هتر است و مشهور ميان علماءِ آنست كه سنت است كه عقيقه پسر نرباشد و عقيقه دختر ماده باشد و گمان فقيراينست كه از براى هر دو گوسفند نر بهتراست موافق احاديث معتبره بسيار واز براى هر دو گوسفند ماده هم خوبست و سنت است كه پدر و مادر از گوشت عقيقه نخورند بلكه بهتر آنستكه از طعاميكه در آن پخته باشد نخورند و خوردن مادر كراهتش بيشتر است و بهتر آنستكه عيال پدر و مادر هم كه در خانه ايشان ميباشند از آن گوشت و طعام نخورند وسنتست كه استخوانها را نشكنند بلكه از بندها جداكنند وسنتست كه بپزند و خام تصدق نكنند واقلش آن است كه بآب ونمك بپزند بلكه محتمل است كه اين بهتر باشد، واگر خام تصدق كنند هم خوبست واگر حيوان عقيقه بهم نرسد قيمتش را تصدق كردن فايده ندارد بلكه بايد صبر كند تا بهم رسد وشرط نيست كه جماعتى كه بخوردن عقيقه حاضر شوند فقير باشند اما صلحا و فقرا را طلبيدن بهتر است و مشهور آنست كه سنت است كه اول سر بتراشند و آخر عقيقه را بكشند.
درحديث وارد شده است كه سر تراشيدن و عقيقه را كشتن و موى سر رابطلا يا نقره كشيدن و تصدق كردن در يكجا ويك وقت ميبايد كرد و در سرتراشيدن سنتست كه همه سر رابتراشند وزلف و كاكل نگذارند.
در روايتى وارد شده است كه طفلى را نزد حضرت رسول آوردند كه براى او دعا كند و آن طفل كاكل داشت حضرت دعا براى او نكردند و فرمودند كه كاكلش را بتراشند اما روايتى وارد شده است كه رسولخدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم براى امام حسن وامام حسين عليهماالسلام دو گيسو در جانب چپ سرايشان گذاشتند.
در روايت ديگر در ميان سر و ممكن است كه اين مخصوص ايشان باشد يا آنكه در تراشيدن اول كراهت داشته باشد.
در روايتى وارد شده است كه سنت است كه زعفران بر سر او بمالند بعداز تراشيدن .
در احاديث بسيار نهى وارد شده است از ماليدن خون عقيقه بر سر طفل و آن از عمل جاهليت است .
در روايت معتبر مرويست از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه در وقت كشتن گوسفند عقيقه اين دعا بخواند بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ اَلّلهُمَّ عَقيقَةٌ عَنْ فلاُنِ و نام او را بگويد لَحْهُما بِلَحْمِهِ وَدَمُها بِدَمِهِ وَعَظْمُها بِعَظْمِهِ اَلّلهُمَّ احْعَلْها وِقاءَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلامُ.
در روايت ديگر فرمود كه اين دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَاللّهُ اَكْبَرُ اِيمانا بِاللّهِ وَثَناءً عَلَى رَسُولِ اللّهِ وَالْعِصْمَةُ لاَِمْرِهِ وَالَشُّكْرُ لِرِزْقِهِ وَالْمَعْرِفَةُ بِفَضْلِهِ عَلَيْنا اَهْلَ الْبَيْتِ پس اگر پسر باشد بگويد اَلّلهُمَّ اِنَّكَ وَهَبْتَ لَنا ذَكَرا وَاَنْتَ اَعْلَمُ بِما وَهَبْتَ وَمِنْكَ مااَعْطَيْتَ وَ كُلُ ما صَنَعْنا فَتَقَبَّلْهُ مِنّاعَلى سُنَّتِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِكَ وَرَسُولِكَ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وَاخْسَاء عَناالشَّيطانَ الرَّجيمَ لَكَ سَفَكْتُ الدِّماءَ لاشَريكَ لَكَ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبّ الْعالَمينَ اَلّلهُمَّ لَحْمُها بِلَحْمِهِ وَدَمُها بِدْمِهِ وَعَظْمُها بِعَظْمِهِ وَشَعْرُها بِشَعْرِهِ وَجِلْدُها بِجِلْدِهِ اَلّلهُمَّ اجْعَلْها وِقاءً لِفُلانِ بْنِ فلاُنٍ وبجاى فلان بن فلان نام طفل و پدرش را بگويد.
در حديث موثق ديگر فرمود كه ايندعا را بخواند يا قَوْمِ اِنّى بَرىٌء مِماتُشْرِكُونَ اِنّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّدى فَطَرَالسَّمواتِ وَاْلاَرْضَ خَنيفا مُسْلِما وَما اَنَا مِنْ الْمُشْرِكينَ اِنَّ صَلوتى وَنُسُكى وَمَحْياىَ وَمَماتى لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ لاشَريكَ لَهُ وَبِذلِكَ اُمِرْتُ وَاَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ اَلّلهُمَّ مِنْكَ وَلَكَ بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَاللّهُ اَكْبَرُ اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَقَبَّلْ مِنْ فلاُنٍ و نام فرزند را ببرد پس آنرا بكشد.1 - خوردن سركه ، به وانار
2 - شستن سر با سدر
3 - خضاب كردن
4 - مسواك زدن
5 - گفتن ((لا اله الا اللّه ))
6 - خواندن سوره ناس
7 - تسبيح حضرت فاطمه (عليها السلام )
8 - مكرر گفتن اين ذكر:
توكلت على الحى الذى لايموت و الحمداللّه الذى لم يتخذ صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا1 - خوردن عدس
2 - خوردن انجير
3 - دست كشيدن بر سر يتيم
1 - شانه كردن مو در حال نشسته
2 - استعمال عطر و بوى خوش
3 - خوردن به
1 - به در خانه سلطان رفت و آمد كردن
2 - ريختن خاك داخل قبر فاميل
3 - چهل روز متوالى گوشت خوردن
4 - پس از خوردن فورا خوابيدن
5 - با زن ها بسيار آميزش كردن
6 - با زن ها زياد صحبت كردن
7 - زياد خنديدن
8 - شكار كردن
9 - پرخورى كردن
10 - ترك ذكر خدا
11 - درازى آرزو
12 - پرحرفى كردن 1 - مسواك كردن
2 - استعمال بوى خوش
3 - مسافرت كردن
4 - تجارت كردن
5 - مشاوره كردن
6 - حجامت كردن
7 - خوردن شنبليله
8 - خوردن سركه
9 - خوردن كندر
10 - خوردن كرفس
11 - خوردن ترنج
12 - خوردن به
13 - خوردن سداب
14 - خوردن كدو
15 - خوردن چغندر1 - شوخى و مزاح كردن زياد
2 - پرهيز از خوردن گوشت تا چهل روز
3 - بول كردن در آب ايستاده (راكد)
4 - زياد خوردن گوشت حيوانات وحشى
5 - دست كشيدن از تجارت1 - مسواك زدن
2 - تلاوت قرآن
3 - حجامت كردن
4 - خوردن عسل
5 - خوردن كندر
6 - خوردن كرفس
7 - گرفتن ناخن در روز دوشنبه
8 - روزه گرفتن
9 - مخلوط كردن زعفران ، سعد و عسل با هم و هر روز دو مثقال از آنها خوردن 1 - خواندن نوشته قبرها
2 - راه رفتن بين دو زن
3 - بول كردن در آب راكد
4 - حجامت كردن درگودى پشت
5 - خوردن نيم خورده موش
6 - خوردن پنير
7 - خوردن گشنيز
8 - خوردن سيب ترش 
9 - زنده رها كردن شپش
10 - غذا خوردن در حال جنابت
11 - بازى با آلت
12 - خوردن گوشت حيوانى كه هنگام سر بريدن نام خدا را نبرده باشند1 - قرآن خواندن ، نه از حفظ
2 - پوشيدن كفش زرد
3 - سرمه كشيدن
4 - خضاب نمودن با حنا
5 - تراشيدن موى سر از بيخ
6 - مسواك نمودن
7 - شستن دست بعد از خوردن غذا
8 - نگاه كردن به سبزه و گياهان سبز
9 - نگاه كردن در آب روان و دريا
10 - نگاه كردن به صورت زيبا
11 - خواندن نماز شب
12 - گرفتن ناخن ها در روز پنج شنبه
13 - خواندن آيه الكرسى
14 - خوردن مرزه همراه با نمك
15 - خوردن سياه دانه با گردو
16 - خوردن گوشت
17 - خوردن پياز
18 - خوردن به
19 - خوردن كندر1 - كندن موهاى زير بغل
2 - زيادى موى سر
3 - پوشيدن كفش سياه
4 - خوردن ماهى شیخ ابوالفرج محمد بن علی بن یعقوب بن أبی قرّه قنانی رحمه الله برای ما چنین روایت کرد که: ابوالحسین محمد بن علی علی بجلی کاتب برای ما روایت کرد و لفظ عیناً از اصل متعلّق به او نقل شده، و من این نسخه را در حالی نوشتم که ان به  اصلی که در اختیار داشت و می نگریست اون گفت: محمدبن ابراهیم نعمانی در حلب برای ما چنین حدیث کرد: شکر و سپاس مخصوص خدای جهانیان است، که هدایت کننده به راه راست است آن را که خود بخواهد، در خور سپاسگذاری از جانب بندگان خویش است به پاس نکه آنان را از نیستی به وجود  آورده و نیز آفرینشنان به نیکوترین وجه و ارزانی داشتن نعمتهای آشکار و نه