یا است و وصیت خدا بر آن مجری است که امامت در نسل خاندانی استکه خدایش برتری داده بر مردم و فرموده در سوره نور آیه 36) در خانه هائی که خدا اجازه داده برتر باشند و نامش در آنها برده شود و آنها خانه های پیغمبران و رسولان و حکماء و ائمه هدی است این بیان دست آویز ایمانستکه هر که نجات یافته بدان نجات یافته پیش از شما و بدان نجات یابد هر کس پیروی ائمه هدی کند و خدا در کتاب خود ذکر کرده است در سوره انعام آیه 84 و نوح را پیش از این هدایت کردیم و از نژادش داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هرون و چنین پاداش دهیم نیکوکاران را 85 و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس هر کدام از شایستگانند و اسمعیل و الیسع و یونس و لوط و هر یک را بر جهانیان فضیلت دادیم 86 و از پدرانشان و نژادشان و برادرانشان و آنها را برگزیدیم و براه راست هدایت کردیم 87 آنانند آن چنان کسانی که کتاب و حکیم و نبوت آنها را دادیم اگر اینان بدان کافر شوند ما بر آنها مردمی را گماشتیم که کافر نیستند، مقصود کسانی است از اهل بیت از پدران و برادران و نژاد که گماشتگان بر فضلند و اینگفته خدای عز و جل است که در قرآن میفرماید.
اگر امتت بدان کافر باشند ما اهل بیت تو را بر ایمان بدان چه تو را بدان فرستادیم گماشته ایم و هرگز بدان کافر نگردند و ایمانی را که مورد رسالت تو است ضایع نگردانیم و تو را و اهل بیت تو را بعد از تو والیان امت و اهل دریافت علمی ساختیم که در آن دروغ و گناه و جعل و کبر و ریاء و خودفروشی نیست این توضیح آنستکه خدای عز و جل در امر این امت فرموده بعد از پیغمبر (ص) براستی خدا اهل بیت پیغمبرش را پاکیزه کرده و اجر مودت را بدانها اختصاص داده و ولایت را بر آن ها مجری ساخته و آن ها را اوصیاء و احیاء خود نموده و بعد از پیغمبر حجیت ایشانرا در امت تثبیت نموده، ای مردم در آن چه من گفتم اندیشه کنید و از آن عبرت گیرید و متوجه باشید که خدای عز و جل ولایت و طاعت و مودت و استنباط و حجت خود را کجا گذاشته است از او یاد گیرید و بدان چنگ زنید تا نجات یابید و برای شما در روز قیامت حجت باشد و وسیله رستگاری زیرا که آنان رابطه میان شما و راه پروردگار شمایند ولایت بخدای عز و جل پیوست نشود جز بایشان تا هر کس بدان معتقد شود بر خدای عز و جل لازمست او را گرامی دارد و عذاب نکند و هر کس بر خلاف دستور او رود بر خدا شاید که او را خوار کند و عذاب نماید، انبیاء بعثت عمومی دارند و بعثت خصوصی نوح بعثت عمومی داشت و بر همه خلق زمین مبعوث بود و رسالت عامه داشت ولی هود بهمان خصوص قوم عاد مبعوث شده بود و صالح رسالت برای همان قوم ثمود داشت که آنها یکده کوچکی داشتند کنار دریا که چهل خانه نداشت، شعیب بهمان اهل مدین مبعوث بود که آنهم چهل خانه نبود، نبوت حضرت ابراهیم در کوثا آغاز شد که یکی از دهات سواد عراق بود سپس از آنجا هجرت کرد نه برای جهاد و اینست مقصود از گفته خدای عز و جل در سوره و الصافات آیه 99) من بسوی پروردگارم
میروم و محققا مرا رهبری میکند. هجرت ابراهیم بدون جنگ بود و اما اسحق بنوتش بعد از ابراهیم بود، یعقوب در سرزمین کنعان نبوت را آغاز کرد و بکشور مصر فرود آمد و در آنجا مرد و جسدش را آوردند در کنعان بخاک سپردند، آن خوابی که یوسف دید یازده ستاره و آفتاب و ماه باو سجده کردند، ولی نبوت یوسف در مصر آغاز شد، سپس خدای تبارک و تعالی دوازده سبط را بعد از یوسف فرستاد و سپس موسی و هرون را در مصر بفرعون و پیروانش مبعوث کرد بخصوص همان مصر، سپس خدای تبارک و تعالی بعد از موسی یوشع بن نون را ببنی اسرائیل مبعوث کرد و آغاز نبوتش در بیابان تیه بنی اسرائیل بود سپس پیغمبران بسیاری بودند که داستان بعضی را خدا برای محمد (ع) یاد کرده و داستان بعضی را یاد نکرده، سپس خدای عز و جل عیسی علیه السلام را بخصوص بنی اسرائیل فرستاد و نبوتش در شهر بیت المقدس بود و پس از وی دوازده تن حواریون بودند و از آنگاه که خدای عز و جل عیسی را بالا برد ایمان در میان بقیه خاندانش پنهان بود و خدای عز و جل محمد را بهمه جن و انس مبعوث کرد و خاتم پیغمبران بود و بعد از او دوازده وصی بود که بعضی را ما ادراک کردیم و بعضی پیش از ما بوده اند و بعضی هم باقی مانده اند اینست امر نبوت و رسالت هر پیغمبریکه ببنی اسرائیل فرستاده شد چه خاص و چه عام برای او یک وصی و جانشین بود سنت بر این جاری بود و روش اوصیای بعد از پیغمبر خاتم روش اوصیاء عیسی بود و امیرالمومنین صلوات الله علیه بر روش خود مسیح علیه السلام بود این شرح سنت وصایت است و نمونه های اوصیاء بعد از انبیاء.. امام هفتم فرمود خدای عز و جل هرگز زمین را بی امام نگذارد از آنگاه که آدم وفات کرده و او رهبری بخدای عز و جل کند و حجت بر
بندگانش باشد هر کس او را ترک کند گمراه باشد و هر کس باو بچسبد نجات یابد این حقی است بر خدای عز و جل عمار بن موسی ساباطی گوید از امام ششم شنیدم می فرمود از آن روز که زمین بوده خالی از یک حجت عالم نبوده که آن چه از حق را مردم از میان ببرند زنده کند. سپس این آیه را خواند (در سوره وصف آیه 8) می خواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند و خدا نور خود را تتمیم کننده است اگرچه مشرکان بد دارند. ابان ابن تغلب گوید امام ششم گفت حجت پیش از خلق است و با خلق و پس از خلق اسحق بن عمار گوید شنیدم امام ششم می فرمود زمین خالی از هر چه باشد باز در آن عالمی است برای آن که اگر مسلمانان چیزی افزودند آن ها را بحق برگرداند و اگر چیزی کم کردند بر ایشان تتمیم کنند.. امام ششم از پدرانش حدیث می فرماید که پیغمبر (ص) فرمود در هر نسلی از امت من یک عادلی است از اهل بیت من که برطرف کند از این دین تحریف غالین و انتحال مبطلین و تاویل جاهلین را براستی امامان شما نمایندگان شمایند نزد خدای عز و جل متوجه باشید که در دین خود از چه کسی پیروی میکنید.. امام پنجم در تفسیر گفته خدای عز و جل
(در سوره نساء آیه 59) ای آن چنان کسانیکه گرویدید خدا را فرمان برید و رسول خدا را فرمان برید و اولوالامر از خود را، فرمود اولوالامر امامان از فرزندان علی و فاطمه اند تا روز قیامت... احمد بن اسحق گوید شرفیاب حضور امام یازدهم شدم، فرمود ای احمد در میان این شک و ارتیاب که گریبان مردم را گرفته شما شیعه چه حالی دارید؟ عرض کردم ای آقای من چون نامه رسید، هیچ مرد و زن و بچه ایکه ممیز شده نبود جز آنکه بحق عقیده مند شد، فرمود من خدا را بر این موضوع حمد میکنم ای احمد آیا نمیدانید که زمین بی حجت نباشد منم آن حجت یا فرمود منم حجت.. احمد بن اسحق گوید از ابی محمد امام دهم نامه ای بیکی از رجالش صادر شد در ضمن سخن گفته بود هیچکدام از پدران من مانند من گرفتار شک و تردید جمعیت شیعه نبودند، اگر این امر امامت امری بود که شما بطوری بدان معتقد بودید که دنباله آن میبرید شک زمینه ای داشت و اگر تا امور خدای عز و جل هست پیوست است این شک چه معنی دارد؟ عمرو بن اشعث گوید از امام ششم شنیدم می فرمود شما گمان میکنید کار بدست ما است که امامت را بهر 