ا شنید دانست که او داود است داود بحزقیل گفت بمن اجازه میدهی تا نزد تو برایم؟ گفت نه داود گریست خدا باو وحی کرد ایحزقیل داود را سرزنش مکن و از من عافیت بخواه، گوید حزقیل داود را گرفت و او را بالا برد، داود گفت ای حزقیل هیج قصد گناه کردی؟ گفت نه گفت از این همه عبادت که میکنی هیچ گرفتار خودپسندی شدی؟ گفت نه، گفت هیچ دل بدنبا دادی و از شهوات و لذات آن دوست داشتی؟ گفت آری بسا شده است که این موضوع بدلم راه یافته، گفت چون چنین خاطری برای تو بیاید چه میکنی؟ گفت در این دره برو و عبرت گیر از آنچه در آنست گوید داود وارد آن دره شد، دید تختی از آهن نهاده است و استخوان سری بر آنست و استخوانهای پوسیده دیگر و لوحی

از آهن نزد آنست که نوشته ای دارد داود آنرا چنین خواند: من اروی بن شلم هستم هزار سال سلطنت کردم. هزار شهر ساختم. هزرا دوشیزه را عروس کردم آخر کارم اینست که خاک بستر من است، سنگ پشتی و بالین منست و کرمها و مارها همسایگان من هرگز بدنیا فریب مخور<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1870.txt">1</a><a class="text" href="w:text:1871.txt">2</a></body></html>فصل نهم : در رعايت حقوق مؤ منان در غيبت ايشان  
در حديث معتبر منقول است كه شخصى بحضرت زين العابدين عليه السّلام عرض كرد، كه فلان شخص شما را گمراه و مبتدع ميداند، حضرت فرمود كه حق همنشينى او را رعايت نكردى كه سخن از را بمن نقل كرد، حق مرا رعايت نكردى چيزى كه نميدانستم از او بمن رسانيد، همه را مرگ در پيش است ، محشور خواهيم شد و وعده گاه همه قيامت است ، خدا ميان ما حكم خواهد كرد، زنهار كه غيبت مكن كه خورش سگان جهنم است .
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه ايمان بخدا و رسول دارد ننشيند در مجلسى كه به امامى دشنام دهند، يا غيبت مسلمانى كنند.
در حديث ديگر فرمود كه هر كه غيبت كند مسلمانى را ثواب روزه و وضويش بر طرف مى شود، در روز قيامت از او بوئى آيد گنده تر از بوى مردار كه اهل محشر همه در آزار باشند، اگر پيش از توبه بميرد حلال كرده باشد چيزيرا كه خدا حرام كرده است ، هر كه احسان كند با برادر مؤ من در مجلسى كه غيبت او كند، نگذارد كه او را غيبت كنند، حق تعالى هزار نوع بديرا در دنيا و آخرت از او ردكند، اگر ردنكند و قدرت بر رد غسبت او داشته باشد مثل گناه آن غيبت كننده هفتاد برابر داشته باشد.
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه هر كه را بديده خود نه بينى كه گناه كند و دو گواه عادل بر آن گواهى ندهند كه گناهى كرده است ، او از اهل عدالت است و گواهيش مقبولست هر چند در واقع گناهكار باشد، هر كه غيبت كند از را بگناهى كه در او باشد او از دوستى و يارى خدا دور است ، در دوستى و يارى شيطان داخل است ، بتحقيق كه خبر داد مرا پدرم از پدرانش از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه هر كه غيبت كند، مؤ منى را بچيزيكه در او باشد خدا در ميان ايشان در بهشت اجتماع نيندازد، هر كه غيبت كند مؤ منى را بچيزيكه در او نباشد عصمت ميان ايشان بريده شود، غيبت كننده در جهنم باشد.
در حديث معتبر ديگر فرمود كه هر كه در حق برادر مؤ من خود بگويد آنچه چشمش ديده و گوشش شنيده باشد از آنها خواهد بود، كه حقتعالى ميفرمايد، بدرستيكه آنانكه مى خواهند كه شايع شود گناهان بد مؤ منان ايشان راست عذابى دردناك در دنيا و آخرت .
در حديث ديگر فرمود غيبت آنست كه در برادر مؤ من عيبى و گناهى را بگوئى كه خدا بر او پوشانيده است ، و بهتان آنست كه در او چيزى بگوئى كه در او نباشد.
در حديث ديگر فرمود هر كه غيبت كند برادر مؤ من خود را بى آنكه دشمنى در ميان ايشان باشد، شيطان در نطفه او شريك شده خواهدبود.
در حديث ديگر فرمود كه سه خصلت است كه در هر كه باشد چهار چيز براى او لازم ميشود، كسيكه چون سخن گويد دروغ نگويد، چون با مردم خلطه كند برايشان ظلم نكند، و چون وعده كند بوعده خود وفا كند، واجبست كه عدالت او در ميان مردم ظاهر باشد و مروت او در ميان ايشان هويدا باشد، غيبت او برايشان حرام باشد، اخوت او برايشان واجب باشد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه غيبت بدتر است از زنا زيرا كه زناكار توبه ميكند، و خدا توبه اش را قبول ميكند و غيبت كننده توبه اش قبول نيست تا آن شخص آن را حلال كند.
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه برادران خود را ياد كنيد هرگاه غايب باشند از شما ببهتر از آنچه دوست ميدارى كه شما را غايبانه ياد كنند.
در حديث ديگر فرمود كه چون فاسق علانيه گناه كند و پروا نكند او را حرمت نيست و غيبت او حرام نيست .
از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه سه كسند كه ايشان را حرمتى نيست كسيكه صاحب بدعت باشد وامام و ييشواى ظلم كننده و فاسقى كه علانيه فسق كند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه رد كند حرف بدى را كه در عرض برادر مسلمانش گويند، براى او بنويسند، بهشت را البته .
در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مرويست كه هر كه نزد او غيبت كنند برادر مؤ منش را پس از را نصرت و يارى كند خدا او را در دنيا و آخرت يارى كند و اگر قادر باشد كه دفع آن غيبت از او بكند و يارى او در آن باب بكند، و نكند خدا پست كند او را در دنيا و آخرت .
از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام منقول است كه هر كه حاضر باشد در مجلسى كه در مجلس سگى در عرض برادران مؤ من او فتاده باشد و صاحب جاه و اعتبار باشد، و او رد كند بر آن ظالم و عرض برادران مؤ من را نگاه دارد، حق تعالى برانگيزد ملائكه را كه جمع ميشوند نزد بيت المعمور براى حج و آنها نصف ملائكه آسمانهايند و ملائكه كرسى و عرش و ايشان نصف ملائكه حجب اند، كه ايشان همه او را نزد خدا مدح و ستايش كنند، و از براى او از خدا رفعت منزلت و بلندى مرتبه او را سئوال كنند، پس حق تعالى فرمايد كه من واجب گردانيدم براى او بعدد هر يك از شما كه مدد او ميكنيد، مثل عدد جميع شما از درجات بهشت و قصرها و باغها و بستانها و درختان از آنچه خواهم كه عقل مخلوقى بآن احاطه نكرده باشد.
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه هر كه نقلى بكند در مذمت مؤ منى براى آنكه عيب او را ظاهر كند، و مردى او را در هم شكند و او را از ديدهاى مردم بيندازد خدا او را از دوستى و يارى خود بيرون كند، در دوستى و يارى شيطان داخل كند.
در احاديث معتبره منقول است كه هر كه دو رو و دو زبان داشته باشد كه در حضور مردم مدح ايشان كند، در غايبانه غيبت ايشان گويد چون در روز قيامت محشور شود، دو زبان از آتش داشته باشد يكى در پيش رو ويكى در پشت سر و در محشر ندا كنند، اين بود كه در دنيا دو رو و دو زبان داشت .
در روايت ديگر منقول است كه محمدبن فضيل بحضرت امام موسى عليه السّلام عرض كرد، كه شخصى از برادران مؤ من چيزى از او بمن ميرسد كه خوشم نمى آيد، پس از او سئوال ميكنم او انكار ميكند، حال آنكه جمعى از مردم ثقه اين خبر را بمن نقل كرده اند، حضرت فرمود كه چشم و گوش خود را تكذيب كن در حق برادر مؤ من خود 