ن شست و آن چشمه ایست که خضر از آن نوشید و هر کس از آن بنوشد زنده بماند عرض کرد راست گفتی بخدا آن بخط هرون و املاء موسی است فرمود شما میگوئید اول درختی که روی زمین روئیده است زیتونست و دروغ میگوئید آن درخت خرمای عجوه استکه آدم آنرا با خود از بهشت آورده عرض کرد راست فرمودی بخدا همان بخط هرون و املاء موسی علیه السلام است فرمود سه دیگر عرض کرد برای این امت چند امام هدایت استکه خلاف مخالفان بدانها ضرر ندارد؟ فرمود دوازده امام عرض کرد راست گفتی بخدا این بخط هرونست و املاء موسی عرض کرد پیغمبر شما در کجای بهشت سکونت کند؟ فرمود در بالاترین درچه و شریفترین مکان آن در جنات عدن عرض کرد راست فرمودی بخدا آن بخط هرون و املاء موسی است عرض کرد کی با او در منزلش نزول کند؟ فرمود دوازده امام عرض کرد راست گفتی بخدا آن بخط هرون و املاء موسی است فرمود هفتم را بپرس عرض کرد از تو میپرسم که وصیش بعد از او چند زنده باشد فرمود سی سال عرض کرد بمیرد یا کشته شود؟ فرمود کشته شود ضربتی بسرش رسد که ریشش از آن رنگین شود عرض کرد راست فرمودی بخدا این بخط هرون و املاء موسی است آن یهودی مسلمان شد
اصبغ بن نباته گوید علی علیه السلام نام قائم را برد و فرمود هر آینه غائب شود تا آنکه جاهل گوید برای خدا در آل محمد حاجتی نیست ابی اسحق همدانی گوید یک هم مذهب موثق برای من بازگو کرد که شنیده بود امام یکم علیه السلام میگفت بار خدایا براستی تو زمین را خالی نمیگذاری از حجتی برای خود بر خلقت که ظاهر باشد یا پنهان و مستور باشد تا حجت و بیناتت از میان نرود امام ششم از پدرانش حدیث کرده استکه علی علیه السلام بالای منبر کوفه در ضمن خطبه ای فرمود بار خدایا ناچار است برای زمینت که حجتی بر خلقت برای تو در آن باشد که آنها را بدین تو رهبری کند و علم تو را بانان بیاموزد تا حجت تو از میان نرود و پیروان آنان بعد از آنکه هدایتشان کردی گمراه نشوند آن حجت یا ظاهر است و مطاع نیست یا مکتوم است و منتظر ظهور اگر شخص وی از چشم مردم هدایت شده غائب است علم او از آنها پنهان نیست و آدابش در دل مومنان بر جا است و آنان بدان آداب عمل کننده اند یزید بن ضخم گوید شنیدم امیرالمومنین علیه السلام میفرمود گویا میبینم شما مانند چهارپایان میگردید و چراگاه میجوئید و آنرا نیابید اصبغ بن نباته گوید از امام یکم شنیدم میفرمود صاحب این امر شرید است و طرید است و
فرید است و وحید عبد العظیم بن عبد الله حسنی از امام نهم روایت کرده است که از گفته پدرانش حدیث کرده که امیرالمومنین (ع) فرمود برای قائم ما غیبتی استکه مدتش طولانی است گویا من شیعه را می بینم که در غیبتش چون چهارپایان جولان میزنند و چراگاه میجویند و بدست نمیاورند هلا هر کدامشان بر دین خود ثابت بماند و برای طول غیبت امام دلش دچار قساوت نشود او در روز قیامت در درجه من با من است سپس فرمود براستی قائم ما چون قیام کند براهی کسی در گردن او بیعتی نباشد و از این جهت استکه ولادتش پنهان و شخص او غائب است.سعلی بن محمد وراق بسند خود این روایت را از عبد العظیم بن عبد الله حسنی از امام نهم نقل کرده است اصبغ بن نباته گوید حضور امیرالمومنین علیه السلام نام امام قائم برده شد فرمود غائب بماند تا جاهل گوید برای خدا در آل محمد حاجتی نیست امام سوم حسین بن علی (ع) از پدرش امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) روایتکرده است که باو فرمود نهمین فرزندت ای حسین همان قائم بحق و مظهر دین است و باسط عدل حسین گوید
باو عرض کردم یا امیرالمومنین این امر خواهد بود؟ فرمود آری بحق آنکه محمد را (ع) بنبوت مبعوث کرده و بر جمیع خلق برگزیده ولی بعد از غیبت و حیرتی و ثابت نماند در آن غیبت بر دینش مگر مخلصانیکه روح یقین را دریافته اند آنکسانیکه خدای عز و جل پیمان ولایت ما را از آنها گرفته و ایمان در دلشان نوشته شده و آنها را بر وحی از جانب خود کمک کرده است عبد الله بن ابی عقبه شاعر گوید شنیدم امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام میفرمود ایگروه شیعه گویا میبینم شما مانند شتران در جولانید و چراگاه میجوئید و آنرا نیابید بسند دیگر هم این روایت از عبد الله بن ابی عقبه روایت شده است امام نهم علیه السلام از پدرانش حدیث کرده است که امیرالمومنین صلوات الله علیه بابن عباس فرمود براستی شب قدر در هر سالی است و در این شب کار تمام سال نازل می شود و برای آن بعد از پیغمبر (ص) والیانی است، ابن عباس گفت کیانند؟ فرمود من و یازده تن از صلب من که ائمه محدثون هستند
ابی نصر گوید چون امام پنجم ابوجعفر محمد بن علی الباقر (ع) محتضر شد هنگام وفات فرزندش امام صادق را خواست و عهدی باو سپرد برادرش زید بن علی باو عرض کرد اگر درباره من نمونه کار حسن را نسبت بحسین انجام میدادی (یعنی مرا بعد از خود بامامت نصیب میکردی) من امید داشتم که کار زشت و خلافی مرتکب نمیشدی فرمود ای ابوالحسن بدرستی که امانات بنمونه و مثال ادا نشود و عهود و سپرده ها رسم و تعارف بر نمیدارد و همانا آنها اموریست که سابقه دارد نسبت بحجج خدای تبارک و تعالی سپس جابر بن عبد الله را خواست باو گفت ای جابر آنچه را در صحیفه بچشم خود دیدی برای ما باز گو جابر باو عرض کرد آری ای ابوجعفر من خدمت بانوی خود فاطمه علیها السلام رسیدم که او را بولادت حسین مبارکباد گویم ناگاه دیدم یک صحیفه در دست او است از در سفید باو عرض کردم ای بانوی زنان این صحیفه چیست که با شما مینگرم؟ فرمود نام امامان از فرزندانم در آن
است، عرض کردم آنرا بمن بدهید تا در آن نظر کنم فرمود ای جابر اگر غدقن نبود بجا میاوردم ولی نهی شده است که جز پیغمبر یا وصی یا اهل بیت نبی بدان دست نزند ولی تو اجازه داری که از طرف پشت آنرا بخوانی جابر گوید آنرا خواندم در آن نوشته بود ابوالقاسم محمد بن عبد الله المصطفی مادرش آمنه بنت وهب ابوالحسن علی بن ابیطالب المرتضی مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف ابو محمد الحسن بن علی البر ابو عبد الله الحسین بن علی التقی مادر هر دو فاطمه بنت محمد (ع) است ابو محمد علی بن حسین عدل مادرش شهربانویه بنت یزدجرد بن شاهنشاه ابوجعفر محمد بن علی الباقر مادرش ام عبد الله بنت حسن بن علی بن ابیطالب ابو عبد الله جعفر بن محمد الصادق مادرش ام فروه بنت قاسم بن محمد بن ابی بکر ابو ابراهیم موسی بن جعفر ثقه مادرش کنیزیست بنام حمیده ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع) مادرش کنیز است بنام نجمه ابوجعفر محمد بن علی الزکی مادرش کنیزی است بنام خیزران ابوالحسن علی بن محمد الامین مادرش کنیزیست بنام سوسن ابو محمد الحسن بن علی الرفیق مادرش کنیزیست بنام سمانه و کنیه اش ام الحسن است ابوالقاسم محمد بن الحسن و او حجت خداست بر خلقش و قائم است مادرش کنیزیست بنام نرجس صلوات الله علیهم اجمعین مصنف این کتاب گوید در این حدیث بنام قائم تصریح شده است ولی آنچه عقیده منست مضمون روایتی استکه از ذکر نام آنحضرت نهی شده و بزودی بیاید ذکر آنچه در این
موضوع