ند ول یگاهی بوده که دوران فترت داشته اند و برای ترس از دشمن یا اسباب دیگر دعوت خود را آشکار ننمایند و امر خود را عیان نکنند مگر نزد محرمان خود تا آنکه خدای عز و جل محمد (ص) را مبعوث کرد و آخرین اوصیاء حضرت عیسی مردی بود که او را ابی مینامیدند و باو بالط نیز گفته میشد 
4 - امام ششم فرمود آن کسی که وصیت حضرت عیسی بن مریم باو پایان یافت مردی بوده است بنام ابی 
5- ابی عبد الله الصادق علیه السلام فرمود آخرین وصی حضرت عیسی (ع) مردی بود که او را بالط میگفتند 
6- امام ششم فرمود سلمان نزد چند نفر از علماء و دانشمندان رفت و آخر کسی که نزد او رفت

ابی بود و چون که پیغمبر (ص) ظهور کرد ابی بسلمان گفت ایسلمان آن رفیقت که جستجو میکنی در مکه ظهور کرده است و سلمان رحمه الله بسوی او روی آورد 
7- درست بن ابی منصور واسطی از ابو الحسن اول امام هفتم پرسید که رسول خدا تابع ابی بود فرمود نه ولی ابی سفارشاتی بامانت در دست داشت که آنها را به پیغمبر داد گوید گفتم باین حساب آن وصایا را باو داد که از او تبعیت کند؟ فرمود اگر پیغمبر تابع او بود وصایا را باو نمیداد، عرض کردم حال خود ابی چگونه بود؟ فرمود اقرار به پیغمبر (ص) و آنچه از طرف خدا آورد و داشت وصایا را هم باو داد همان روز هم مرد این روایات دلالت دارند که معنی فترت همان پنهان بودن وزیر پرده بودن و امتناع از ظهور و اعلان دعوت است نه از میان رفتن شخص و ارتفاع عین ذات و وجود، خداوند هم راجع بحال فرشتگان فرموده است (در سوره انبیاء آیه 20) شبانه روز تسبیح کنند و فترت ندارند اگر معنی فتور نابود شدن خود چیزی بود این آیه معنی محال داشت زیرا فرشتگان میخوابند و شخص خواب از نظر وجود در نهایت فتور است و شخص خواب تسبیح ندارد زیرا شخص وقتی خوابید از تسبیح باز میماند و خواب چون مرگ است و خدای عز و جل (در سوره زمر آیه 52) میفرماید خدا است است که دریافت میکند جان ها را وقت مرگ آنها و آنها که نمیرند هنگام خواب آنها و (در سوره انعام آیه 60) میفرمایدو او است ان کسی که در شب شما را میمیراند و میداند آنچه را در روز بکنید و شخص خواب فاتر است و چون میت است و آنکه نخوابد و چرت و خوابش نگیرد و فتور در راه ندارد همان خدائیست که معبود حقی جز او نیست و خبر دلیل بر آنست 
8 - داود بن فرقد گوید یکی از اصحاب ما بمن گفت بگو بدانم فرشته ها میخوابند؟ گفتم نمیدانم گفت خدای عز و جل میفرماید که شبانه روز تسبیح میگویند و فترت ندارند سپس گفت آیا چیز تازه ای در این باره از امام ششم بتو نگویم؟ گفتم چرا گفت امام ششم از این موضوع پرسش شد، فرمود هیچ زنده ای نیست جز آنکه خواب دارد مگر خدای یگانه عز و جل فرشته ها هم میخوابند من عرض کردم خدای عز و جل میفرماید شبانه روز تسبیح کنند وا نگیرند؟ فرمود نفس کشیدن آن ها هم تسبیح است پس فترت همانا خودداری از اظهار امر و نهی است و لغت هم بر این معنی دلالت دارد گویند فتر فلان عن طلب فلان و فتر عن مطالبته و فتر عن حاجته و معنی فتور در این جمله ها اینستکه سستس و خودداری کرده است نه این که شخص او و عین از میان رفته است و از این معنی است گفتار کسی که میگوید اصابنی فتره یعنی بمن ضعف و سستی عارض شده و جمعی مردم برای این موضوع آیاتی از قرآن استدلال کرده اند 
1 - (در سوره الم سجده آیه 3) تا انذار کنی مردمی را که پیش از تو نذیری برای آنها نبوده است. 
2- قول خدای عز و جل (در سوره سبا آیه 44) ما ندادیم بانها کتبی که آنها را درس گیرند و نفرستادیم بانها پیش از تو نذیر و ترساننده ای

و این آیات را دلیل گرفته اند که میان عیسی و میان محمد (ص) رسول و پیغمبر و حجتی نبوده است ولی تاویل این آیه باین معنا خظائی است آشکار زیرا معنی نذر که جمع نذیر است همان رسولان صاحب شریعت هستند نه پیغمبران و نه اوصیاء زیرا خدای عز و جل برای محمد (ص) (در سوره رعد آیه 7) میفرماید همانا تو منذر هستی و برای هر مردمی هدایت کننده ای، نذر هم آن رسولان صاحب شریعت هستند و پیغمبران و اوصیاء هادی میباشند و در گفتار خدای عز و جل که میفرماید برای هر مردمی و ملتی یک هدایت کننده ای هست دلیل است بر این که زمین و هر ملتی در هر عصری بی رهبر دینی نباشند تا بوسیله آن ها که پیغمبران یا اوصیاء باشند حجت خدا بر مردم تمام شود و تا وقتی تکلیف از طرف خدای عز و جل برای بندگان لازم است رشته آنان بریده نگردد چون که آنها از طرف نذیران که رسولان دین آورند تبلیغ می کنند و آنها بعد از پیغمبر خاتم پایان یافتند و رشته آنان قطع شد زیرا بعد از او رسول شریعت گذاری نیست. 
9 - محمد بن مسلم گوید بامام ششم گفتم تفسیر قول خدای عز و جل انما انت منذر و لکخل قوم هاد چیست؟ فرمود هر امامی رهبر مردم زمان خود میباشد 
10 - برید بن معاویه عجلی گوید بابی جعفر امام پنجم عرض کردم معنی انما انت منذر و لکل قوم هاد چیست، فرمود منذر رسول خدا (ص) بود و علی علیه السلام هادی بود و در هر زمانی امامی از ما هست که مردم را بانچه رسول خدا (ص) آورده است رهبری مینماید، اخبار وارده در این معنی بسیار

است خدا فرموده است برای آنها پیش از تو نذیری نیامده است یعنی پیغمبریکه دین آنها را عوض کند و ملت آنها را تغییر دهد و از آنها وجود رهبران و مبلغین از اوصیاء را نفی نکرده است و چگونه این معنا را دارد با این که خدا در قرآن مجید از گفته آنها حکایت کرده است (در سوره فاطر آیه 42) سوگند شدید بخدا یاد کرده اند که اگر نذیری برای آن ها بیاید هر آینه از هر کدام امتها بهتر هدایت شوند و چون نذیری برای آنها آمد جز نفرت از دین برای آنها نیفزود و این خود دلالت دارد که در میان آنها رهبری بوده است که آنها را بدین مورد تکلیفشان دعوت میکرده زیرا این گفتار آنان پیش از مبعث محمد (ص) بوده است و اخباری هم که راجع باین موضوع در این کتاب ذکر کردیم بر آن دلالت دارد 
11- محمد بن اسمعیل گوید حضرت رضا فرمود هر کس بمیرد و امامی را معتقد نباشد چون جاهلیت مرده است، باو عرض کردم هر کس بمیرد و امامی ندارد چون جاهلیت مرده است؟ فرمود آری واقف کافر است و ناصب مشرک است 
12- امام ششم فرمود این آیه 16 سوره حدید نباشند چون آن کسانیکه کتاب بانها داده شد پیش از این، روزگار بر آنها طولانی شد و دلهایشان سخت و تیره گردید و بسیاری از آنها فاسق شدند درباره قائم علیه السلام نازلشده

13- امام پنجم درباره قول خدای عز و جل (در سوره حدید آیه 17) بدانید که خدا زمین را پس از مردنش زنده کند فرمود که خدای عز و جل زمین را بقیام قائم زنده میکند بعد از آن که مرده است مقصود از مردن زمین کفر اهل زمین است کافر همان مرده است 
14- اصبغ بن نباته گوید از امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام شنیدم میفرمود که از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود بهترین سخن قول لا اله الا الله است، بهترین خلق کسی است که اول بار لا اله الا الله گفته عرض شد یا رسول الله کیست که اول بار آن را گفته است فرمود منم، من نوری بودم پیش خدای جل و جلاله او را یگانه میشمردم تسبیح می گفتم و تکبیر می گف