رفت بچیزی جز ماه شب چهاردهم خود مانند نبود و بر زانوی راستش پسر بچه ای بود که در خلقت و منظر بستاره مشتری مناسب بود یکخط فرقی بر سرش میان دو گیسوان وجود داشت چون الفی میان دو و او مینمود جلو آنحضرت یک اناک طلائی بود که نقشهای بدیعش در میانه دانه های قیمتی که بر آن سوار شده بود میدرخشید که یکی از روساء اهل بصره آنرا تقدیم حضرت کرده بود و در دستش قلمی بود که چون میخواست با آن بر صفحه سپید بنگارد آن پسر بچه انگشتانشرا میگرفت و مولای ما آن انارک طلائی را جلوش میچرخانید و او را با آن سرگرم میکرد تا او را از نوشتن مقصود خود باز ندارد، به آنحضرت سلام کردیم و جواب ملاطفت آمیزی داد و اشاره کرد نشستیم چون از نوشتن صفحه سپیدیکه در دست داشت فارغ شد احمد بن اسحق انبانشرا از زیر عبایش بیرون آورد و خدمت او نهاد امام بدان پسر بچه نگاه کرد فرمود پسر جانم مهر را از هدایای شیعیان و دوستانت بردار عرض کرد ایمولایم روا است دست پاکیرا بپای نجس و اموال ناپاکی که حلال و حرامش درهم آمیخته است دراز کنم؟ امام فرمود یابن اسحق آنچه در میان انبانست بیرون

فصل هفتم : در اطعام مؤ منان و آب دادن ايشان و جامه پوشانيدن و ساير اعانتهاى ايشان و يارى كردن مظلومان
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هر كه مؤ منى را سير كند، بهشت او را واجب شود، وهر كه كافرى را سير كند، بر خدا لازم است كه شكم او را پر از زقوم جهنم كند.
در حديث ديگر فرمودهر كه سه نفر از مسلمانان را سير كند، حق تعالى او را از سه بهشت طعام دهد جنة الفردوس و جنة عدن و جنة طوبى .
در حديث ديگر فرمود، هر كه مؤ منى را طعام دهد تا او سير شود، هيچيك از خلق خدا ندانند كه او را چه ثواب هست ، نه ملك مقرب و نه پيغمبر مرسل مگر پروردگار عالميان پس فرمود، از جمله چيزهائيكه آمرزش را واجب مى گرداند طعام دادن مسلمان گرسنه است .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : هر كه شربت آبى بمسلمان بدهد درجائيكه آب بهمرسد حق تعالى بهر شربتى هفتاد هزار حسنه باو عطا فرمايد، اگر او را آب دهد درجائى كه آب كمياب باشد، چنان باشد كه ده بنده از فرزندان اسمعيل آزاد كرده باشد.
در حديث حسن منقول است كه : هر كه طعام دهد برادر مؤ من خود را از براى خدا چنانست كه صد هزار كس از ديگران را طعام داده باشد و در حديث حسن ديگر فرمود بسدير صراف كه چه مانع مبشود تو را هر روز يك بنده آزاد كنى ؟ گفت مال من وفا نميكند، باين فرمود كه هر روز يك مسلمان را طعام بده كه اين ثواب از براى تو باشد، پرسيد كه مال دار يا پريشان ؟ فرمود مال دار هم گاهست كه خواهش طعام دارد.
در حديث صحيح ديگر فرمود يك لقمه كه برادر مسلمان نزد من بخورد، بهتر است نود من از يك بنده آزاد كردن .
در حديث ديگر فرمود هر كه مؤ من مال دارى را طعام بدهد برابر است با يك بنده از فرزندان اسمعيل كه او را از كشتن آزاد كند و هر كه مؤ من محتاجى را طعام بخوراند برابر است با صد بنده از فرزندان اسمعيل كه از كشتن آزاد كند ودر حديث ديگر فرمود چهار چيز است كه هر كه يكى از آنها را بجا آورد داخل بهشت شود كسيكه تشنه را سيراب گرداند، يا گرسنه را سير كند، يا عريانى را بپوشاند يا بنده را كه در مشقت باشد آزاد كند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : بهتربن اعمال نزد حق تعالى سه چيز است سير كردن مسلمان گرسنه يا قرض ‍ مسلمان را ادا كردن يا غمى از دل او برداشتن ، فرمود خير و بركت بخانه كه در آن طعام داده ميشود زودتر مى رود، از فرو رفتن كارد بكوهان شتر.
از حضرت على بن الحسين عليه السّلام منقول است كه : هر كه جامه زيادتى داشته باشد وداند كه برادر مؤ منش بآن محتاج است ، باو ندهد حق تعالى او را سرنگون در آتش جهنم اندازد هر كه سير بخوابد و نزديك او مؤ من گرسنه باشد، حق تعالى بملائكه فرمايد كه شما ر اگواه مى گيرم بر اين بنده كه من او را امرى كردم و نافرمانى من كرد، اطاعت ديگران كرده بدانيد كه او را بعمل خود گذاشتم ، هرگز او را نيامرزم .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه ايمان نياورده است ، بمن كسيكه سير بخوابد وبرادر مسلمانش گرسنه باشد.
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هر كه خانه داشته باشد و مؤ منى محتاج شود كه در آن خانه ساكن شود و او راضى نشود حق تعالى بملائكه فرمايد، كه بنده من بخل ورزيد بر بنده من بساكن شدن در خانه او در دنيا، بعزت خود سوگند مى خورم كه هرگز او را در بهشت ساكن نگردانم ، از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول استكه : هر كه دور كند از راه مسلمانان چيزى را كه باعث آزار ايشان باشد، حق تعالى ثواب خواندن چهار صد آيه براى او بنويسد، كه بهر حرفى ده حسنه براى او بنويسد. در روايت ديگر فرمود كه بنده داخل بهشت شد بيك خاريكه از سر راه مسلمانان برداشت .
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : نيكو چيزيست هديه فرستادن پيش از آنكه حاجت خود را بگوئى ، فرمود هديه بيكديگر بفرستيد كه هديه كينه ها را از سينه ها ميبرد، فرمود كه دايم گردانيد هديه را به پس دادن ظرفهاى هديه و فرمود، كه هديه سه قسم است هديه كه در برابرش توقع نفع داشته باشى ، هديه كه بعنوان رشوه فرستى ، و هديه كه از براى خدا فرستى ، غرض دنيوى نداشته باشى .بریز تا حلالرا از حرام جدا کند اول کیسه ایکه احمد از انبان درآورد آن پسر بچه گفت این کیسه از آن فلان بن فلانست از فلان محله قم در آن شصت و دو اشرفی است چهل و پنج اشرفیش بهای یک حجره است که صاحبش آنرا از پدر خود ارث برده و چهارده دینارش بهای نه جامه است که فروخته و سه دینارش وجه اجاره دکانها است امام فرمود پسر جان راست گفتی اکنون این مرد را رهنمائی کن که کدامش حرامست، گفت در میان اینها وارسی کن از یک اشرفی که سکه ری دارد و تاریخ فلان سال دارد و نقش نصف یک روی پاک شده و یک قطعه طلای آملی که بوزن چهار اشرفی است. سبب حرمتش اینستکه صاحب اشرفیها در فلان ماه از فلان سال یکمن و یکچارک ریسمان بهمسایه جولای خود داده است و مدتی گذشته و آن ریسمان بدزدی رفته است و آنجولا بصاحبش گذارش دزدی را داده و صاحب ریسمان او را تکذیب کرده است و بعوض آن ریسمان یکمن و نیم ریسمان باریکتر از او دریافت کرده و از آنجامه ای بافته که این اشرفی و پاره آن بهای آنست چون سر کیسه را باز کرد در میان آن نوشته ای بود که نام صاحب آن اشرفی ها و مقدار آن در آن بود و آن اشرفیها با آن تیکه اشرفی بهمان نشانه بیرون آمد سپس کیسه دیگری درآود و آنکودک فرمود این از فلان پسر فلان ساکن فلان محله قم است و در آن پنجاه اشرفی است که دست زدن بدان برای ما روا نیست

گفت برایچه؟ گفت چون بهای گندمی است که صاحبش بر زارع خود در قسمت آن ستم کرده برای آنکه سهم خود را با کیل تمام برداشته و سهم زارع را با کیل ناتمام داده، مولای ما فرمود پسر جانم راست گفتی رو باحمد بن اسحق کرد و فرمود همه را بصاحبش برگردان و سفارش کن بمستحقان آن برساند و ما را در آن ح