راهی شرک بوسیله ما نجات داد مردم بوسیله ما از گمراهی فتنه و شورش نجات یافتند، بوسیله ما پس از فتنه و اختلاف برادر گردیدند چنانچه بوسیله ما بعد از گمراهی شرک برادران یگانه پرست شدند خدا پایان کار را هم بما انجام دهد چنانچه بما آغاز کرده است معلی بن خنیس گوید از امام پنجم پرسیدم آیا از زمان نوح تاکنون مردم نبودند بوضعی مگر آن که در میان حجتی بوده است و دستور داشته اند از او فرمانبرند؟ فرمود همیشه چنین بوده است ولی بیشتر مردم ایمان نیاورند
یزید کناسی گوید امام پنجم فرمود ای ابوخالد زمین یک روز بی حجت خدا بر مردم نمیماند و از روزیکه خدای عز و جل آدم را خلق کرده و در زمین سکونت داده بی حجت نبوده عبد الله بن خراش بصری گوید مردی از امام ششم پرسید که زمین یکساعت بی امام میباشد؟ گفت زمین خالی از حق نیست عبد الله بن ابی یعفور از امام ششم پرسید آیا زمین بی امام واگذار شود؟ فرمود نه گوید گفتم دو امام با هم میباشد؟ فرمود مگر آنکه یکی خاموش باشد حسن بن بشار واسطی گوید حسین بن خالد بامام هشتم در حضور من عرض کرد زمین خالی از امام میماند؟ فرمود نه امام ششم فرمود براستی خدا برتر و بزرگ ترست از اینکه زمین را بی امام عادل وانهد زید بن ارقم گوید رسول خدا (ص) فرمود براستی من در میان شما ثقلین را بجا میگذارم که کتاب خدا و عترت خودم باشند براستی آنها از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآیند
عامر بن واثله از زید بن ارقم باز گوید چون رسول خدا (ص) از حجت الوداع برگشت، در غدیر خم فرود آمد سپس دستور داد زیر چند درخت را جاروب کردند سپس فرمود گویا مرا نزد خدا دعوت کردند و من اجابت کردم من ثقلین را در میان شما میگذارم یکی از دیگری بزرگ تر است کتاب خدا و عترت من که اهل بیت منند بپائید چگونه بجای من بر آن ها رفتار می کنید زیرا که این دوازدهم جدا نشوند تا سر حوض بر من درآیند سپس فرمود خدا مولای منست و من مولای هر مومن و مومنه سپس دست علی بن ابیطالب را گرفت و پس از آن فرمود هر کس را من ولی او هستم این ولی او است بار خدایا دوستشرا دوست دار و دشمنشرا دشمن دار گوید من بزید بن ارقم گفتم تو خود این را از رسول خدا شنیدی؟ گفت کسی زیر آندرختها نبود مگر آن که بچشم خود دید و بگوش خود شنید. از ابوسعید خدری روایت شده که راستی پیغمبر (ص) فرمود نزدیک است که دعوت شوم و اجابت کنم و براستی من دو ثقل در شما بجا میگذارم کتاب خدای عز و جل و عترت خودم، کتاب خدا ریسمانیست میان آسمان و زمین کشیده است و عترت من اهل بیت منند و بدرستی که دانای خبیر بمن اطلاع داده که این دوازدهم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند بیائید بچه وضعی بجای من با آنها رفتار می کنید؟. ابوهریره گوید رسول خدا فرمود من در میان شما دو چیز بجا میگذارم که هرگز پس از من گمراه نشوید تا آن دو را بگیرید و بدانچه در آنها است عمل کنید کتاب خدا و سنت خودم براستی آنها
از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند ابی سعید گوید که رسول خدا (ص) فرمود براستی من در میان شما میگذارم آنچه را که اگر بدان تمسک کنید هرگز گمراه نشوید کتاب خدای جل و عز که رشته ای است کشیده و عترت من اهل بیتم و هرگز از هم جدا نشوند تا بر سر حوض بر من وارد شوند حرث گوید علی علیه السلام فرمود که رسول خدا (ص) فرمود من مردی گرفتارم و نزدیک است دعوت شوم اجابت کنم و بتحقیق که ثقلین را در میان شما گذاردم کی بهتر و بزرگ تر از دیگری است کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم و براستی آنها از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند. ابی سعید خدری گوید رسول خدا فرمود من در میان شما دو امر میگذارم یکی درازتر از دیگری است کتاب خدا رشته ایکه از آسمان تا زمین کشیده است و سرش بدست خداست و عترت خودم هلا این دو از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من وارد شوند عطیه عوفی راوی حدیث گوید بابی سعید گفتم عترت او کیست گفت اهل بیت او، علی بن فضل بغدادی برای ما باز گفت که از ابو عمرو صاحب ابوالعباس تغلب شنیدم میگفت از ابوالعباس تغلب پرسش شد از معنی گفتار رسول خدا (ص) انی تارک فیکم الثقلین
که چرا ثقلین نامیده شدند؟ گفت چون تمسک بدانها سنگین است زید بن ثابت گوید رسول خدا فرمود براستی من در میان شما دو ثقل میگذارم کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم هلا این دو بعد از من خلیفه اند و از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من وارد شوند امام پنجم علیه السلام گوید نزد جابر بن عبد الله رفتم و گفتم ما از حجه الوداع خبر ده یک حدیث طولانی یادآور شد سپس گفت رسول خدا (ص) فرمود براستی من در میان شما چیزی بجا میگذارم که تا بدان تمسک جوئید هرگز بعد از من گمراه نشوید کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم سپس سه بار فرمود خدایا گواه باش زید بن ارقم گوید رسول خدا فرمود بدرستی که من بجا میگذارم در میان شما آنچه را که اگر بدان تمسک جوئید هرگز گمراه نشوید کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم زیرا که آن دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من درآیند حرث از علی علیه السلام روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود بدرستی که من مردی هستم
که گرفته شوم نزدیک است دعوت شوم و اجابت کنم و بتحقیق که ثقلین را در میان شما بجا گزاردم یکی از دیگری بهتر است کتاب خدای عز و جل خودم اهل بتیم زیرا که این دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند ابی سعید خدری گوید رسول خدا (ص) فرمود براستی من دو امر در میان شما میگذارم که یکی از دیگری درازتر است کتاب خدا رشته ایکه از آسمان بزمین کشیده شده و سرش بدست خداست و خاندان خودم هلا این دوازدهم جدا نشوند تا سر حوض بمن وارد شوند، عطیه عوفی گوید بابی سعید گفتم عترت او کیست؟ گفت اهل بیتش زید بن ارقم گوید چون رسول خدا از حجه الوداع برگشت، و در غدیر خم فرود آمد دستور داد زیر درختهای دوحات را جاروب کردند سپس برخاست و گفت گویا که من دعوت بخدا شدم و اجابت کردم من ثقلین را بجا میگذارم که یکی از دیگری بزرگ تر است کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم بپائید چگونه بجای من با آن ها رفتار می کنید زیرا که این دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند گوید سپس فرمود براستی خدای جل و عز مولای منست و من مولای هر مومن و مومنه سپس دست علی بن ابی طالب را گرفت و فرمود هر کس را من ولی اویم علی ولی او است عمرو بن واثله گوید من بزید بن ارقم گفتم تو این را از رسول خدا شنیدی؟ گفت کسی زیر آن درختها نبود جز آن که بچشم خود دید و بگوش خود نشنید
زید بن ارقم گوید رسول خدا (ص) فرمود گویا من دعوت شدم و اجابت کردم براستی من ثقلین را در میان شما بجا میگذارم که یکی از دیگری بزرگ تر است کتاب خدای عز و جل رشته ای کشیده از آسمان تا زمین و عترت خودم اهل بیتم براستی آنها همیشه با هم هستند تا در سر حوض بر من وارد شوند بپائید چگونه بجای من با آنها رفتار می کنید؟ ابی سعید در یک حدیث مرفوعی از پیغمبر (ص) روایت کرده که فرمود ای مردم براستی من در میان شما میگذارم چیزیرا که اگر بدان اخذ کنید هرگز بعد از من گمراه نشو