َتَهُ وَ انِسْ وَحْشَتَهُ وَ امِنْ رَوْعَتَهُ وَ اسْكُنْ اِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مايَسْتَغْنى بِها عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ وَالْحِقْهُ بِمَنْ كانَ يَتَوَلاهُ.
در روايت ديگر منقول است كه : هر كه سوره اناانزلناه نزد قبر مؤ منى بخواند هفت مرتبه حقتعالى ملكى را بفرستد كه عبادت الهى كند نزد قبر او و ثواب عبادت آن ملك را براى ميت بنويسند و چون از قبرش محشور شود بهر هولى از اهوال قيامت كه برسد حقتعالى بسبب آن ملك آن هول را از از دفع كند تا داخل بهشت شود.
منقول است كه : مستحبست نزد قبر سوره حمد وقل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق و قل هواللّه و آية الكرسى هر يك را سه مرتبه و سوره اناانزلناه را هفت مرتبه بخواند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : هر كه بر قبرستان بگذرد يازده مرتبه سوره قل هواللّه احد بخواند، ثوابش را بمردگان آن قبرستان ببخشد بعدد آنمردگان اجر و ثواب يابد. بدانكه چون اين رساله محل ذكراحكام احتضار و غسل و كفن و نماز و دفن نبود قليلى از آداب در اينجا مذكور شد، كه اين رساله از اين فوائد خالى نباشد و مفصل همگى در كتاب بحارالانوار مذكور است .و از آن غافل گردیده و آنرا ناچیز شمرده و پشت سر انداخته برای آنکه دچار قساوت قلب و بد پنداری و سوء نظر شده است بعلاوه با دینداران سخت دشمنی دارد و آنها را ناچیز میشمارد تا از ستم و ظلم او خود را پنهان نموده و در انتظار فرج میباشند آیا ممکن است بر اثر طول عمر و پیری بخود آید و از اینراه برگردد و توبه کند و بدان روش گرود که فضیلت او روشن و دلیلش واضح و بهره اش فراوان است و آن روش دینداریست که شخص تو بدان بینا است و دنبال کارهای خیری برود که امیدوار شود گناهان گذشته او آمرزیده شده و مستحق ثواب گردیده است. بلوهر - من میدانم مقصودت از این توصیف و تعریف کیست و برای چه این پرسش را بمیان آوردی بوذاسف - از فضل وافر و فهم و دانش عمیقی که بشما داده شده است دور نیست که مقصود مرا فهمیده باشی بلوهر - صاحب این اوصافی که گفتی پادشاه است و آنچه تو را وادار توجه باین پرسش کرده است دلسوزی تو است برای پدر و رهانیدن او از عذابهای سختی که خدا به بدکارانی چون او تهیه کرده و در ضمن میخواهی ثواب الهی را در ادای حق پدری برده باشی و گمانم میخواهی نهایت عذر در چاره جوئی برای نجات او و بیرون کشیدن او از هراس دائم و گرفتاری جاویدان عذاب خدای عز و جل نموده و وسیله سلامت و راحت ابدی در ملکوت آسمانها را برایش فراهم کرده باشی بوذاسف - یک کلمه از آنچه میخواستم فرو گزار نکردی اکنون نظر خود را راجع بکار پادشاه که من بدان توجه اکید دارم بفرما من میترسم که مرگش در این حالت برسد و حسرت

و ندامت ابد را بچشد لطف بفرمائید در این باره وسیله خرسندی مرا فراهم سازید که من در اینجا بیچاره ام بلوهر - نظر ما اینست که هیچ آفریده ای از رحمت خدای عز و جل که آفریننده اوست دور نیست و تا جان در تن دارد درباره او نومید نمیتوان بود هر چه هم سرکش و طاغی و گمراه باشد چون خدا خود را بمهربانی و رحمت و رافت توصیف و ستوده است و با دستور بایمان و استغفار و توبه بدان رهنمائی کرده و راه امید باین حاجت را برای تو باز نموده است انشاء الله و معتقدند که در روزگار گذشته پادشاهی بود که آوازه دانشش بگوش همه رسیده بود و بسیار خوشرفتار و با سیاست و دوستدار عدالت در ملت و اصلاح کار رعیت بود عمر خود را با این وضع خوش بسر برد و مرد و ملتش بر او بیتابی کردند زنش آبستن بود و ستاره شناسان و کاهنان گفتند پسری میاورد آنکه در زندگی پادشاه بر سر کار اداره کشور بود بحکومت خود ادامه داد تا زن پادشاه زائید و چنانچه ستاره شناسان و کاهنان پیشگوئی کرده بودند پسری آورد و ملت یکسال تمام برای او جشن برپا کردند، رقصیدند و بازی کردند و نوشیدند و خوردند تا آنکه دانشمندان و فقهاء و ربانین ملت بانها پیام فرستادند که این نوزاد را خدا بخشیده و شما شکر شیطان را میکنید و اگر باعتقاد شما دیگری جز خدا او را بخشیده است حق او را درست ادا کردید مردم یک زبان جواب دادند نه جز خدا کسی او را نبخشیده و دیگری در این باره بر ما منتی ننهاده است فرزانگان گفتند اگر خدای عز و جل او را بخشیده است شما دارید رضایت دیگری را بجا میاورید و خدا را بسخط میاورید که او را بشما بخشیده است، ملت گفتند ای دانشمندان پس

بما دستور جشن را بدهید، ای علماء شما در برنامه آن ما را بینا کنید تا گفتار شما را پیروی کنیم و اندرز شما را بپذیریم ما منتظر دستور شما هستیم. علما گفتند رای ما اینست که از پیروی رضایت شیطان برقص کردن و بازی برگردید او چیزی بشما نبخشیده و رضایت خدای عز و جل و شکر او را بان نعمتی که بشما داده چند برابر تشکری که از شیطان کردید بجا آرید تا گناهانیکه مرتکب شدید بیامرزد مردم گفتند ما تاب انجام همه دستورات شما را نداریم علما گفتند ای نادان مردم چطور کسی را که حقی ندارد اطاعت کنید و کسی که حق واجب بشما دارد نافرمانی کنید، چطور تاب کارهای ناشایسته را دارید و نسبت بکارهای شایسته ناتوانید؟ مردم گفتند ای پیشوایان فرزانه شهوت و حس لذت در ما نیرومند آفریده شده و بما راجع بکارهای موافق آن قدرت بزرگ بخشیده ولی نیت خداپرستی و ریاضت در ما ضعیف است و از وظائف سنگین ناتوانیم شما اجازه دهید که ما یک وزنه یک روز از شیوه گذشته برگردیم و این بار سنگین را بدوش ما نگذارید؟ گفتند ای گروه بیخردان شما زادگان نادانی و برادران گمراهی نباشید که کارهای شهوت انگیز بر شما سبک است و وسائل سعادت آخرت بر شما ناگوار و سنگین است؟ مردم گفتند ای آقایان حکماء ای پیشوایان دانشمند ما از فشار سرزنش شما بامرزش خدای عز و جل پناهنده شویم و از سرکوبی بگذشت او در سپریم ما را بناتوانی خود سرزنش و توبیخ نکنید و بنادانی ما را نکوهش ننمائید براستی ما اکنون فرمان خدا را میپریم و بعفو و حلمش امیداواریم او است که حسنات را چند برابر کند و در پرستش او بکوشیم چنانچه در هوای نفس و باطل کوشیدیم تا ما را بحاجت خود برساند و خدای عز و جل مطلوب ما را عنایت کند و چنانچه ما را آفریده

بما ترحم کند چون مردم اینطور اظهار کردند علماء راضی شدند و آنها یکسال تمام نماز خواندند و روزه گرفتند و عیادت کردند و صدقات بزرگ دادند و چون سال عبادت گذشت کاهنان گفتند وضع کار این ملت دلالت دارد که این نوزاد وقتی پادشاه شود هم نابکار باشد و هم نیکوکار و هم جبار باشد و هم متواضع، هم بدکردار باشد و هم خوشرفتار، ستاره شناسان هم با آنها موافقت کردند بانها گفتند از کجا شما این سخن را میگوئید؟ کاهنان گفتند ما از نظر جشن سالیانه رقص و لهو و کارهای باطل که برای او شد و از نظر وضع سال بعد چنین استنباط کردیم ستاره شناسان گفتند ما از مطالعه استقامت زهره و مشتری چنین استنباط کردیم، این پسر با یک وضع تکبر آمیزی پرورش یافت که اندازه نداشت، که وضع خوشگذرانی پیش گرفت که بوصف نیامد و یک س