ش درگذشت و برادر بزرگ و پسر کوچکی بجای او ماند کدام را امام دانم گفت پسرش را و همیشه چنین است، گفتم اگر جایش را ندانم چه کنم؟ فرمود بگو بار خدایا من ولایت پذیر آنم که از حجتهای تو از فرزندان امام گذشته باقیست، براستی همین برای تو کافی است 
8- امام ششم فرمود چون فاطمه (ع) بحسین آبستن شد رسول خدا (ص) باو فرمود بدرستیکه خدایعز و جل پسری بتو بخشید که نامش حسین است و امتم او را بکشند گفت حاجتی باو ندارم فرمود بدرستکیه خدایعز و جل درباره او بمن وعده ای داده و عرض کرد آن وعده چیست؟ فرمود بمن وعده داده که امامت را بعد از او در نسل او نهد، عرض کرد راضی شدم. 
9- هشام بن سالم گوید بصادق جعفر بن محمد (ع) عرض کردم حسن افضل است یا حسین؟ فرمود حسن افضل است از حسین گوید گفتم پس چرا امامت بعد از حسن در نسل او گردید نه در نسل حسن؟ فرمود خدا در اینجا نخواست جز آنکس روش موسی و هرون را در حسن و حسین مجری کند آیا نبینی که آنها در نبوت شریک بودند چنانچه حسن و حسین در امامت شریک بودند و بدرستیکه خدایعز و جل نبوت را در نسل هرون نهاد و در اولاد موسی قرار نداد و اگرچه موسی افضل از هرون بود،

عرض کردم دو امام در یکزمان میباشند؟ فرمود نه مگر یکی از آنها خاموش باشد و پیرو دیگری باشد و دیگر امام گویا بطرف خود باشد و اما آنکه هر دو در یکزمان امام ناطق باشند نمیشود. گفتم بعد از حسن و حسین امامت در دو برادر هست؟ فرمودنه امامت در نسل حسین بگردد چنانچه خدا در (سوره زخرف آیه 28) فرموده است و آنرا کلمه باقیه در نفسل او نهاد سپس امامت در اعقاب و اعقاب اعقاب است تا قیامت 
10- امام ششم در تفسیر گفته خدای عز و جل (در سوره حج آیه 45) بئر بیکار و قصر سخت بنیاد فرمود بئر معطله امام صامت است و قصر سخت بنیاد امام ناطق است<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1840.txt">1</a><a class="text" href="w:text:1841.txt">2</a></body></html>فصل ششم : در ديدن مؤ منان و عيادت بيماران ايشان  
در احاديث معتبر وارد شده است : از حضرت باقر و صادق عليه السّلام كه هر كه بديدن برادر مؤ من خود برود از براى خدا حق تعالى هفتاد هزار ملك باو موكل گرداند، كه او را ندا كنند تا بخانه خود برگردد كه خوشا حال تو و گوارا باد بهشت ازبراى تو.
در حديث معتبر منقول است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : جبرئيل مرا خبر داد كه حقتعالى ملكى را بزمين فرستاد آن ملك رسيد بمردى كه بر در خانه ايستاده بود و از صاحب خانه رخصت ميطلبيد كه داخل خانه شود، ملك پرسيد كه با صاحب اين خانه چكار دارى ، گفت برادر مسلمان من است از براى خدا بديدن او آمده ام ، ملك گفت كه هيچ مطلب ديگر بغير از اين ندارى ؟ گفت نه ملك گفت كه من رسول پروردگارم بسوى تو و تو را سلام ميرساند و ميگويد بهشت را واجب گردانيدم براى تو، ميفرمايد كه هر مسلمانى كه بديدن مسلمانى برود چنانست كه بزيارت من آمده است ، ثوابش بر من بهشت است .
در حديث ديگر از آنحضرت منقول است كه : هر كه بديدن برادر مؤ من خود برودبخانه او حق تعالى او را خطاب فرمايد كه تو مهمان منى و بزيارت من آمده و مهمان دارى تو بر من است ، بهشت را بر تو واجب گردانيدم بسبب آنكه دوست داشتى برادر مؤ من خود را.
در حديث ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : مؤ منيكه بيرون مى آيد بعزم ديدن برادر مؤ من خود، خداوند عالميان ملكى باو موكل ميگرداند، كه يك بالش را بر زمين ميگذارد و بيك بال ديگر سايه بر سرش ميافكند، پس چون داخل خانه آن مؤ من شود خداوند جبار او را نداميكند، كه اى بنده كه تعظيم حق من كردى و متابعت آثار پيغمبر من نمودى لازم است بر من كه ترا تعظيم كنم ، از من سئوال كن تا بتو عطا كنم و مرا بخوان تا اجابت دعاى تو بكنم ، اگر خواهى ساكت باش تا من ابتدا برحمت بكنم ، پس چون برگردد ملك او را مشايعت كند، و بال بر سراو داشته باشد تابخانه خود برگردد، پس حق تعالى او را نداكند كه اى بنده حق مرا بزرگ شمردى لازم است بر من كه تو را گرامى دارم ، بتحقيق كه بهشت را بر تو واجب گردانيدم ، تو را در حق بندگان خود شفاعت دادم .
از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : بديدن برادرمؤ من رفتن از براى خدا بهتر است از ده بنده آزاد كردن و هر كه بنده مؤ منى را آزاد كند حق تعالى بهر عضوى از آن بنده عضوى از او را آتش جهنم آزاد گرداند.
در حديث معتبر منقول است كه : آنحضرت بداودبن سرحان فرمود كه شيعيان مرا از من سلام برسان و بگو كه خدا رحمت كند بنده را كه با ديگرى بنشيند و ياد كند احاديث ما را كه سيم ايشان ملكيست كه از براى ايشان استغفار ميكند، هر گاه با يكديگر بنشينند و ياد ما و احاديث ما بكنند و بسبب هم نشينى و مذاكره شما مذهب و دين ما براى شما زنده ميشود، بهترين مردم بعد از ما كسى است كه مذاكره احاديث ما بكند و ما را ياد كند.
از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : بديدن يكديگر برويد در خانه هاى خود كه باين زنده ميماند دين ما، خدا رحمت كند كسى را كه مذهب ما را زنده بدارد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : خوشا حال آنها كه دوستى ميكنند با يكديگر براى خدا بدرستيكه حق تعالى در بهشت عمودى خلق كرده است ، از ياقوت سرخ و برآن عمود هفتاد هزار قصر است ، در هر قصرى هفتاد هزار غرفه است ، كه خدا خلق كرده است آنها را براى كسانى كه دوستى با يكديگر كنند، بديدن يكديگر روند از براى خدا.
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هر كه قادر نباشد بما احسانى بكند بصالحان و شيعيان ما احسان كند تا ثواب احسان كردن بما در نامه عملش نوشته شود و هر كه قدرت بر ديدن ما نداشته باشد، بديدن صالحان شيعيان ما برود تا ثواب ديدن ما بر او نوشته شود.
در حديث معتبر منقول است از حضرت صادق عليه السّلام كه هر كه عيادت كند برادر مسلمان بيمارى را در آن روز هفتاد هزار ملك بر او صلوات بفرستند، اگر صبح باشد تا شام و اگر شام باشد تا صبح .
در حديث ديگر فرمود كه هر كه بيمارى را عيادت كند، هفتادر هزار ملك او رامشايعت كنند و براى او استغفار كنند، تا بخانه خود برگردد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : هر كه مؤ منى را عيادت كند، در رحمت الهى فرو رود پس چون نزد او بنشيند، رحمت باو احاطه كند، پس چون برگردد حق تعالى هفتاد هزار ملك را باو موكل گرداند، و از براى او طلب آمرزش كنند، بر اوترحم كنند، گويند خوشا حال تو و گوارا باد بهشت از براى تو تا روز ديگر اينوقت و باو عطا فرمايد زاويه در بهشت كه سواره در آن چهل سال بتازد.
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هر مؤ منى كه مومنى را در بيمارى عيادت كند، از براى خدا حق تعالى باو موكل سازد ملكى را كه در قبر او را عيادت كند و براى او استغفار كند، تا روز قيامت .
در حديث ديگر فرمود كه هر كه عيادت كند بيمارى را حق تعالى موكل سازد باو هفتاد هزار ملك را كه هميشه بخانه او آيند، و در آن خانه تسبيح و تكبير و تهليل و تقديس الهى گويند، تا روز قيامت و ن