ه سپس خداوند از آن چهار، چهارتای دیگر آفرید و باز از آن چهارف چهارتای دیگر خلق فرمود، سپس خدای عز و جل فرمود: همانا شمار ماه ها نزد خداوند دوازده ماه است.
20. داودبن کثیر رقی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت گردم مرا از معنی این گفته خدای عز و جل آگاه سازید که می فرماید: آنان که در ایمان پیشی جستند همانا تقرب یافتگانند آن حضرت در پاسخ فرمود این کلام را روز آفرینش مخلوقات در عالم میثاق یعنی دو هزار سال پیش از اینکه آفریدگان راپدید آورد، فرموده است، عرض کردم: این مطلب را برایم توضیح دهید: فرمود: هنگامی که خدای تعالی خواست مردمان را بیافریند، آنان را از گلی پدید آورد وآتشی برای آنان برافروخت و امر فرمود: بدان داخل شوید، پس اول کسی که داخل آن آتش شد محمد پیامبر خدای صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین و حسن و حسین  بودند و نه نفر از ائمه که هر یک امامی پس از امام دیگرند، و به دنبال ایشان شیعیان(مومنان) را در آورد، به خدا قسمت که سابقون همان هستند – یعنی پیشی گیرندگان-
21. ابراهیم بن ابی زیاد کرخی گوید بر امام صدق علیه السلام وارد شدم و در خدمت آن حضرت نشسته بودم ابوالحسن موسی(فرزند او) که در  آن زمان پسربچه¬ای بود وارد شد، من برخاستم و او را بوسیدم و نشستم امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای ابراهیم بدان که پس از من او  امام تو است، آگاه باش که در رابطه با گروه هائی بدون شک  به هلاکت خواهند رسید و عده ای دیگر نیک بختی و بهروزی خواهند یافت، پس خدا قاتل او را لعنت کن و عذاب روحش را دوچندان کند، به هوش باش که خدای عز و جل بهترین مردم روز زمین در زمان وی را  از صلب او  پدید خواهد آورد که با خویش همنام است و وارث علم او و احکام او و قضاوتهای اوست، او سرچشمه امامت و سرآمد حکمت است، خودکامه سرکش فلان خاندان(بنی عباس) پس از اینکه شگفتیهایکم سابقه ای از وی سرمی زند اگر چه مشرکان آن را ناخوش دارند، خداوند در پی آن تا دوازده امام راه یافته را ازصلب او پدید خواهد آورد که آن را به کرامت  خود مخصوص گردانیده و به منزلگه قدس خویش فرودشان آورده است، آن کس که چجشم به راه دوازدهمین (امام) است [که شمشیر خود رابر کشیده و در پیشگاه اوآماده باشد] همچون کسی است که شمشیر خود را در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله از نیام برکشیده از آن حضرت دفاع نماید.
در این وقت مردی از هواداران بنی امیه از در وارد شده ودر نتیجه رشته آن سخن قطع شد، پس از آ ن من یازده بار دیگر به خدمت امام صادق علیه السلام مراجعه کردم،به امید اینکه حضرت آن سخن را به پایان برد ولی موفق نشدم(که پایانش را بشنوم) تا دومین سال که بر آن حضرت وارد شدم، اونشسته بود و فرمود: ای ابراهیم ان همان کسی است که پس از دوران فشاری شدید وبلائی طولانی و ستمگری و بیم و هراس، از شیعه خویش اندوه و گرفتگی را می گشاید، پس خوشا به حال کسی که  آن زمان را دریابد، ای ابراهیم برای تو همین بس است. ابراهیم کرخی گوید: هیچ  ره آوردی که برای من بیش از این مایه شادی دلم و روشنی دیده ام باشد(از ان سفر)باخود باز نیاوردم.
22. عبدالوهاب ثقفی از امام صادق علیه السلام [وآن حضرت از پدرش امام باقر علیه السلام]روایت کرده: که آن حضرت نگاهی به حمران انداخت و شروع به گریستن نمود، سپس فرمود: ای حمران از این مردم در شگفتم که چگونه غافلند یا فراموش کرده اند ویا وانمود می کنند که از یاد برده اند، آنان گفتار رسول خدا صلی الله علیه واله را در زمانی که بیمار بود از یاد برده اند، آنان گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله را در زمانی که بیمار بود از یاد برده اند، در آن هنگام که مردم خدمت آن حضرت می  آمدند از او عیادت(دیدار و احوالپرسی) می کردند و به آ ن حضرت سلام می کردند، تا وقتی که (از کثرت جمعیت) خانه بر اهل آن تنگ شده بود علی علیه السلام وارد شد و سلام کر و نتوانست از میان آنان بگذرد و پیش او برود، و آنان نیز برای او راه را باز نمی کردند، رسول خدا صلی الله علی و اله چون این وضع را دید بالش خود را برداشت و فرمود: ای علی علیه السلام نزد من آی. مردم وقتی، چنین دیدندن به یکدیگر فشار آورده راه را گشودند تاعلی علیه السلام از آنان گذشت و رسول خدا صلی ا لله علیه و آله اورا در کنار خویش نشانید، و فرمود: ای مردم! اکنون که در زمان زنده بودن من است شما با اهل بیتم چنین می کنید که می بینم، پس بعد از وفات من رفتارتان چگونه  خواهد بود؟ به خدا سوگند گامی به اهل بیت من نزدیک نمی شوید مگر ایکه مرحله ای به خدا نزدیکی جسته باشید و از آنان گامی دور نمی شوید و رو نمی گردانید مگراینکه خداوند از شما روگردان می شود، سپس فرمود: ای مردم گوش فرا دهید[به شما چه می گویم] بدانید که خشنودی و رضوان و بهشت بهره کسی است که علی را دوست بداردو ولایت او را گردن نهد و پذیرا باشد، و او را پیشوای خود قرار دهد، و به او اقتدا کند و به فضلش اقرار نماید، و نیز با اوصیاء من که پس از  او هستند چنین باشد، و بر پروردگارمن است که دعای مرا درباره ایشان بپذیرد، آری آنان دوازده جانشنین اند، هر که از او (علی) پیروی کند البته از من است، من خود از ابراهیم هستم و ابراهیم نیز از من است، و کیش من کیش اوست، و آئین او آئین من است، ونسبت او نسبت من و خویشاوندی من خویشاوندی است، و برتری من برتری اوست و من از او برترم، بدون اینکه افتخار کنم، فرمایش پروردگارم گواه درستی سخن من ا ست که می فرماید: نسلی که پاره ای از آن پاره دیگر است و خداوند شنوا و داناست.
23. از بدربن عیسی نقل شده که گفت: از پدرم عیسی بن موسی که مردی پرهیبت بود جویا شدم و به او گفتم: کدام یک از تابعین رادریافته ای( ملاقات کرده ای) گفت: من نیم فهمم تو چه می گوئی، ولی زمانی من در کوفه بودم،شنیدم شیخی در جامع کوفه از عبد خیر روایتمی کرد که او گفت: شنیدم امیرالمومنین علی بن ابیطالب صلوات الله علیه – می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و اله به من فرمود: ای علی امامان راهنماو راه یافته وپاک ازگناه از نسل تو یازده امامند و تو اول آنان هستی و نام آخرینشان نام من است(همنام من است) او خروج خواهد کرد و زمین را پر از دادگری می کند همانگونه که از جور و ستم لبریز شده ، چه بسا کسی نزد او بیاید و در حالیکه مالها روی هم انباشته شده بگوید: ای مهدی چیزی به من عطا فرما و او در پاسخ گویا: بگیر 
24. عبدالله بن عمر بن خطاب گوید: رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: همانا خدای عز و جل در آن شب که به گردشی شبانه شدم(معراج) به وحی فرمود: ای محمد چه کسی را در زمین میان امتت به جای خود گذاشتی؟ در حالی که خدا خود بدان آگاه تر بود- عرض کردم: پروردگارا برادرم را، فرمود: ای محمد علی ابن ابی طالب را؟ عرض کردم: بلی ای خدای من ، فرمود: ای محمد من ابتدا از مقام ربوبیت نظری بر زمین افکندم و تو را آن اختیارکردم، هیچگاه یادی از من نمی شود مگر اینکه تو نیز با من یاد کرده شوی، من خود محمودم و تو محمد، سپس نظری دیگر بر زمین افکندم  و 