شه آنچه از زندگی آموخته ام بشما میدهم بشما سفارش میکنم که تقوای خدا را پیشه کنید و صله رحم نمائید نیکی را از دست ندهید که شماره را بیفزاید و بنیاد را ویران نسازد و فروع را درهم نشکند، نافرمانی خدا و قطع رحم را بر شما قدغن می نمایم که بنیاد بر آن استوار نماند و شاخه ای بر آن نروید، زبان خود را نگهدارید که سر مرد را بر باد می دهد گفتار حق دوستی برای من بجا نگذاشته است گردن شتران را منظور دارید و بیهوده آنها را نبرید در شتران مهر دخترانست و دیه خون ها است از ازدواج با زنان احمق کناره کنید که هم بستری با آنها آلودگیست و فرزندانش ضایع است، اقتصاد در مسافرت ذخیره قوت است هر کس از آنچه از دستش رفته نومید نگردد و صرف نظر نکند هر دو دست خود را گرو گذاشته هر کس بدان چه دارد قناعت کند چشمش روشن است، پی از پشیمانی باید پیشروی کرد کسی که در کاری پیشقدم باشد نزد من به است از آنکه دنباله آن را بگیرد مردیکه اندازه خود را بشناسد هلاک نگردد، بیتابی در گرفتاری آفت بردباریست، مالی که بدان پندی بگیری از

از دستت نرفته است وای بر دانشمندیکه از نادان در حذر نباشد، رفتن بزرگان مایه هراس است، پیشامد کارها مایه اشتباه است عقب آنرا زیرک و احمق هر دو میشناسند ولخرجی در موقع وفور نعمت حماقت است، عزت در طلب مقامات عالیه است از سود کم خشمناک نشوید که سود بسیار را زنده میکند از آنچه پرسش نشوید پاسخ ندهید. بر چیزیکه خنده ندارد نخندید در دنیا با هم نیکی کنید و دشمنی نکنید حسد از نزدیکی خیزد. کسانیکه با هم جمع شوند نهادشان بجوش آید با یکدیگر در دوستی فرد باشید بحساب اینکه با هم خویش هستید ترک مراوده نکنید خویش باید خودش را نزدیک کند. در اصلاح مال خود بکوشید مال بنگهداری و اصلاح بر جا میماند. هیچکس به دارائی برادرش اعتماد نکنند و آن را حاجت روا کن خود نداند کسی که چنین کند آب در غربال کرده است هر کس بی نیازی پیشه کند نزد کسان خود گرامی شود، اسب را گرامی دارید، سرگرمی با آزادان غزل خوان خوب است. صبر چاره بیچارگان است فروه بن ثقاله بن فقایه سلولی صد و سی سال در زمان جاهلیت زندگی کرد و اسلام را درک کرد و مسلمان شد مضار بن حباب بن مزاده از بنی عمرو بن یربوع بن حنظله بن زید بن منات صد و چهل سال زندگی کرد قس بن ساعده ایادی ششصد سال زندگی کرد و او است که این شعر را میگوید 
1 - آیا باران امنیت میدهد وقتی نازل شود بحال بدرفتار و خوش کردار

2- آنچه پشت کرد و رفت رفته است آیا دیگر سودی دارد کاشکه من و اگر من لبید هم در این باره گوید 
1 - قس لیتنی و لو اننی بجا گذاشته و در اندیشه و تدبر را بر لقمان هم بسته حارث بن کعب مذحجی صد و شصت سال زندگی کرده است مصنف این کتاب گوید این اخباریستکه درباره معمرین ذکر کردم و مخالفین ما آنها را در کتب خود ذکر کرده اند و نیز از طریق محمد سائب کلبی و محمد بن اسحق بن بشار و عوانه بن حکم و عیسی بن زید بن ذاب و هیثم بن عدی طائی روایت کرده اند از پیغمبر (ص) هم روایت شده است که هر چه در امتهای گذشته بوده بعینه در این امت خواهد بود این عمرهای دراز در امتهای پیشین بصحت پیوسته است و بعلاوه غیبت حجتهای الهیه در قرون گذشته محققا واقع شده و هیچ راهی ندارد که بواسطه غیبت و طول عمر کسی حضرت قائم علیه السلام را انکار نماید با آنهم اخباریکه از پیغمبر و ائمه درباره او رسیده است و ما آنها را باشند آنها در این کتاب نقل کردیم 
1- رسول خدا فرمود هر چه در امت های گذشته بوده است تمام مطابق هم در این امت هم خواهد بود 
2- رسول خدا (ص) فرمود سوگند بانکه مرا براستی فرستاده تا مژده بخش باشم امتم بروش امتان گذشته باشند طبق النعل بالنعل تا آن جا که اگر در بنی اسرائیل ماری بسوراخی رفته در این امتم مانند آن مار بسوارخ رود

3- امام چهارم زین العابدین (ع) فرمود در قائم ما از پیغمبران روش هائی است روشی از نوح، روشی از ابراهیم. روشی از موسی. روشی از عیسی. روشی از ایوب و روشی از محمد (ص) اما از نوح طول عمر است و اما از ابراهیم نهانی ولادت است و بر کناری از مردم. از موسی خوف است و غیبت و از عیسی اختلاف مردم درباره او و اما از ایوب فرج بعد از گرفتاری و اما از محمد (ص) خروج یا شمشیر در صورتیکه عمرهای طولانی در کسانیکه پیش از ما بوده اند درست است و خبر صحیح آمده است که سنت بدان جاریست در حضرت قائم (ع) که دوازدهمین امام است چاره ای نیست جز اعتقاد بانکه اگر تا هر وقت در پشت پرده غیبت بماند جز او قائمی نباشد و اگر از دنیا جز یکروز نماند خدا همان یکروز را طولانی کند تا ظهور کند و زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد چنانچه از پیغمبر (ص) روایت شده است و از ائمه (ص) بعد از او اسلام ما درست نباشد مگر به تسلیم و پذیرش برای آنان در آن چه از آنها رسیده و بصحت پیوسته و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
در دورهای گذشته هم همیشه اهل دین و زهد و ورع اشخاص خود را نهان میکردند و کار خود را زیر پرده انجام میدادند، در موقع امکان و امن آشکار بودند و وقت خوف و ناتوانی نهان میشدند، روش جهان از آغاز آن تاکنون چنین بوده و این انکار قائم و غیبت او میان همه این اوضاع جهانی همانا بواسطه کفر و ضلالتی است که در نفوس منکران جا دارد و برای دشمن داشتن دین و دینداران است و بعضی امامان صلوات الله علیهم اجمعین
بمن رسیده است که در هندوستان پادشاهی بود لشگر بسیاری داشت و کشور پهناوری مردم همه از او ترس داشتند و بر دشمنان خود پیروز بود با اینحال مردی بود شهوت پرست و اهل عیش و نوش پیرو هوا و هوس هر کس از این شیوه دنیاپرستی او تمجید میگفت پیش او عزیز و گرامی بود و هر کس باو دستور دیگری میداد و با وی مخالف بود دشمن و فریبکار خود میدانست. در آغاز عمر و دوران جوانی بپادشاهی رسیده بود و بسیار هوشمند و شیرین زبان و بتدبیر و نظم کار مردم عارف بود و عموم مردم هم او را بدین صفت شناخته بودند و منقاد و فرمانبر او شده و هر سخت و آسانی در برابر او زانوزده بود مستی جوانی و مستی پادشاهی و شهوت و خود بینی در او جمع شده بود و پیروزی بر دشمنان و تسلط بر مردم کشور و فرماندهی عموم هم با آن افزوده و بهچیکس اعتناء نمیکرد و مردم را خوار و بی اعتبار میشمرد و چون مردم او را ستودند روش او را پیش او تمجید کردند جز دنیا همتی نداشت و دنیا هم باو رو آورده بود هر چه میخواست به آن میرسید و فقط نقصان کارش این بود که فرزندش دختر میشد
و پسری نمیاورد، در کشور او پیش از آن که وی بسلطنت رسد دین رواج یافته بود و اهل دین فراوان شده بودند، شیطان دشمن دین و دینداران را بنظر او جلوه داد و از پیشروی دین برای سلطنت خود حس خطر کرد و اهل دین را در فشار گذاشت و آنها را از خود دور کرد و بت پرستان را مورد عنایت خود قرار داد و برای آنها بتهای طلا و نقر ساخت و آنها را محترم نمود و برای بتهای آنها سجده کرد چون مردم چنین دیدند بپرستش بتها شتافتند و دینداران را خوار شمردند یکروز این پادشاه احو