 اگر از آسمان پرتاپ شوم و مرا پرنده برباید و باد مرا در دره عمیق افکند دوست تر دارم تا در دین خدای عز و جل برای خود از پیش خود چیزی بگویم بلکه این گفتار من ماخوذ از اصل است و مسموع از امام است صلوات الله و سلامه علیه
40- محمد بن شاذان بن نعیم گوید نزد من پانصد درهم (این قسمت اول تکرار است و گذشت) محمد بن شاذان گوید بعد از آن مالی فرستادم و شرح ندادم که از کیست، جواب رسید اینقدر پول واصل شد، اینمقدارش از کیست و این مبلغش از کیست گوید ابوالعباس کوفی گفت مالی برای مردی برد که برساند و میخواست بر دلیلی واقف شود جواب رسید اگر رهبری خواهی رهبری شوی و اگر جویا باشی دریابی مولایت بتو گوید آنچه با خود داری حمل کن آن مرد گوید از آنچه با من بود شش دینار نسنجیده بیرون کردم و باقی را تحویل دادم توقیع رسید که ایفلانی آن شش دینار نکشیده را که برداشتی وزنش شش دینار و پنج دانک و یک حبه و نیم است آنها را برگردان و چنانچه بود که او فرموده بود 
41- خجندی گوید که برای او از صاحب الزمان (ع) دستخطی رسید بعد از آنکه بسیار گردید و جستجو کرد و از وطنش مسافرت کرد تا بر او روشن شود که چه بایدش کرد نسخه توقیع اینست هر کس کاوش کند جویا شده هر کس جویا شود او را نشان داده، هر کس او را نشان دهد در خونش همکاری کرده و مشرک شده گوید از جستجو دست کشید و برگشت از ابوالقاسم بن روح قدس الله روحه حکایت شده است در تفسیر حدیثی که درباره ابیطالب رسیده که بحساب جمل اسلام آورد و بدستش شصت و شش عدد شمرد که معنایش اله واحد
جواد میباشد 
42- اسحق بن حامد کاتب گوید در قم مردی معتقد بامامت بزاز بود و شریکی داشت سنی مذهب یکجامه خوبی بدست آنها افتاد آن معتقد گفت این برای مولایم خوبست و سنی گفت من مولایت را نمیشناسم ولی هر چه خواهی با این جامه بکن و چون آنجامه بدست امام رسید آنرا سر تا سر دو نصف کرد و نصفشرا برداشت و نصفشرا رد کرد و گفت ما حاجتی بمال سنی نداریم 
42- توقیعی راجع بتسلیت محمد بن عثمان عمری درباره پدرش رسید در یک فصلش نوشته بود انا لله و انا الیه راجعون تسلیم امر اوباش و قضایشرا بپسند پدرت با سعادت زندگی کرد و خوش نام مرد خدایش رحمت کند و او را بدوستان و موالیانش برساند و همیشه در کار خود کوشا بود و در آنچه تقرب بخدا بود سعی داشت، خدا رویشرا خرم کند و از لغزش بگذرد. در فصل دیگر - خدا پاداش فراوانت دهد و سر سلامتی نیکوتر سوگوار شدی و ما هم سوگوار شدیم جدائیش تو را بهراس انداخت و ما را هم بهراس افکند خدا او را در بازگشتش خرسند کند، از کمال سعادت او است که خدای عز و جلش فرزندی چون تو روزی کرده است که پس از وی جانشینش باشد و در کار او قائم مقام او گردد و برای او طلب رحمت کند و من گویم حمد خدا را که دلها بمنزلت تو خوش است و بدانچه خدا برای تو و درباره تو مقرر کرده خدایت یار باشد و توانائی بخشد و تایید کند و توفیق دهد و برای تو دوست و نگهبان و رعایت کننده و کافی و معین باشد.43- شیخ ابوجعفر گوید بخط سعد بن عبد الله ثبت بود خدا شما هر دو را توفیق طاعت دهد و بر دین خود پایدار کند و بمرضات خود سعادتمند سازد بما رسید آنچه شما ذکر کرده بودید که میسمی بشما خبر داده است از مختار و مناظره او با کسانیکه برخورد کند و احتجاج او برای اثبات اینکه بعد از امام یازدهم جانشینی جز جعفر بن علی نیست و اینکه او را تصدیق کرده است و همه آنچه را نوشتی درباره یاران خودتان مورد مطالعه قرار دادم و من بخدا پناه میبرم از کوری بعد از بینائی و از گمراهی بعد از راه یابی و از کارهای هلاکت کننده و از فتنه های نابود کننده زیرا خدای عز و جل فرماید الم آیا گمان برند مردم که واگذار شوند بمحض اینکه گفتند ما ایمان آوردیم و آنان آزمایش نشوند چگونه در فتنه افتند و در سرگردانی تردید دچار آنان گردد و از چپ براست بروند و از دیانت بر کنار شوند آیا شک کردند یا با حق عناد ورزیدند، یا آنچه در روایات درست و اخبار صحیحه آمده است ندانستند، یا دانستند و با هم رقایت کردند، ندانند که زمین بی حجت نماند که آن حجت یا آشکار است و یا نهان آیا نمیدانند که امامان آنها پس از پیغمبرشان پی در پی و منظم بودند و یکی پس از دیگری آمد تا نوبت امامت بدستور خدای عز و جل بامام گذشته حسن بن علی علیه السلام رسید و بجای پدران خود نشست و بدرستی رهبری کرد و براه راست، نوری بود تابنده و ستاره ای بود فروزنده و ماهی بود آشکار سپس خدای عز و جل عترت خود را برای وی برگزید و بروش پدرانش علیهما السلام درگذشت خذوا النعل بالنعل طبق و عهدیکه تعهد کرده بود و وصایتی که در دست داشت بوصی خود سپرد که خدای عز و جل او را پنهان کرد تا مدتیکه دارد و باقتضای خواست نافذ و تعدیر سابق جایشرا نهان داشت
و مقامش میان ما است و فضیلتش برای ما است و اگر خدای عز و جل اجازه دهد در آنچه او را قدغن کرده است و زائل کند از او آنچه را حکم وی بدان جاری شده هر آینه حقرا آشکارا بدانها مینمود ببهترین وسیله و روشنترین دلیل و هویداترین نشانه و هر آینه خویشرا عیان میکرد و حجت را اقامه مینمود ولی بر مقدارت خدای عز و جل چیره نتوان شد و اراده او را ردی نیست و نگارش او را عقب نتوان زد باید پیروی هوای نفس را از سر بگذارند و بر اساسی که داشتند و بر آن بودند بر سر پا بایستند و از آنچه بر آنها پوشیده شده است کاوش نکنند و پرده ایکه خدای عز و جل افکنده بالا نزنند تا پشیمان شوند و باید بدانند که حق با ماست و در ما است و دیگری اینرا نگوید جز آنکه دروغزن و بی بنیاد باشد و هر کس این دعویرا بنماید گمراه و سرگردانست باید از طرف ما بهمین جمله اکتفا کنند و توضیح بیشتری نخواهند و باشاره قناعت کنند و دنبال تصریح نگردند انشاء الله
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1866.txt">1</a><a class="text" href="w:text:1867.txt">2</a></body></html>44- ابو علی بن همام گوید شیخ عمری قدس الله روحه این دعا را برای من دیکته کرد و من نوشتم و بمن دستور داد که بدان دعا کنم و این دعا در غیبت قائم علیه السلام است اصل دعا در متن کتاب مندرج است

45- ابو محمد حسن بن احمد مکتب گوید سالی که شیخ علی بن محمد سمری وفات کرد من در بغداد بودم چند روز پیش از مرگش نزد او حاضر شدم، دستخطی برای مردم بیرون آمد که این نسخه آنست: بسم الله الرحمن الرحیم ای علی بن محمد سمری خدا اجر برادرانت را درباره تو بزرگ گرداند، تو در فاصله شش روز دیگر خواهی مرد کارهای خود را جمع آوری کن و باحدی وصیت مکن که بجایت بنشیند بعد از مرگت بتحقیق غیبت کامل واقع شد و ظهوری نیست مگر پس از اجازه خدای عز و جل و این پس از مدت دراز و سختی و تیرگی دلها است و بزودی زمین پر از جور گردد کسانی نزد شیعیان من آیند که مدعی مشاهده امام گردند هلا هر که پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی دعوی مشاهده کند دروغزن و افتراءگو است و لا حول و لا قوه الا بالله العظیم العظیم، گوید این توقیع را رونویس کردیم و از نزد او بیرون شدیم و روز ششم نزد او برگشتیم و داشت جان میداد با