زده نقیب و سرهنگ کشی نمیماند همان اندازه که با حضرت موسی ماندند این ها در سراسر زمین میگردند و جز او مرجعی بدست نمیاورند و بسوی او بر میگردند بخدا من میدانم برای آن ها چه میگوید که کافر میشوند 
26- جابر بن یزید از امام پنجم ابی جعفر علیه السلام روایت کرده که فرمود گویا یاران قائم علیه السلام را می بینم که به سراسر زمین از مشرق تا مغرب احاطه کرده اند و همه چیز در فرمان آن ها است تا درندگان زمین و پرندگان درنده خشنودی آن ها را در هر باره میجویند تا بجائی که زمینی بزمین دیگر میبالد و میگویند امروز یکی از یاران قائم بر من گذشته 
27- ابو بصیر گوید امام ششم فرمود گفتار لوط بقومش (در سوره هود آیه 80) و کاش من در برابر شما توانائی داشتم تا بسوی رکن شدیدی ماوی داشتم مقصودش جز این نبود که نیروی قائم را آرزو داشت و رکن شدید یاران او هستند یک مرد آنها نیروی چهل مرد را دارد و دلش از کوه آهن

محکم تر است و اگر بکوه های آهن بگذرند آن را ببرند و شمشیر باز نگیرند تا خدای عز و جل خشنود شود 
28- امام ششم فرمود عصای موسی از آن آدم بوده است و بشعیب رسیده بود و از شعیب به موسی بن عمران رسید و آن عصا نزد ما است و بهمین تازگی که من آنرا دیدم هنوز سیر بود چون روزیکه آن را از درخشش بریدند و چون بازپرسی شود سخن گوید و آن برای قائم ما آماده است و آنچه موسی با آن کرد قائم هم با آن میکند و هر چه بدان عصا دستور دهند انجام میدهد و هر جا افکنده شود آنچه جادو کرده اند با دندانهایش میبلعد 
29- مفضل بن عمر گوید از ابی عبد الله صادق علیه السلام شنیدم میفرمود میدانی که پیراهن یوسف علیه السلام چه بود؟ گفتم نه فرمود که چون برای ابراهیم علیه السلام آتش افروختند جبرئیل برای او پیراهنی آورد و بتن او کرد که گرما و سرما باو آسیب نرساند و چون وفات او رسید آن را در جلد دعائی نهاد و به اسحق آویخت و او بیعقوب آویخت و چون که یوسف متولد شد آن را بوی آویخت و در بازویش بسته تا کارش بدانجا که باید کشید و چون یوسف آن را در مصر از میان جلد دعا درآورد یعقوب علیه السلام بویش را شنید و این است گفتار خدا که از او حکایت کرده است من بوی یوسف را استشمام میکنم اگر مرا بخطا نسبت ندهید؟ و آن همان پیراهنی است که از بهشت فرود آمده است عرض کردم قربانت این پیراهن بدست چه کسی رسیده؟ فرمود بدست

اهل آنست و آن همراه قائم ما است وقتی ظهور کند، سپس فرمود هر پیغبریکه دانشی یا چیز دیگری ارث برده است همه آنها بمحمد (ص) رسیده است 
30 - ابو بصیر گوید امام ششم فرمود هر وقت کارها بدست صاحب الامر علیه السلام افتاد، خدای تبارک و تعالی همه پست و بلندیهای زمین را برابر کند تا دنیا برابر او چون کف دستش بود کدام شما هست که در کف دستش موهائی باشد و نه بیند 
31- امام پنجم فرمود چون قائم ما ظهور کند دستش را بر سر بندگان خدا گذارد و بوسیله آن خرد آنها کامل شود 
32- عبد العزیز بن مسلم گوید در ایام علی بن موسی الرضا ما در مرو بودیم در آغاز ورود خود روز جمعه در مسجد جامع گرد آمدیم و موضوع امر امامت را در میان گذاشته و در اطراف آن بگفتگو پرداختیم و حاضران انجمن اختلافات بسیاریرا که در در آن یادآورد شدند من شرفیاب حضور سید خود امام رضا شدم و بررسی های مردم راجع بامامت بعرض او رسانیدم آن حضرت لبخندی زد و فرمود ای عبد العزیز بن مسلم این مردم نادانند و از دین خود فریب خورده اند، براستی خدای عز و جل جان پیغمبر خود را نگرفت تا دین او را کامل کرد و قرآنی باو فرستاد که شرح هر چیزی در آنست حلال و حرام و حدود و احکام و آنچه مردم بدان نیاز دارند همه را در آن بیان کرد و فرمود ما در این کتاب

چیزی فرو گذار نکردیم و در سفر حجه الوداع که آخر عمر پیغمبر (ص) بود نازل فرمود که (در سوره مائده آیه 3) امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما پسندیدم تا دین شما باشد و امر امامت از کمال دین است و تمامیت نعمت و آن حضرت از دنیا نرفت تا برای مردم معالم دین آنان را بیان کرد و راه آنها را روشن کرد و آنها را بر جاده حق واداشت و علی علیه السلام را برای آنها پیشوا ساخت و چیزیکه امت بدان حاجتمند باشند وانگذاشت که بیان نکرده باشد، هر کس گمان برد که خدا دینش را کامل نکرده کتاب خداوند عزیز را رد کرده و هر کس کتاب خدا را رد کند کافر است آیا شما قدر امامت و موقعیت آنرا در میان ملت میدانید؟ تا اختیار و انتخاب آنان در آن روا باشد براستی امامت اندازه ای فراتر و مقامی بزرگوارتر و موقعیتی بالاتر و آستانی والاتر باطنی عمیق تر از آن دارد که خرد مردم بدان رسد و رای و نظرشان بدان اندازه دهد تا بتوانند برای خود امامی انتخاب کنند امامت امقامی است که حضرت ابراهیم خلیل بعد از آنکه نبوت و مقام خلت را دارا شد از طرف خدا بدان مخصوص گردید و این سومین درجه و فضیلتی بود که بدان مشرف گردید و خدایتعالی ذکره بدان اشاره فرموده است (در سوره بقره آیه 124) بدرستی که من تو را برای مردم امام نمودم حضرت خلیل از شادمانی این درجه و مقام عرض کرد و از ذریه و نژاد من هم، خدای تبارک و تعالی فرمود عهد و فرمان من بدست ظالمان نخواهد رسید و این آیه امامت هر

ظالمی را تا روز قیامت باطل کرده است و آنرا مخصوص برگزیدگان دانسته، سپس خدای عز و جل او را گرامی داشت و امامت را در ذریه و نژاد برگزیده و پاک او نهاد و فرمود (در سوره انبیاء) باو اسحق و یعقوب را بعنوان غنیمت بخشش کردیم و همه را شایسته قرار دادیم و آنها را رهبرانی نمودیم که بدستور ما هدایت میکردند و کارهای خیر را بانها وحی کردیم و بپا داشتن نماز و دادن زکوه را و برای ما عبادت کننده بودند و این امامت همیشه در ذریه او بود و آنرا از هم ارث میبردند قرن بقرن تا پیغمبر آنرا ارث برد و خدا فرمود در (سوره آل عمران آیه 68) براستی سزاوارتر مردم بابراهیم هر آینه آنانند که از او پیروی کردند و همین پیغمبر و آن کسانی که ایمان آوردند و خدا ولی مومنانست و این مقام امامت بان حضرت اختصاص داشت و بدستور خدا آنرا دریافت بروشی که خدای تعالی آن را واجب کرده بود و بذریه برگزیده او منتقل گردید آنکسانی که خدا و ایمان بانها داده بود برای گفتار خدای تعالی عز و جل (در سوره روم آیه 56) و گفتند آنکسانیکه علم و ایمان بان ها داده شده هر آینه درنگ کردید در کتاب خدا تا روز قیامت و این روز قیامت است ولی شما نمیدانید آنان فرزندان علی علیه السلام هستند تا روز قیامت زیرا بعد از محمد (ص) پیغمبری نیست این نادانان چطور امام برای خود انتخاب میکنند، بدرستی که امامت مقام انبیاء وارث اوصیاء است، بدرستیکه امامت خلافت از طرف خدای تعالی و از طرف رسول خدا (ص) است و مقام امیرالمومنین است و میراث حسن و حسین است، بدرستی که امامت زمام دین و نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزت مومنین است، بدرستی که امامت بنیاد پاک اسلام و شاخه پر برکت آنست، بوسیله امامت نماز و زکوه و روزه و حج و جهاد درست میشوند، غنیمت و صدقات وفو