له بن سنان گوید از امام ششم شنیدم می فرمود در امام قائم شباهتی بموسی بن عمرانست گفتم چه شباهتی بموسی بن عمران دارد؟ فرمود در نهانی ولادتش و پنهانی از مردم خود، عرض کردم موسی بن عمران چند از قوم خود و خاندان نهان بود؟ فرمود بیست و هشت سال. 
18- داود بن کثیر رقی از امام ششم در تفسیر قول خدای عز و جل الذین یومنون بالغیب
روایتکرده است که فرمود کسی که ایمان بقیام قائم دارد و او را حق میداند. 
19- یحیی بن ابی القاسم گوید از امام ششم از تفسیر قول خدای عز و جل الم ذلک الکتاب لا ریب فیه للمتقین الذین یومنون بالغیب پرسیدم فرمود متقین شیعیان علی علیه السلام هستند و غیب هم امام غائب است و دلیل آن گفتار خدای عز و جل است (در سوره یونس آیه 20) میگویند آیا آیه ای از طرف پروردگارش بر او نازل نشود؟ بگو همانا غیب از آن خدا است شما منتظر باشید براستی منهم با شما از منتظرانم. 
20- سدیر گوید از امام ششم شنیدم می فرمود براستی در قائم شباهتی است از یوسف گفتم گویا حیرت او با غیبت او را یاد میفرمائید؟ فرمود این امت همانند خنازیر منکر نباشند که برادران یوسف پیغمبرزاده و اسباط بودند با آنکه برادر یوسف بودند با او تجارت کردند و خرید و فروش کردند و او را نشناختند تا خودش گفت که من یوسفم این امت چرا انکار کنند که خدای عز و جل در یک وقتی از اوقات اراده کند که حجت خود را پنهان نگهدارد، یوسف پادشاه مصر بود و فاصله او با پدرش هیجده روز راه بود اگر خدا میخواست جای او را بوی نشان میداد بخدا وقتی مژده وی به یعقوب رسید نه روزه این راه را در نورد و از بیابان خود بمصر آمد، این امت چرا منکرند که خدای عز و جل با حجت خود آن کند که با یوسف کرد امام در بازارهای آنان بگردد و بر فرش آنها گام نهد و او را نشناسند
تا خدا اجازده دهد که خود را معرفی کند چنانچه بیوسف اجازه داد و بانها گفت آیا میدانید در نادانی با یوسف چه کردید؟ گفتند گویا تو خود یوسف باشی؟ گفت من یوسفم و این برادر منست. 
21- امام صادق فرمود آری بخدا هر آینه مهدیتان از شما نهان شود تا نادان شما گوید برای خدا بال محمد نیازی نیست سپس چون تیر شهاب پیش آید و زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ستم شده است. 
22- سید بن محمد حمیری در ضمن حدیثی طولانی گوید بامام صادق جعفر بن محمد (ع) گفتم یابن رسول الله برای ما اخباری از پدرانت درباره غیبت و درستی آن روایت شده است بمن خبر بده که بکدام امام تطبیق میشود؟ فرمود غیبت محققا درباره ششمین فرزند من باشد که دوازدهمین امامان رهبر است پس از رسول خدا (ص) که اول آنها علی بن ابیطالب است و آخرشان قائم بالحق بقیه الله فی الارض و صاحب الزمان است. بخدا اگر در غیبت بماند آن اندازه که نوح در قوم خود ماند از دنیا نرود تا ظهور کند و زمین را پر از عدل و داد نماید چنانچه پر از جور و ستم شده است. 
23- زراره بن اعین گوید از امام ششم شنیدم می فرمود برای قائم پیش از آنکه قیام کند غیبتی باشد، عرض کردم برای چه؟ فرمود میترسد و بشکم خود اشاره کرد سپس فرمود ای زراره او است منتظر و
او است که مردم درباره ولادتش شک کنند برخی گویند در شکم است، برخی گویند غائب است، جمعی گویند متولد نشده، بعضی گویند دو سال پیش از وفات پدرش متولد شده جز آن نیست که خدا دوست دارد شیعه را امتحان کند در اینوقت باطل جویان در شک افتند، زراره عرض کرد قربانت اگر آن روزگار را دریافتم چه کنم؟ فرمود ای زراره اگر آن روزگار را دریافتی باین دعا مداومت کن اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنی رسولک قانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی سپس فرمود ای زراره بناچار پسربچه ای در مدینه کشته شود، گفتم قربانت آنست که لشگر سفیانی او را بکشند؟ فرمود نه لشگر بنی فلان او را بکشند بیرون آید تا در مدینه درآید مردم ندانند برای چه وارد شده است آن پسر بچه را میگیرد و میکشد و چون بستم و عدوان او را کشت خداوند عز و جل بانها مهلت ندهد در اینوقت متوقع فرج باشید - همین حدیث را محمد بن حسن بسند خود از زراره روایت کرده است و محمد بن ابراهیم بن اسحق هم بسند خود روایت کرده است.
فصل چهارم : در بيان حقوق مؤ منان بر يكديگر و حسن معاشرت با خلق 
بسند معتبر منقول است كه : معلى بن خنيس از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام پرسيد كه حق مسلمان بر مسلمان چيست فرمود، كه هفت حق است كه هر يك از آنها واجبست و اگريكى از آنها را ترك كند، از دوستى و طاعت خدا بدر مى رود، پرسيد كه آنها چيست فرمود كه ميترسم كه بداين و بعمل نياورى و رعايت آنها نكنى ، آسانترين آن حقوق آنستكه آنچه از براى خوددوست ميدارى از براى او دوست دارى ، آنچه از براى خود نمى خواهى از براى او نخواهى ، دويم آنكه بپرهيزى از غضب او و پيروى خوشنودى او بكنى ، آنچه فرمايد اطاعت كنى سيم آنكه يارى بجان و مال و بزبان و بدست و بپا، چهارم آنكه ديده و راهنماى و آئينه او باشى ، پنجم آنكه تو سير نباشى و او گرسته باشد، تو سيراب نباشى و او تشنه باشد، تو پوشيده نباششى و او عريان باشد، ششم آنكه اگر تو خدمتكار داشته باشى و او نداشته باشد، واجبست كه خادم خود را بفرستى كه جامه اش را بشويد، طعامش را بسازد و رختخوابش را بگستراند، هفتم آنكه اگر ترا قسم دهد بعمل آورى و اگر بخانه دعوت كند قبول كنى ، اگر بيمار شود بعيادتش بروى ، اگر بميرد بجنازه اش حاضر شوى ، اگر دانى كه حاجتى دارد پيش ‍ گيرى ببر آوردن آن پيش از آنكه او تو سؤ ال كند، چون چنين كنى پيوند كرده محبت خود را بمحبت او و محبت او را بمحبت خود.
در حديث ديگر فرمود كه هيچ عبادتى نزد خدا بهتر از ادا كردن حق مؤ من نيست .
بسند حسن از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : وعده كردن مؤ من برادر مؤ من خود را نذريست كه كفاره ندارد، هر كه خلف وعده مؤ من بكند اول ابتدا بخلف وعده خدا كرده است و متعرض غضب الهى شده است .
در حديث حسن ديگر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : هر كه ايمان بخدا و روز قيامت دارد، بايد كه وفا كند بوعده خود.
بسندهاى معتبره از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : مؤ من را بر مؤ من هفت حق واجبست ، اول آنكه در حضور او را تعظيم نمايد، محبتش در سينه او باشد، مال خود را با او صرف نمايد، غيبت اورا بر خود حرام داند، و چون بيمار شود بعيادت او رود، چون بميرد بجنازه اش حاضر شود، و بعد از مرگش بغير از نيكى او چيزى نگويد.
بسند حسن از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه : دوست دار برادر مسلمان خود را و بخواه از براى او آنچه از براى خود مى خواهى ، مخواه از براى او آنچه از براى خود نمى خواهى ، چون محتاج شوى از او سؤ ال كن و هرگاه او از تو سؤ ال كند باو عطا كن ، نيكى را از او ذخيره مكن تا او هم از تو ذخيره نكند، ياور او باش تا او نيز ياور تو باشد، اگر غايب شود حرمت او را غايبانه نگهدار، چون بيايد بديدنش برو و او را گرامى 