م و تمجید میکردم و تقدیس میکردم و نور دیگریکه گواه من بود پهلوی من قرار داشت، عرض شد یا رسول آن گواه کی بود؟ فرمود علی بن ابیطالب برادرم و برگزیده ام و وزیرم و خلیفه ام و وصیم و امام امتم و صاحب حوضم و پرچمدار عرض شد یا رسول الله پهلوی او کی بود؟ فرمود حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت سپس امامان از فرزندان حسین تا روز قیامت 
15- امام ششم فرمود براستی خدای جل جلاله بر پیغمبرش (ص) پیش از مرگ وی نامه ای فرستاد و باو فرمود ایمحمد این نامه وصیت تو است به نجیب از خاندانت، گفت ای جبرئیل نجیب از خاندانم کیست فرمود علی بن ابیطالب بر آن نامه مهرهای طلائی بود پیغمبر آن نامه را سربسته بعلی (ع) داد و فرمان

داد یکی از آن مهرها را بردارد و بدانچه در آنست عمل کند، علی علیه السلام یک مهر را برداشت و بدانچه در آن بود عمل کرد و آن را بپسرش حسن علیه السلام داد او هم یک مهر را برداشت و بدانچه در آن بود عمل کرد و سپس آن را بحسین علیه السلام داد و او مهریرا که داشت در آن یافت که مردمی را بردارد بمیدان شهادت ببر که با جز تو سعادت شهادت را درک نتوانند و خود را برای خدا بفروش همین کار را کرد و آن را بعلی بن الحسین (ع) داد و مهریرا برداشت و در آن یافت که لب بر بند و در خانه ات بنشین و پروردگارت را بپرست تا مرگت برسد همین کار را کرد و سپس آن را بمحمد بن علی باقر (ع) داد و او مهری برداشت و در آن یافت که برای مردم حدیث بگو و فتوی بده و از جز خدای عز و جل بیم مکن که کسی را بر تو راه آزار نیست همان کار را کرد و آنرا بمن داد و من مهریرا گشودم و دیدم نوشته است برای مردم حدیث بگو و فتوی بده و علوم خاندانت را منتشر کن و پدران نیکوکارت را تصدیق کن و جز از خدای عز و جل مترس و تو در پناه و امان هستی من اینکار را کردم و آن را بموسی بن جعفر میدهم و موسی همچنان آنرا بامام پس از خود میدهد سپمس همیشه چنین است تا روزی که مهدی علیه السلام قیام کند 
16- ابو بصیر گوید امام ششم علیه السلام در تفسیر گفته خدای عز و جل (در سوره توبه آیه 33) او است آنچنان کسی که فرستاد رسول خود را برای رهبری و دین درست تا او را بر همه دین ها چیره کند و اگرچه مشرکانرا بد آید فرمود بخدا هنوز تاویلش فرود نیاید تا قائم علیه السلام ظهور کند و چون قائم علیه السلام ظهور کند کافری بخدای بزرگ بجا نماند و هیچ مشرکی بامام

نباشد جز آنکه از ظهور او بدش آید جز آنکه از ظهور او بدش آید تا آنجا که اگر کافر یا مشرکی در دل سنگی باشد آن سنگ فریاد کشد ای مومن در دل من کافریست آنرا بشکن و او را بکش 
17 - امام پنجم ابوجعفر علیه السلام فرمود هر گاه قائم علیه السلام ظهور کند، جارچی از مکه جار کشد هلا کسی خوردنی و نوشیدنی با خود بر ندارد و آنحضرت حجر موسی بن عمران علیه السلام را که باریک شتری است با خود بردارد و بمنزلی باز نیندازد مگر آنکه چشمه از آن روان شود هر کس گرسنه باشد و از آن نوشد سیر شود و هر کس تشنه باشد سیرای گردد و مراکب ایشان هم سیراب شود تا وارد نجف که در وادی کوفه است بشوند 
18 - امام ششم فرمود نخست کسی که با قائم (ع) بیعت کند جبرئیل باشد در صورت پرنده سپیدی فرود آید و با او بیعت کند سپس یک پای خود را بر مسجد الحرام گذارد و پای دیگر را بر بیت المقدس و باواز رسانی که همه مردم بشنوند فریاد کند اتی امر الله فلا تستعجلوه امر خدا آمد در آن شتاب نکنید 
19- ابان بن تغلب گوید امام ششم فرمود در همین مسجد شما یعنی در مکه بزودی سیصد و سیزده

مرد میایند که اهل مکه بخوبی بدانند آنها را پدران و نیاکان آنان نزائیده اند بر دست آنها شمشیرها باشد و بر شمشیری کلمه نوشته باشد که از آن هزار کلمه گشوده گردد پس خدای تبارک و تعالی بادی فرستد تا هر وادی جار کشد این است مهدی به روش داود سلیمان و قضاوت کند و گواه بر حکم خود نطلبد 
20- ابان بن تغلب از امام ششم روایت که فرمود چون قائم (ع) ظهور کند کسی از خلق خداوندگار جلوش نایستد جز آنکه او را بشناسد و بداند که صالح است یا بد است هلا در او نشانه ایست از خود دریابان و آن نشانه در روش برقرار است 
21- ابان بن تغلب گوید امام ششم (ع) فرمود در اسلام دو خون مباح است که احدی بحکم خدای عز و جل در آنها قضاوت نکند تا خدا امام قائم را برانگیزد و بحکم خدای عز و جل در آن حکم کند و بینه خواهد یکی زانی محصن است که او را سنگسار کند و دیگری مانع الزکوه است که او را گردن زند 
22- ابان بن تغلب گوید امام ششم فرمود گویا نگاه میکنم که قائم علیه السلام پشت نجف رسیده است و چون در پشت نجف مستقر گردد سوار اسب تیره رنگ ابلقی شود که میان دو چشمش خط سپیدی باشد سپس اسبش او را از جا بپراند و هیچ شهری نماند که گمان نبرند قائم در شهرهای خودشان با آنها است و چون پرچم رسول خدا را بیفشاند سیزده هزار و سیزده فرشته از آسمان بر او فرود آید که همه بر قائم (ع) نگاه کنند تا چه فرماید و آنها هم آنفرشته هایند که با نوح علیه السلام درکشتی بودند و با ابراهیم وقتی که در آتش افکنده شد همراه بودند و با عیسی (ع) بودند هنگامی که بالا برده شد و چهار هزار فرشته نشان دار و ردیف و سیصد و سیزده فرشته که در روز بدر فرود آمدند و چهار هزار فرشته ای که در زمین کربلا فرود آمدند تا بهمراهی حسین بن علی السلام با لشگر یزید نبرد کنند و بانها اجازه داده نشد و باز باسمان رفتند تا کسب تکلیف کنند و پس از شهادت حسین علیه السلام باز بزمین کربلا هبوط کردند و پریشان و گردآلود بالای قبر او تا روز قیامت گریه میکنند و فراز میان قبر حسین علیه السلام تا آسمان محل رفت و آمد فرشتگانست 
23- ایو حمزه ثمالی گوید امام پنجم فرمود گویا قائم را منیگرم که در کوفه پشت نجف ظهور کرده است و چون بنجف برآید پرچم رسول خدا را بر افرازد که عمودش از عمودهای عرش خدایتعالی است و ابزار دیگرش از نصرت خدای جل جلاله میباشد و آن را بر کسی فرود نیاورد مگر آن که خدایتعالی او را نابود سازد، گوید عرض کردم این پرچم با او بوده است یا برای او میاورند؟ فرمود بلکه برای او میاورند جبرئیل علیه السلام آن را میاورد 
24- مفضل بن عمر گوید امام ششم فرمود این آیه درباره آن کسانی از یاران قائم علیه السلام نازلشده که مفقود شدگانند و آن گفته خدای عز و جل است هر جا باشید خدا شما را بیاورد آنان شب از بستر خود گم شوند و بامداد در مکه باشند و برخی در را بر سیر کنند و هر کدام بنام خود و پدر و شمائل و فامیل معرفی شوند، گوید عرض کردم قربانت کدام یک ایمانشان قویتر است: فرمود آنها که در روز با ابر سفر کنند

25- مفضل بن عمر گوید امام صادق علیه السلام فرمود گویا بقائم (ع) نگاه میکنم بالای منبر کوفه است و سیصد و سیزده تن یارانش بشماره اهل بدر اطرافش هستند و آنان پرچمداران و حکام خدایند در روی زمین بر خلقش تا آن که امام علیه السلام از قبای خود یک نامه با مهر طلائی بیرون میکند که سفارشی است از طرف رسول خدا برای او و چون آن را اعلام میدارد مانند گوسفند وحشت زده گنک از دورش میرمند و جز یک وزیر و ی