د که داخل این وصیت باشد و کلام پیغمبر خاص بود و عمومی نداشت و اگر بتوان آن را بفرزند مخصوص دانست ممکن است او را یکی از فرزندان دانست زیرا قرینه بر تعیین آن مخصوص در میان نیست. 
3 - دلیل دیگر بر اینکه امیرالمومنین داخل عترتست قول پیغمبر (ص) است بدرستیکه آنان از یکدیگر جدا نشوند تا سر حوض بر من درآیند و همه امت اسلامی جز معدودی که اعتناء بخلاف آنان نیست قائلند که علی علیه السلام از حکم کتاب خدا جدا نیست و بر اینکه رسول خدا در وقت وفاتش کسی را بجای خود نگذاشته که بکتاب خدا اعلم از او باشد و محققا حسن و حسین از کسانیند که خلیفه اویند و در این حدیث داخلند آیا در میان امت کسی هستکه بگوید آنها از علی اعلم بکتاب خدا بودند و معلوم استکه آنها شاگرد او بودند و پیرو او 
4 - گوئیم مقصود پیغمبر از نصب خلیفه ایکه وسیله هدایت باشد و تعیین آن در کتاب و عترت نسبت بهمه اعصار است یا عصر مخصوص اگر مقصود همه اعصار است در آن عصریکه علی علیه السلام قیام بامامت داشت کدام یک از عترت در میان ما امت خلیفه او بودند آیا مقصود از این قول حسن و حسین بودند یا علی (ع) اگر کسی گوید حسنین بودند لازم آید که آنها هنگام وفات پیغمبر از پدر خود اعلم باشند و این قائل بزبان امت اسلامی آشنا نیست و اگر کسی گوید مقصود پیغمبر این بوده که
کتاب و عترت در یک وقت خاصی خلیفه اویند نه در همه وقت این تخصیص بدون دلیل است و باید ملزم شود که مقصود از عترت هم فرد خاصی بوده زیرا ادعای وقت بخصوصی بدون دلیل بهتر نیست از این قول بناچار باید مقصود پیغمبر از خلافت قرآن و عترت همه اعصار و ازمان باشد یا عصر خاصی اگر عموم مقصود است پس باید در آن عصریکه علی بن ابیطالب قیام بامامت کرد از عترت محسوب باشد مگر کسی گوید از عترت نبود ولی ظلم کرد و مقام فرزندش را که از او اعلم بود غصب کرد این را هیچ مسلمانی نگوید و بر رسول خدا روا نداند هیچ مومنی مقصود ما از نقل فرموده پیغمبر در اینجا که آن دو هرگز از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآیند در این باب این بود که ثابت کنیم و شغل حجتهای خدا تا روز قیامت ادامه داد و قرآن هرگز از یک حجتی از امامان عترت که با او باشد خالی نباشد برای آنکه حکم آن را در هر عصری تا روز قیامت بداند، برای اینکه فرمود هرگز از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند و همچنین گفته پیغمبر (ص) که مثل آنان مثل ستاره ها است هر آنگاه ستاره ای غایب شود ستاره دیگر طلوع کند تا روز قیامت تصدیق قول ما استکه زمین بی حجت خدا بر خلقش نباشد که یا ظاهر است و مشهور و یا غائب است و مستور تا آنکه حجج و بینات خدا باطل نشود 
5 - پیغمبر خودش عترتی را که همران قرآن خلیفه کرده در اینحدیث بیان کرده.. علی بن ابی طالب (ص) گوید رسول خدا (ص) فرمود براستی در میان شما ثقلین را بر ما میگذارم کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم زیرا که ایندو هرگز از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر
من درآیند مانند ایندو دو انگشت سبابه اش را بهم چسبانید، جابر بن عبد الله انصاری از جا برخاست و خدمت آنحضرت رفت و عرض کرد یا رسول الله عترت تو کیانند؟ فرمود علی و حسن و حسین و امامان از فرزندان حسین تا روز قیامت. شرح و تفصیل معانی عترت در لغت عرب و تطبیق آنها بر ائمه معصومین محمد بن یحیی شیبانی از محمد بن عبد الجبار صاحب ابی العباس تغلب در کتاب خود بنام یاقوته چنین حکایت کرده استکه ابوالعباس تغلب از قول ابن اعرابی لفظ عترت را چنین شرح داده 
1 - عترت قطعه های بزرگ مشک است که در نافه است و تصغیرش عتیره است 
2 - عترت آب دهانیست که خوشمزه و خوشگوار باشد مصغرش عتیره است 
3 - عترت درختی استکه بر در لانه ضب روید (گمان دارم مقصودش لانه گفتار باشد) چون لفظ و جار آورده و لانه ضب را عرب مسکین تعبیر میکند و وجار لانه کفتار است سپس گفته است هنگامیکه ضب از لانه اش بیرون آید خود را بان درخت میمالد و باینجهت بزرگ نمی شود و نمو ندارد و عرب آنرا ضرب المثل خواری و خوار نموده است و گفته اند اذل من عترت الضب یعنی از درخت دم لانه سوسمار خوارتر است و تصغیرش عتیره است. 
4- فرزند مرد و نژاد او است از پشت او و از اینجهت ذریه محمد (ع) را از نسل علی و فاطمه (ع) عترت محمد گویند تغلب گوید من باین اعرابی گفتم پس اینکه ابی بکر در سقیفه گفت ما عترت رسول خدا (ص) هستیم چه معنی دارد؟ گفت مقصودش این بود که همشهری و بیضه اوئیم و عترت محمد بناچار اولاد فاطمه بودند دلیلش این است که سوره برائت را از ابی بکر گرفت و با علی (ع) فرستاد و محمد فرمود دستور رسیده که آن را خودم یا مردی از کسانم تبلیغ کند سوره را از او گرفت و بمردیکه از خودش بود داد اگر ابوبکر از عترت بود بحسب نژاد نه بتفسیر این اعرابی که مقصود از آن در قول ابوبکر بلده است محال بود که سوره برائت
را از او بگیرد و بعلی علیه السلام بدهد. 
5- گفته شده است که عترت سنگ بزرگی استکه سوسمار پای آن لانه میسازد و در آن ماوی میکند برای آنکه کم هوش است. 
6- گفته شده است که عترت بیخ درختی است که بریده ضده و از اصول و عروقش روئیده 
7 - عترت در غیر این معنی گفته پیغمبر است (ص) لا فرعه و لا عتیره - اصمعی در شرح آن گفته است که یک مردی در زمان جاهلیت برای گوسفندانش نذر میکرد که وقتی بصد رسد برای آنها گاو یا گوسفند قربانی بکشد و بسا بود که مردیکه نذر بر عهده او بود از گوسفند خود دریغ میکرد و آهو شکار میکرد و نزد بتهای خود بجای گوسفند سر میبرید تا بندر خود وفا کرده باشد، حارث بن حلزه یشکری در این معنا گفته است زور و باطل و ستم چنانچه - قربانی شود از گوسفند در آغل خوابیده آهو یعنی او را بگناه دیگری گرفته اند چنانچه آنها آهو را بجای گوسفند سر میبرند 
8 - اصمعی گفته است عترت بمعنی باد است 9 - عترت درختی است پر شیر و کوچک در نواحی تهامه 
10 - عترت بمعنی ذکر است عتر یعتر عترا یعنی نعوذ کرد 
11 - ریاشی گفته است از اصمعی معنی عترت را پرسیدم گفت گیاهی است مانند مرزنجوش که متفرقه روئیده شود محمد بن علی بن الحسین مصنف این کتاب گوید عترت همان علی بن ابیطالب و ذریه او از بطن فاطمه و سلاله پیغمبرند آنانکه خدای تبارک و تعالی بامامت آنها نص صادر کرده بزبان پیغمبر خود (ص) و آنها دوازده اند اولشان علی بن ابیطالب و آخر آنها مهدی صلوات الله علیهم اجمعین است و همه معنائیکه عرب برای عترت معتقد است بر آنها تطبیق میشود - برای آنکه:
1- ائمه در میان همه بنی هاشم و فرزندان ابوطالب مانند تیکه های بزرگ مشکند در میان یک نافه 
2 - ائمه سرچشمه علوم خوشگواری هستند در مذاق اهل حکمت و خرد 
3 - ائمه شاخه های یک درختند که پیغمبر اصل آنست و امیرالمومنین فرع آن و ائمه اعضای آن و شیعیان برگهای آن و علومشان میوه آنست 
4 - باعتبار معنی بلده و بیضه ائمه معصومین اصول بنیان اسلامند و بلده آن 
5 - نظر بسنگ بزرگی که ضب وسیله هدایت خود میکند ائمه همان صخره ایمان و وسیله هدایت جمیع مسلمانان هستند 
6 - ائمه معصومین اصل درختی هستند که ستمکاران آنرا بریدند زیرا آنان بناحق 