 مرا نبیند و او را نبینم و هر کس با علی مخالفت کند خدا بهشت را بر او حرام کند و دوزخ را جای او نماید و بد منزلگاهی باشد هر کس علی را واگذارد خدا در روز عرض حساب او را واگذارد، هر کس علی را یاریکند خدا روز قیامت او را یاریکند و صحبت خود را در موقع سئوال و جواب باو تلقین نماید سپس فرمود حسن و حسین دو امام امت باشند بعد از پدر خود و دو سید جوانان اهل بهشتند مادرشان خواتون زنان بهشت است و پدرشان آقای اوصیاء و از فرزندان حسین نه امام باشد که نهمین آنها قائم اولاد منست طاعت آنان طاعت منست و معصیت آنان معصیت من بخدا شکایت میکنم از منکرین فضل آنها و ضایع کنندگان حرمت آنها بعد از من و خدا بس استکه ولی و ناصر عترتم و ائمه امتم باشد و
از منکرین حق آنها انتقام کشد و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون امام هشتم از پدرانش از قول پیغمبر روایتکرده استکه فرمود من سید هر آنکسم که خدای عز و جل آفریده است و من بهتر از جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حمله عرش و همه ملائکه مقربین و انبیاء مرسلینم، من صاحب شفاعه و حوض شریفم و من و علی دو پدر این امت هستیم، هر کس ما را بشناسد خدای عز و جل را شناخته و هر کس ما را منکر باشد خدای عز و جل را منکر است، از علی علیه السلام است دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت حسن و حسین و از اولاد حسین نه کسند که طاعتشان طاعت من است و خلاف با آنها خلاف با منست نهم آنان قائم ایشان است و مهدی ایشان. امام حسن عسکری (ع) فرمود در حدیثی که از پدرانش روایت کرده که رسول خدا (ص) بعلی بن ابیطالب فرمود ای علی تو را دوست ندارد مگر مومنی که حلال زاده باشد و دشمن ندارد مگر ناپاک زاده، ولایت تو را نپذیرد و مگر مومن و با تو دشمنی نکند مگر کافر، عبد الله بن مسعود خدمت حضرت رفت و عرض کرد ما نشانه خبث ولادت و کفر را در زمان حیات تو بغض علی شناختیم و با عداوت او بفرمائید نشانه ناپاک زاده و کافری که بعد از شما بزبان اظهار سلام میکند و باطن خود را پنهان میدارد چیست؟ فرمود ای ابن مسعود علی بن ابیطالب بعد از من امام شما است و خلیفه من است بر شما و چون بگذرد فرزندم حسن بعد از او امام شما است و خلیفه من است بر
شما و چون بگذرد پسرم حسین بعد از او امام شما است و خلیفه منست بر شما سپس نه تن از اولاد حسین یکی پس از دیگری امام شمایند و خلیفه های منند بر شما نهمی آنها قائم آنها است و قائم من است زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ستم شده است دوست ندارد آنها را مگر حلال زاده و دشمن ندارد آنها را مگر ناپاک زاده بولایت آنها نباشد مگر مومن و با آنها خصومت نکند مگر کافر هر کس یکی از آنها را انکار کند بتحقیق مرا انکار کرده و هر که مرا انکار کند خدای عز و جل را انکار کرده هر کس یکی از آنها را رد کند مرا رد کرده و هر کس مرا رد کند خدا را رد کرده زیرا طاعت آنها طاعت منست و طاعت من طاعت خداست و معصیت آنها معصیت منست و معصیت من معصیت خدای عز و جل است ای پسر مسعود بپرهیز از اینکه در دل خود حرجی یابی از آنچه من حکم کنم که بعزت پروردگارم کافر شوی، من نه بخود بسته ام و نه بهوای نفس سخن گفته ام درباره علی و امامان از فرزندان سپس در حالیکه دست باسمان بالا داشت فرمود خدایا دوست دار هر کس خلفای مرا و ائمه امت مرا دوست دارد که بعد از منند و دشمن دار دشمنشان را یاریکن یاریکننده آنها را واگذارد کسیکه آنها را واگذارد و زمین را خالی از حجت قائمی از آنها بفرما که ظاهر باشد یا پنهان و مستور باشد تا دین تو و حجت تو و برهان تو و بینات تو باطل نگردد سپس فرمود ای بن مسعود بتحقیق من در این مقام خود جمع کردم آنچه را که اگر از آن مفارقت کنید هلاک شوید و اگر بان تمسک جوئید نجات یابید و السلام علی من اتبع الهدی سلمان فارسی گوید حضور پیغمبر شرفیاب شدم بناگاه حسین بن علی در دامنش بود و دو
چشمش را میبوسید و دهانش را میمکید و میفرمود تو سیدی و امام پسر امامی و برادر امامی و پدر نه حجت که از پشت تو باشند و نهمی آنها قائم آنها باشد سلمان فارس گوید من در هنگام مرض موت رسول خدا (ص) که در آن وفات کرد خدمت آن حضرت نشسته بودم که فاطمه زهرا (ع) وارد شد، چون ضعف او را دید گریست تا اشکش بر گونه اش روان شد، رسول خدا باو فرمود فاطمه برای چه گریه میکنی؟ عرض کرد یا رسول الله بر خود و فرزندانم بعد از شما نگرانم دو چشم رسول خدا غرق اشک شد و فرمود ای فاطمه مگر نمیدانیکه ما اهل بیتی هستیم که خدا برای ما آخرت را بر دنیا برگزیده است و دنیا بر همه کس بطور حتم فانی میشود و براستی خدای تبارک و تعالی نظری بزمین انداخت و از همه خلقش مرا انتخاب کرد، دوباره نظری انداخت شوهر تو را انتخاب کرد بمن وحی کرد که تو را باو تزویج کنم و او را ولی و وزیر خود سازم و در امتم خلیفه گردانم، پدرت بهترین پیغمبران و رسولان او است و شوهرت بهترین اوصیاء است و تو در امتم خلیفه گردانم، پدرت بهترین پیغمبران و رسولان او است و شوهرت بهترین اوصیاء است و تو اول کسی باشیکه از خاندانم بمن ملحق شوی، سپس بار سوم نظری بزمین انداخت و تو را و فرزندانت را انتخاب کرد، تو سیده زنان بهشتی و دو پسرت حسن و حسین دو سید جوانان بهشتند و من و شوهرت و اوصیاء من تا روز قیامت همه رهبر و رهیاب هستیم اول اوصیاء پس از من برادرم علی است سپس حسن و سپس حسین سپس نه تن از اولاد حسین هم درجه من در بهشت درجه ای نزدیکتر بخدا از درجه برادرم
نیست، دختر جانم نمیدانیکه کرامت خدا برای تو آنستکه تو را ببهترین امتم ببهترین خاندانم بقدیمترین مسلمان و حلیمترین و دانشمندترین آنان بشوهر داده فاطمه (ع) شاد شد و بدانچه رسول خدا (ص) باو فرمود خرسند گردید سپس فرمود دختر جانم شوهر منقبتها دارد 
1 - ایمانش بخدا و رسولش پیش از هر کس است احدی از امتم در این باره بر او پیشی نگرفته است 
2 - علم او بکتاب خدای و عز و جل و سنت من کسی در امتم نیستکه همه دانش مرا بداند جز علی علیه السلام و خدای عز و جل باو دانش آموخته که جز من نداند و بملائکه و سولانش علمی آموخته که من آنرا میدانم هر چه را بملائکه و رسولانش آموخته من آنرا میدانم و بمن دستور داده باو بیاموزم و عملکردم، در امت کسی نیستکه همه علم و فهم و حکمت مرا بداند جز او و تو ای دختر جان زن اوئی و مادر دو سبطم حسن و حسین و آنان دو سبط امتم باشند 
3 - او امر بمعروف و نهر از منکر کند زیرا خدای جل و عز باو حکمت داده و فصل خطاب داده، دختر جانم ما خاندانی هستیم که خدای عز و جل بما شش خصلت عطا کرده که بکسی از آنانکه پیش از شما بود نداده بایندگان هم ندهد جز بما پیغمبر ما سید انبیاء و مرسلین است و او پدر تو است وصی ما سید اوصیاء است و آن شوهر تو است، شهید ما سید شهداء است و آن حمزه بن عبد المطلب عم پدر تو است، عرض کرد یا رسول الله او سید شهدائی استکه با او کشته شدند؟ فرمود نه سید الشهداء اولین و آخرین است جز انبیاء و اوصیا و جعفر بن ابیطالب ذو الجناحین طیار در بهشت با ملائکه و دو فرزندت حسن و حسین دو 