر قبر.
15 - ننشستن روى قبر<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1083.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:1084.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:1085.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:1086.txt">قسمت چهارم</a></body></html>درمان با نمك
در كتاب كافى ، هشام بن سالم ، از امام صادق (عليه السلام ) نقل مى كند كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) فرمود: ((يا على ! غذا را با نمك شروع كن و با نمك ختم نما؛ زيرا اگر كسى چنين كند، از هفتاد و دو نوع بلاء و بيمارى ، از قبيل جنون و جذام و برص ، در امان خواهد بود.))
حضرت على (عليه السلام ) فرمود: ((ابتداى غذا نمك بخوريد، اگر مردم مى دانستند نمك چه خاصيتى دارد، هر آينه به جاى داروهاى مجرب ديگر، آن را انتخاب مى كردند.))
همچنين فرمود: ((اگر در سر سفره غذا نمك نباشد، ملائكه حاضر نمى شوند؛ زيرا شروع كردن غذا با نمك ، باعث صحت بدن مى شود.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((اگر كسى همراه اولين لقمه غذا، نمك بخورد، لكه هاى سياه و سفيد صورت را برطرف مى سازد.))
درمان با حليم
در كتاب كافى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود:
اميرالمؤ منان (عليه السلام ) فرمود: ((بر شما باد! خوردن حليم ، چرا كه آدمى را به مدت چهل روز در عبادت ، با نشاط مى كند و اين همان مائده اى است كه بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده است .))
در كتاب عده ، از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((يكى از پيامبران از ضعف بدن و عدم توانايى در جماع ، به خداوند شكايت كرد. خداوند او را به خوردن حليم فرمان داد.))
در حديثى ديگر، آن حضرت فرمود: ((روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از درد كمر به خداوند شكايت كرد، خداوند او را به خوردن حليم فرمان داد.))
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: روزى جبرئيل بر من نازل شد و مرا به خوردن حليم دستور داد، تا اين كه نيرويم براى عبادت بيشتر شود و قوه باه را بيافزايد.))
درمان با عسل
در كتاب ((كافى )) و ((عده )) آمده است : امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((مردم به هيچ چيز مانند عسل ، درمان نشده اند)).
از ابى الحسن (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((به هيچ بيمارى به اندازه عسل ، از چيز ديگرى شفا و درمانى نديد.))
از ابى الحسن (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: ((هر كسى در امور جنسى ناتوان گشت ، خوردن مخلوط عسل با شير براى او نافع است .))
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((هر كسى خواهان تقويت نيروى حافظه است ، عسل ميل كند.))
همچنين ايشان در حديثى ديگر فرمودند: ((بهترين آشاميدنيها، عسل است ، زيرا محافظ است و سردى سينه را از بين مى برد))
امام كاظم (عليه السلام ) به نقل از پدرانش ، از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل مى كند و مى فرمايد: ((عسل موجب شفاى هر بيمارى مى باشد، باد را مى شكند و تب بر است .))
درمان با شير
ابى الحسن اصبهانى مى گويد: نزد امام صادق (عليه السلام ) بودم ، مردمى به او عرض كرد: فدايت شوم ! در خود احساس ضعف مى نمايم . امام (عليه السلام ) فرمود: ((بر تو باد خوردن شير! چرا كه موجب رشد گوشت بدن مى شود و استخوان ها را محكم مى گرداند.))
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: ((شير گوسفند سياه ، بهتر از شير گوسفند قرمز و قهوه اى و شير گاو قهواى 