دار بدرستيكه او از تست و تواز اوئى ، اگر با تو در مقام عتاب باشد از او جدا مشو تا كينه را از سينه او بدر كنى ، اگر نعمتى باو برسد خدا را شكر كن و اگر بلائى او را پيش آيد ياور او باش ، با او مهربانى را زياده كن .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه : مسلمان را بر برادر مسلمان شش حق است ، هرگاه كه باو رسد باو سلام كند، هرگاه كه بيمار شود بعيادت او برود، هرگاه كه عطسه كند او را دعا كند، چون بميرد بر او نماز كند، هرگاه كه او را بضيافت بطلبد قبول كند، از براى او دوست دارد آنچه از براى خود دوست دارد، از براى او دشمن دارد آنچه از براى خود دشمن ميدارد.
بسندهاى معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : هر كه صبح كند واهتمام بامور مسلمانان نداشته باشد او مسلمان نيست ، كسى بشنود كه كسى فرياد ميكند كه اى مسلمانان بفرياد من برسيد و يارى او نكند او مسلمان نيست ، فرمود كه محبوبترين مردم كسى است كه نفعش بمردم بيشتر مى رسد، فرمود كه هر كه از گروهى ازمسلمانان ضرر آبى يا آتشى را دفع كند بهشت اورا واجب شود.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : حق مؤ من بر مؤ من انست كه او را بدل دوست دارد، مال خود را از دريغ ندارد، اگر بسفرى رود باحوال اهل او بپردازد، اگر كسى بر او ظلم كند او را يارى نمايد، اگر عطائى بمسلمانان دهند و او غايب باشد بهره او را براى او بگيرد، چون بميرد بزيارت قبر او برود، بر او ظلم نكند و او را فريب ندهد و با او خيانت نكند، برروى او اف نگويد، اگر اف بگويد دوستى از ميان ايشان برطرف ميشود، اگر بگويد تو دشمن منى يكى از ايشان كافر باشند، زيرا كه اگر دروغ گفته باشد خود كافر است و اگر راست گفته آن ديگرى كافر است ، يعنى صاحب كبيره است و چون او را بتهمتى متهم سازد ايمان در دلش بگذارد چنانچه نمك در آب مى گدازد.
در حديث ديگر فرمود كه بايد براى برادر مسلمان خود بخواهد آنچه از براى عزيزترين اهل خود مى خواهد، نخواهد از براى او آنچه از براى عزيزترين اهل خود نميخواهد، دوستى او را خالص گرداند از شوائب بآنكه در شادى او شاد باشد و در ندوه او اندوهگين باشد، اگر تواند سعى كند كه غم او را زايل گرداند و الا دعا كند كه خدا اندوهش را بردارد.
در حديث ديگرمنقول است كه : شخصى بخدمت آن حضرت آمد از او پرسيد كه برادران خود را بچه حال گذاشتى ، گفت برنيكو حالى گذاشتم ايشان را، فرمود كه توانگران ابشان چگونه باحوال فقيران مى رسند، گفت كمتر، فرمود توانگران چقدر بديدن فقيران مى روند، گفت كم ، فرمود كه توانگران چه مقدر احسان بفقيران مى كنند گفت چيزى چند ميفرمائى كه در پيش ما اينها نميباشند، فرمود كه پس چگونه ايشان دعوى تشيع ميكنند.
در حديث ديگر فرمود كه برادران و نيكوكاران باشيد و از براى خدا با يكديگر دوستى كنيد، بديدن يكديگر برويد و با يكديگر بنشينيد، و دين ما و احاديث ما را ياد كنيد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه : واجبست از براى مؤ من بر مؤ من كه هفتاد كبيره او را بپوشاند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : واجبست از براى مؤ من بر مؤ من كه خيرخواه او باشد در حضور وغيبت .
در حديث ديگر فرمود كه بر شما باد بخير خواهى خلايق كه هيچ عمل نزد خدا بهتر از اين نيست .24- هانی یمانی گوید امام ششم بمن فرمود برای صاحب این امر غیبتی است باید هر بنده ای تقوی پیشه کند و بدین خود بچسبد. 
25- امام ششم فرمود علی بن ابیطالب با رسول خدا (ص) در غیبتی بسر برد که هیچ کس ندانست. 
26- عبد الحمید بن ابی دیلم طائی گوید امام ششم بمن فرمود ای عبد الحمید بن ابی الدیلم براستی برای خدای تبارک و تعالی رسولانی است آشکار و رسولانی نهان چون از او بحق آشکارها درخواست کنی بحق نهانی ها هم درخواست کن 
27- امام ششم فرمود رسول خدا در مکه پنج سال پنهان و ترسان گذراند و امر خود را آشکار نساخت تنها علی (ع) و خدیجه با او بودند سپس خدا بوی دستور داد که اظهار دعوت کند بدانچه مامور شده و رسول خدا (ص) آشکار شد و اظهار نبوت کرد، در خبر دیگر آمده است که سه سال در مکه پنهان بود
28- عبد الله بن علی حلبی گوید از امام ششم شنیدم میفرمود بعد از آنکه وحی برای رسول خدا آمده سیزده سال در مکه بود که سه سالش پنهان و ترسان بود و اظهاری نمیکرد تا خدا باو دستور داد که بدانچه مامور شده آشکار کند در این وقت اظهار دعوت کرد 
29- عمر بن صالح سابری گوید از امام ششم درباره این آیه 24 سوره ابراهیم اصلها ثابت و فرعها فی السماء پرسیدم، فرمود اصلی رسول خداست و فرعش در آسمان امیر المومنین و حسن و حسین و شاخه هایش نه امام از فرزندان حسین است و برگش شیعیان هستند بخدا مردی از آنها که بمیرد برگی از آن درخت بریزد گفتم اینکه فرماید میوه خود را هر زمانی باذن پروردگارش میدهد؟ فرمود میوه اش آن مطالبی است که هر سال در موقع حج و عمره از علم امام برای شما بیرون میاید 
30- ابو بصیر گوید شنیدم امام ششم میفرمود آن روش غیبتی که در پیغمبران بود و طبق النعل بالنعل در قائم ما خانواده مجریست ابو بصیر گوید عرض کردم یابن رسول الله قائم از شما
خانواده کیست؟ فرمود ای ابو بصیر او پنجمی از پسران پسرم موسی است او پسر سیده کنیزان است غیبتی کند که باطل جویان در شک افتند سپس خدای عز و جل او را ظاهر سازد و مشارق مغارب زمین را بدست او بگشاید و روح الله عیسی بن فرود آید و پشت سرش نماز گذارد و زمین بنور پروردگارش روشن شود و در زمین قطعه ای که جز خدا در آن پرستش شده نماند مگر آنکه خدا در آن پرستش شود و همه دین برای خدا باشد گرچه مشرکان را بد آید 
31- منصور گوید امام ششم فرمود این امر برای شما فراهم نیاید مگر پس از نومیدی پس بخدا برای شما فراهم نیاید تا معتقد و منافق از هم جدا شوید، نه بخدا فراهم نیاید تا آزمایش شوید نه بخدا فراهم نیاید تا هر کس باید شقی شود بشود و هر کس باید سعید بگردد 
32- زراره بن اعین گوید از امام صادق جعفر بن محمد (ع) شنیدم میفرمود بدرستیکه برای قائم پیش از آنکه قیام کند غیبتی است، عرض کردم قربانت برای چه؟ فرمود میترسد و بشکم و گردن خود اشاره کرد سپس فرمود او است منتظری که مردم در تولدش شک کنند برخی گویند چون پدرش مرده است فرزندی از او نمانده و برخی گویند پیش از وفات پدر بدو سال متولد شده نه بخدا قسم که خدا دوست دارد خلقش را امتحان کند و در این وقت باطل جویان بشک افتند
33- عبید بن زراره گوید از امام ششم شنیدم میفرمود مردم امام خود را گم کنند و او در موسم حج حاضر باشد و آنها را ببیند و او را نبینند 
34- امام ششم فرمود بدرستی برای صاحب الامر غیبتی باشد آنکه در دوران این غیبت دینداری کند چون کسی باشد که شاخه درخت خار را بدست بکشد تا برگ و خار آنرا بگیرد (کنایه از نهایت سختی و آزردگی است) سپس با دست خود بدین کار اشاره کرد سپس فرمود برای صاحب الامر غیبتی باشد هر بنده ای باید خدای را بپرهیزد و بدنیش بچسبد 
35- مطابق حدیث 31 است 
36- مفضل بن عمران جعفی گوید از امام ششم 