جعفر محمد بن عثمان قدس الله روحه از طرف صاحب الزمان علیه السلام این جوابها رسید: 
1 - اما آنچه پرسیدی از نماز خواندن وقت آفتاب زدن و آفتاب غروب اگر آنچه گویند که

آفتاب میان دو شاخ شیطان طلوع و غروب دارد راست باشد. هیچ کرداری چون نماز بهتر بینی شیطان را بخاک نمیمالد نماز گذار و بینی شیطان را بخاک بمال. 
2- اما راجع بانچه وقف ناحیه ما شده است و برای ما قرار داده اند و سپس صاحبش بدان نیازمند شده است هر آنچه تحویل داده نشده باشد صاحبش اختیار دارد و آنچه تسلیم شده است دیگر صاحبش اختیاری ندارد نیازمند او باشد یا نیازمند او نباشد بدان حاجت داشته باشد یا از آن مستغنی باشد. 
3- اما راجع به کسی که اموال ما را که در تصرف دارد حلال میشمارد و چون مال خود در آن تصرف میکند بدون اجازه ما هر کس چنین کند او ملعونست و ما در روز قیامت خصم او هستیم، پیغمبر (ص) فرمود کسی که آنچه از خاندان من محترم است حلال شمارد ملعونست بزبان من و زبان هر پیغمبر مستجاب الدعوه هر کس بما ستم کند در زمره ستمکاران ما خواهد بود و لعنت خدا بر او است برای گفته خدای تعالی (در سوره هود آیه 18) هلا لعنت خدا بر ستمکاران 
4- اما راجع بامر نوزادی که بعد از ختنه دوباره پوست غلفه او بروید آیا بار دیگر ختنه گردد پس بدرستیکه واجب است غلفه او بریده شود زیرا زمین بخدای عز و جل ناله میکند از شاش نبریده تا چهل بامداد 
5- آنچه راجع بامر نمازگزار روبروی آتش و صورت و چراغ جلو روی او باشد آیا جائز است نماز او بدرستیکه مردم از پیش در این باره اختلاف دارند و برای کسی که زاده بت پرستان و آتش پرستان نباشد رواست نماز بخواند و جلو رویش آتش یا صورت یا چراغ باشد ولی برای اولاد بت پرستان و آتش پرستان جائز نیست 
6- آنچه راجع بامر مزارعی پرسیدی که از آن ناحیه ما است که آیا جائز است آنها را عمران

کرد و خراج آنها را داد و هر چه بیش باشد از درآمدش بناحیه فرستاد برای دریافت ثواب و تقرب بما بدانکه تصرف در مال احدی بدون اذن او جائز نیست و چگونه در مال ما جائز باشد هر کس بی اجازه ما این کار را بکند آنچه بر او حرامست از ما بر خود حلال شمرده و هر کس چیزی از حق ما را بخورد همانا در شکمش آتش خورده است و بدوزخ افکنده و سوخته شود. 
7- آنچه درباره مردی پرسش کردی که مزرعه ای وقف ناحیه میکند و آنرا بسرپرست و متولی تسلیم مینماید تا آنرا نگهداری و معمور نماید و از درآمدش خراج و هزینه آنرا بپردازد و آنچه بماند بناحیه ما برساند، این کار برای کسی که صاحب مزرعه او را متولی نموده جائز است و برای دیگری جائز نیست. 
8- و اما آنچه پرسیدی راجع بمیوه اموال ما که ماره بدان عبور میکند و از آن بر میدارد میخورد آیا برای او جائز است؟ بدانکه جائز است آنچه بخورد و حرامست آنچه با خود ببرد. 
51- ابوبصیر گوید به امام پنجم عرض کردم آسان تر چیزیکه بدن بدان بدوزخ میرود چیست؟ فرمود کسی که از مال یتیم یکدرهم بخورد یتیم ما هستیم. مصنف این کتاب گوید معنی یتیم در اینجا بی قرین است و پیغمبر را هم بهمین معنی یتیم میگفتند و همچنین هر امامی بعد از او یتم است و آیه 10 سوره نساء درباره خوردن اموال یتیمان بظلم و ستم درباره آنان نازل شده است و بعدا درباره سائر ایتام هم مجری گردیده است. گویند در یتیم و در را یتیم توصیف کنند برای خاطر آنکه بی قرین و نظیر است.
200

52- ابو علی بن ابی الحسین اسدی از پدرش روایت کرده است که گفت دستخطی از طرف شیخ ابو جعفر بن عثمان عمری بدون سابقه و درخواست و تقدیم سئوال بمن رسید باین مضمون بسم الله الرحمن الرحیم لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسی که از مال یکدرهم بر خود حلال شمارد ابو الحسن اسدی گوید من از این نامه چنین استفاده کردم که مقصود کسی است که از مال ناحیه درهمی را بر خود حلال داند نه کسی که آنرا حلال نداند ولی از آن بخورد و با خود گفتم این لعنت برای همه اشخاصی است که هر گونه حرامی را حلال شمارند و بر خلاف حکم خدا نظر دهند و در این باره چه فضیلتی برای حجت علیه السلام بر دیگرانست گوید بحق آنکه محمد را برای مردم پیغمبر مژده بخشی فرستاده است بار دیگر در آن توقع نظر کردم دیدم بدان مضمونی که در دلم افتاده بود درآمده است. بسم الله الرحمن الرحیم لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسی که یکدرم از مال ما بحرامی بخورد ابوجعفر محمد بن محمد خزاعی گفته است ابو علی اسدی و محمد بن یعقوب این توقیع را درآوردند و ما در آن نگاه کردیم و آنرا خواندیم. 
53- محمد بن عیسی بن عبید الله یقطینی گوید بامام علی بن محمد بن علی علیه السلام نوشتم قربانت مردی برای شما چیزی از مال خودش را قرارداد کرده است و سپس بدان نیازمند شده است آیا آنرا برای خود بردارد یا برای شما بفرستد؟ فرمود اختیار با اوست تا زمانیکه آنرا از دست
201

خود بیرون نکرده است و اگر بدست ما هم رسیده باشد ما نظر داریم که اگر بدان محتاج شود با او همراهی کنیم بدان مال.1- امام صادق فرمود نوح (ع) دو هزار و پانصد سال زندگانی کرد بدین شرح 
1 - پیش از بعثت 850 سال 2 - پس از بعثت میان قوم خود 950 سال 3 - پس از نزول از کشتی که آب طوفان فرو کشید و شهرسازی کرد و اولاد خود را در شهرها جا داد 700 سال سپس ملک الموت آمد و او در آفتاب بود و عرض کرد السلام علیک جواب سلامش را داد و باو گفت ای ملک الموت برای چه آمدی؟ آمدم جانت را بستانم. بمن مهلت میدهی از میان آفتاب زیر سایه بروم؟ آری این اندازه مهلت داری، نوح نقل مکان کرد و سپس گفت ای ملک الموت بدرستیکه آنچه از عمر من در دنیا گذشته است مثل همین یک لحظه است که از آفتاب بسایه آمدم اکنون بدستوریکه داری عمل کن و جان او را گرفت. 
2- امام صادق فرمود عمرهای قوم نوح سیصد سال بود.

3- رسول خدا فرمود: 1 - آدم ابو البشر نهصد و سی سال زندگانی کرد 2 - نوح علیه السلام دو هزار و چهار صد و پنجاه سال 3 - اسمعیل بن ابراهیم یکصد و بیست سال 4 - اسحق بن ابراهیم یکصد و هشتاد سال 5 - یعقوب بن اسحق یکصد و چهل سال 6 - یوسف ین یعقوب یکصد و بیست سال 7 - موسی (ع) یکصد و سی و شش سال 8 - هرون یکصد و سی و سه سال 9 - داود (ع) صد سال که چهل سال آن سلطنت کرد 10 - سلیمان بن داود هفتصد و دوازده سال. 
4- محمد بن صالح بزاز گوید از حسن بن علی بن محمد عسکری علیه السلام شنیدم میفرمود براستی قائم بعد از من همان پسر من است و او است که طول عمر و غیبت او بروش پیغمبرانست تا آنکه برای طول مدت دلها سخت میگردد و در عقیده بامامت او ثابت نماند مگر کسی که خدای عز و جل ایمان را در دلش نقش کرده و او را با روح از طرف خود تایید کرده

5- سعید بن جبیر گوید از امام زین العابدین شنیدم می فرمود در امام قائم (ع) روشی است از نوح که آن طول عمر است 
6- امام صادق در حدیث داستان داود فرمود داود بیرون شد و زبور را میخواند و شیوه این بود که هر گاه زبور میخواند هیچ کوه و سنگ و پرنده نمی ماند مگر آنکه او را جواب میگفت رسید بیک کوهی و در آن کوه پیغمبر عابدی بود که او را حزقیل میگفتند و چون بانک کوه و آواز درندگان و پرندگان 