کشته شدند و ستم کشیدند و جفا دیدند و قطع شدند و بصله آنها عمل نشد ولی از ریشه بریده دوباره روئیدند و قطع قطاعان زیانی بانان نرسانید و ادبار آنانکه ادبار کردند بضرر آنها نشد زیرا از طرف رسول خدا (ص) بزبان پیغمبر نص بر امامت آنها صادر شده بود 
7 - ائمه همان ستمشدگانی بودند که ماخوذ شدند بگناهی که نکرده بودند و بجرمیکه مرتکب نبودند 
8 - ائمه معدن منافع بسیار بودند و سرچشمه های علم و دانش بحساب اینکه عترت درخت پر شیر باشد 
9 - آنان ذکور بودند و بهیچ وجه اناث و انوثت در آنها نبود بنا بر قولی که بگوید عترت ذکر است 
10 - ائمه لشکر خدای عز و جل و حزب او هستند بنابر معنی قول اصمعی که گفته است عترت بمعنی ریح است، پیغمبر (ص) فرموده در حدیث مشهوری که ریح جند الله الاکبر است و ریح بر قومی
عذاب است و بدیگری رحت و ائمه علیهم السلام همچنین هستند مانند قرآنی که قرین ایشانست در گفته پیغمبر (ص) من در شمان ثقلین را بجا میگذارم کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم، خدای عز و جل (در سوره اسراء آیه 82) فرماید از قرآن فرو فرستیم آنچه برای مومنان شفاء و رحمت است و نیفزاید ظالمانرا جز زبان و خدای عز و جل (در سوره توبه آیه 124) فرماید و هر گاه که سوره ای نازل شود پاره ای از ایشان باشند که گویند کدام شما را این سوره ایمان افزود اما آنانکه گرویدند ایمانشانرا افزود و ایشان مژده مییابند و شاد میشوند و اما آنانکه در دلشان بیماریست پلیدی بر پلیدیشان افزاید و بمیرند و آنها کافر باشند. 
11- ائمه صاحبان مشاهده متفرقه اند و قبرهای سودمند و درخشنده دارند بنابر گفته کسیکه گوید عترت گیاهی است مانند مرزنجوش و متفرقه روید و برکات آن ها در مشرق و مغرب پراکنده است. 
12- عترت بمعنی ذریه، ابوعبیده گوید ذریه وقتی از ذرا بالف مشتق باشد نزد ما بمعنی اعفاب و نسل است و کلمه ذریه در سوره فرقان آیه 74 و آنانکه گویند پروردگار ما ببخش بما از ازواج ما و ذریه های ما نور چشمی علی علیه السلام تنها آنرا بهمین معنی قرائت کرده است ولی لفظ ذریه در آیه 41 سوره یس و آیه لهم انا حملنا ذریتهم و در قول خدای عز و جل در سوره انعام آیه 133 کما انشاکم من ذریه قوم آخرین دو لغت دارد ذریه بضم ذال و ذریه بکسر ذال مانند علیه و علیه ولی لفظ قرآن بضمه قرائت شده و ابوعمرو هم آن را بضمه قرائتکرده و همان قرائت اهل مدینه است در جمیع موارد مگر در آیه 3 سوره اسراء ذریه من حملنا مع نوح که زید بن ثابت بکسر ذال قرائتکرده. مجاهد از قراء و مفسرین در لفظ ذریه ای که در سوره یونس آیه 81 الا ذریه من قومه وارد شده است گفته استکه مقصود از ذریه ایکه بموسی ایمان آوردند اولاد کسانی هستند که موسی بانها مبعوث شده بود و پدرانشان مرده بودند، فراء در اینجا یک توضیحی داده است و گفته است آنان را ذریه
نامیدند برای آنکه پدرانشان از قبط بود و مادرانشان از بنی اسرائیل گوید این بدان ماند که فرزندان پدران فارسی نژاد را از مادران عرب در یمن لازب خوانند برای آنکه مادرانشان از غیر جنس پدرانشان بود، ابوعبیده سخن فراء را چنین شرح کرده که مقصودش این است که آن مومنین بموسی با آنکه مردان ذکوری بودند از آنها تعبیر بذریه شده است و ذریه رجل باین معنی کنایه از این است که گویا از او بیرون نیامده اند چون پدرشان از طائفه دیگری بوده و باین حساب لفظ ذریه از ذروت یا ذریت مشتق است که معنی پراکندگی میدهد و از ذرا بهمزه نیست. ابوعبیده گفته است اصل ماده اش بهمه بوده ولی عرب از باب تخفیف همزه که مذهب او است آنرا بدل بواو یا یاء کرده و همزه را ترک نموده اند و اصل ذریه از ذرا الله الخلق مشتق است چنانچه خدا جل ثنائه (در سوره اعراف آیه 79 فرموده است: و لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن و الانس - برای دوزخ آفریدیم بسیاری از جن و انس را. ذراهم یعنی انشاءهم و خلقهم و قول خدای عز و جل (در سوره شوری آیه 11 یذراکم یعنی یخلقکم - آفریند شما را و ذریه مرد همان خلق خدای عز و جل استکه از نسل او پدید آورده و همان کسانیند که از پشت او ایجاد کرده معنی سلاله برگزیده و خالص هر چیزیست که سلاله و سلیل گویند و در حدیث آمده استکه پیغمبر (ص) فرمود خدایا بعبد الرحمن از سلیل بهشت بنوشان و گفته شده استکه سلیل بهش همان شراب صاف آنست و بدان سلیل گویند برای آنکه کشیده شده تا خالص شده و آن فعیل بمعنی مفعول است چون جریح بمعنی مجروح، در تفسیر گفته خدای عز و جل در سوره مومنون آیه 12) و هر آینه انسان را از سلاله ای از خاک آفریدیم یعنی از خالص خاک زمین، سلاله بنتاج هم گفته شود برای آنکه از درون مادرش کشیده شده است برون، هند دختر اسماء یکی از زنان حجاج بن یوسف ثقفی در شعر خود گفته است.
1- هند نیست مگر یک اسب تازی نژاد - که از پشت نره اسبانی کشیده شده است که استر آنها را تجلیل کند. 
2 - اگر یک کره اسب گرامی بزاید همان سزاوارست - و اگر فرزندش دو رگه درآید از اثر بدکاری نر است و در روایت دیگر از اثر جنایتکاری نر است. سلیل بمعنی منتوج است و سلیله بمعنی منتوجه و گویا منظور از آن نتاج خالص و صافی باشد و بحسن و حسین و ائمه بعد از او سلاله رسول خدا گویند برای آنکه برگزیده و پاک فرزندان او هستند، این است معنی عترت و ذریه و سلاله در زبان عرب و از خدا توفیق درست فهمی در همه امور خواستاریم برحمت او.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1790.txt">1</a><a class="text" href="w:text:1791.txt">2</a></body></html>فصل اول : در بيان حقوق خويشان و غلامان و كنيزان 
در احاديث معتبره بسيار وارد شده است ، كه رحم در روز قيامت چنگ در عرش الهى ميزند و ميگويد پروردگارا هر كه مرا در دنيا صله كرده است ، تو امروز او را برحمت خود وصل كن و هر كه مرا قطع كرده است ، در دنيا تو امروز او را از رحمت خود قطع كن .
در احاديث بسيار منقول است كه نيكى با خويشان كردن باعث قبولى اعمال است و مال را زياد ميكند و بلاها را دفع ميكند، عمر را دراز ميكند، حساب قيامت را آسان ميكند.
در حديث حسن از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه دو طرف صراط امانت وصله رحم است ،پس كسيكه در امانت مردم خيانت نكرده است ، با خويشان خود نيكى كرده از صراط بآسانى ميگذرد، زود ببهشت ميرود و كسيكه خيانت در امانتها كرده و قطع صله رحم كرده است ، عمل ديگر او را نفع نميدهد و صراط او را آتش ميافكند.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه صله رحم كردن و با همسايگان نيكو سلوك كردن خانه ها را آبادان مى كند، عمرها را زياد مى كند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هيچ عملى ثوابش زودتر از صله رحم نمى رسد.
در حديث حسن از حضرت صادق عليه السلام منقول كه ما چيزى را نمى دانيم كه عمر را زياد كند مانند صله رحم تا آنكه گاهست كه شخصى سه سال از عمرش مانده است ، بسبب صله رحم سى وسه سال ميشود، گاه هست كه كسى از عمرش سى وسه سال مانده است ، بسبب قطع صله رحم سه سال ميشود.
در حديث موثق منقول است كه شخصى از آنحضرت سؤ ال كرد كه خويشان دارم كه شيعه نيستند آيا ايشان را برمن حق