نش علیهم السلام حدیث کرده که امیرالمومنین (ع) به اصحابش می فرمود بشب قدر ایمان بیاورید آن شب برای علی بن ابی طالب و یازده فرزند او است بعد از او معروف بن خربوز گوید شنیدم امام پنجم علیه السلام میفرمود رسول خدا (ص) فرمود اهل بیتم در این امت مانند ستاره های آسمانند هر آنگاه ستاره ای فرو رود ستاره ای درآید. امام ششم فرمود که رسول خدا (ص) فرمود بدرستیکه خدای عز و جل از روزها جمعه را اختیار کرده و از ماهها رمضان را و از شبها شب قدر را و از همه پیغمبران مرا و از طرف من اختیار کرده علی را و او را بر همه اوصیاء تفضیل داده و از طرف علی اختیار کرده است حسن و حسین را و از حسین اختیار کرد اوصیاء از فرزنداش را که از قرآن تحریف غالین و زیاد کردن مبطلین
را و تاویلات گمراهان را دفع کنند نهم آنها قائم آن ها است او ظاهر آن ها است و او باطن آن ها است. رسول خدا فرمود دوازده تن از اهل بیت منند که خدای تعالی بانها فهم و علم و حکمت مرا داده و از گل من آنان را سرشته وای بر آنان که بعد از من بر آنها بزرگی فروشند و حق مرا درباره آن ها رعایت نکنند، چه دارند؟ خدا شفاعتم را نصیب آنها نکند از زید بن علی بن الحسین (ع) بسند پدرانش روایت شده که رسول خدا (ص) فرمود چگونه هلاک شوند امتی که من و علی و یازده تن از فرزندان من که صاحب آیات هستند اول آنها است و مسیح پسر مریم آخر آنها بلی در این میان هلاک شوند کسانیکه من از آن ها نیستم و آن ها از من نیستند. امام یکم میفرمود که رسول خدا (ص) فرمود ائمه بعد از من دوازده اند اولشان توئی ای علی و آخرشان قائمی استکه خدای عز و جل بدست او مشارق و مغارب زمین را بگشاید ابن عباس گوید از رسول خدا شنیدم میفرمود برای خدای تبارک و تعالی فرشته ایست که
دروئیل نام دارد شانزده هزار پر دارد که میان هر پری تا پر دیگری هوی است و هوی باندازه از آسمانست تا زمین یک روز پیش خود گفت آیا برتر از پروردگار ما جل جلاله چیزی هست؟ خدا گفته او را دانست و باندازه ایکه پر داشت باو پر و بال افزود و دارای سی و دو هزار بال گردید سپس خدای عز و جل باو وحی کرد که بپر مقدار پنجاه سال پرید و بسر یکی از ستونهای عرش نرسید، چون خدا دانست که خسته شده باو وحی کرد ای ملک بجای خود برگرد من بزرگم بالاتر هر بزرگم و برتر از من چیزی نیست و مکانی ندارم، خدا پرهای او را گرفت مقام او را از صفوف ملائکه گرفت، چون حسین علیه السلام پسین پنجشنبه و شب جمعه بدنیا آمد خدای عز و جل بمالک خازن دوزخ وحی کرد دوزخ را خاموش کند بر اهل آن ببرکت مولودی که برای محمد (ص) متولد شده و برضوان خازن جنان وحی کرد بهشت را نگار ببندد و زینت کند و معطر سازد ببرکت مولودیکه بمحمد در دار دنیا عطا کرده و خدای تبارک و تعالی بحوریان دستور داد زینت کنند و بدیدن یکدیگر روند ببرکت مولودی که در دار دنیا بمحمد (ص) عطا شده و خدای عز و جل بملائکه وحی کرد با ذکر تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر صف بندند ببرکت مولوی که در دنیا بمحمد عطا شده و خدای تبارک و تعالی بجبرئیل وحی کرد که با هزار فوج فرشته که هر فوجی هزار هزار باشند سوار بر اسبهای ابلق با زین و لجام که بر آنها قباب در و یاقوت باشد بهمراه ملائکه روحانیون که طبقهای نور در دست دارند بزمین فرود شوند بمحمد مبارک گویند بدین مولود و باو فرمود ای جبرئیل من نامشرا حسین گذاشتم باو هم تهنیت بگو و هم تعزیت بگو
باو بگو ای محمد بدترین امت تو سوار بر بدترین مرکوبها او را بکشند وای بر کشنده، وای بر جلودار، وای بر راننده کشند حسین من از او بیزارم و او از من بیزار است، زیرا روز قیامت هیچ کس در عرصه محشر نیامد مگر آنکه گناه کشنده حسین از او بیشتر باشد کشنده حسین در گروه مشرکین بدوزخ رود و جهنم بکشنده حسین مشتاق تر است از اشتیاق بندگان مطیع خدا ببهشت فرمود در این میان که جبرئیل باسمان دنیا فرود میاید بدردائیل گذر کرد. دردائیل باو گفت ای جبرئیل این چه شبی است در آسمان آیا قیامت بر اهل دنیا برپا شده فرمود نه ولی مولودی در دنیا بمحمد عطا شده و خدا مرا فرستاده که باو مبارکباد گویم آن فرشته بجبرئیل گفت بحق خدائیکه مرا و تو را آفریده چون بزمین رفتی سلام مرا بمحمد برسان و بگو تو را بحق این مولود قسم میدهم که از پروردگارت عز و جل بخواهی از من راضی شود و پرها و مقام مرا در میان صفوف ملائکه بمن باز دهد، جبرئیل بپیغمبر (ص) نازلشد چنانچه خدا دستور داده بود باو تهنیت گفت و تعزیت، پیغمبر (ص) فرمود، امتم او را میکشند عرض کرد آری ای محمد، پیغمبر فرمود آنها امت من نیستند، من از آنها بیزارم و خدای عز و جل از آنها بیزار است جبرئیل گفت منهم از آنها بیزارم ای محمد، پیغمبر نزد فاطمه (ع) آمد و او را تسلیت داد و تعزیت گفت فاطمه گریست و گفت کاش او را نزائیده بودم کشنده حسین در دوزخ است پیغمبر فرمود ای فاطمه من بدان گواهم ولی ای فاطمه کشته نشود تا امامی از او بجا ماند که امامان هدایت کننده بعد از او باشند و سپس فرمود امامان بعد از من: الهادی علی، و المهتدی الحسن، و الناصر الحسین، و المقیور علی بن الحسین، و الشفاع محمد بن علی، و النفاع جعفر بن محمد، و الامین موسی بن جعفر و الموتمن علی بن موسی، و الامام محمد بن علی، و الفعال علی بن محمد، و العلام
الحسن بن علی، و کسیکه عیسی بن مریم پشت سرش نماز بخواند قائم علیه السلام، فاطمه از گریه خاموش شد، سپس جبرئیل داستان آن فرشته و گرفتاری او را به پیغمبر گزارش داد، ابن عباس گوید پیغمبر (ص) حسین را در میان پارچه پشمی بدست گرفت و بطرف آسمان اشاره کرد و عرض کرد بار خدایا بحق این مولود بر تو نه بلکه بحق تو بر او و بر جدش محمد و ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب اگر برای حسین بن علی (ع) زاده فاطمه پیش تو مقامی است از دردانیل راضی شو و پرها و مقام او را در صفوف ملائکه باو برگردان دعایش مستجاب شد و او را آمرزید و پرهایش را داد او را بصفوف ملائکه برگردانید آن فرشته در بهشت بازاد کرده حسین بن علی و زاده فاطمه دختر رسول خدا معروف است سلیم بن قیس هلالی گوید از علی (ع) شنیدم میفرمود هیچ آیه ای از قرآن بر رسول خدا (ص) نازل نشد جز آنکه برای من خواند و املاء کرد و من آنرا بخط خود نوشتم و تاویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه آنرا بمن آموخت و دعا کرد که خدای عز و جل بمن فهم و حفظ آنرا تعلیم دهد من هیچ آیه ای از کتاب خدا را فراموش نکردم و نه علی را که بمن املاء کرد و نوشتم و آنچه خدای عز و جل از حلال و حرام و امر و نهی آنچه بوده و میباشد از طاعت و معصیت باو آموخت و بحفظ من سپرد و یک حرف از آن فراموش را نکردم سپس دستشرا بر سینه ام نهاد و از خدای عز و جل خواست
که دلم را پر از علم و فهم و حکمت و نور کند نه چیزی را فراموش کردم و نه از قلم انداختم، عرض کردم یا رسول الله میترسی که من بعد فراموش کنم، فرمود نه از فراموشی تو ترس دارم و نه از نادانی تو پس از آنکه پروردگارم جل جلاله بمن خبر داده که دعای مرا درباره تو و شرکاء تو که بعد از تواند 