فتن با زنان و نشستن با توانگران وحضرت لقمان با پسر خود گفت كه بسيار با آشنايان نزديك و چسبان مشو كه باعث جدائى مى شود او از ايشان دورى هم مكن كه خوار مى شوى و نيكى با كسى بكن كه خواهان آن باشد و چنانچه ميان گرگ و ميش دوستى نيست ميان نيكوكار و بدكردار دوستى نميباشد هر كه نزديك غير مى رود البته باو مى چسبد همچنين هر كه با بد كردار مصاحبت مى كند از بديهاى او مى آموزد و هر كه با مردم مجادله مى كند دشنام مى شنود و هر كه در مجالس بد داخل مى شود تهمت زده مى شود و هر كه با همنشين بد مى نشيند از بدى سالم نميماند و هر كه زبان خود را نگاه نميدارد هميشه پشيمانى مى برد.
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه مصاحبت و همنشينى با اصحاب بدعت مكنيد كه نزد مردم مثل آنها خواهيد بود و حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه آدمى در دين دوست و مصاحب خود مى باشد و فرمود زينهار كه با احمق مصاحبت مكن در هنگاميكه از او راضى ترى نزديك تر است بآنكه تو را برنجاند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه حكيم ترين مردم كسى است كه صحبت جاهلان بگريزد.
از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كسى كه برادر مؤ منش را بر امرى كه مكروه او باشد ببيند و تواند كه او را برگرداند از آن امر و برنگرداند خيانت كرده است در برادرى او و كسيكه اجتناب بكند از مصاحب احمق بزودى اخلاق او را برمى دارد.
حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام فرمود كه بدترين مصاحبان تو كسى است كه معصيت خدا را در نظر تو زينت مى دهد و فرمود كه همنشينى بابدان مورث گمان بدبردن است در حق نيكان .
در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه نظر كن هر كه نفع دينى بتو نميبخشد مصاحبت او اعتنا بشاءن او مكن و در صحبت او رغبت مكن .
در حديث ديگر فرمود كه چهار چيز است كه ضايع مى شود محبتيكه با كسى داشته باشى كه بيوفا باشد ونيكى كه با كسى بكنى كه شكر تو نكند و علميكه بكسى بياموزى كه گوش ندهد و رازيكه بكسى بسپارى كه نگاهدارى نكند.
از حضرت امام موسى عليه السّلام منقول است كه در مزبله با عالم صحبت داشتن بهتر است از صحبت داشتن با جاهل بر فرشهاى نيكو.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه حواريان بحضرت عيسى عليه السّلام گفتند كه با كه همنشينى كنيم فرمود با كسيكه خدا را بياد شما آورد ديدن او ودر علم شما بيفزايد سخن گفتن او وشما را بسوى آخرت رغبت بفرمايد گردار او.
در حديث ديگر فرمود كه با اهل دين نشستن شرف دنيا و آخرت است و حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرمود كه يك نشستن با كسيه اعتماد بر او داشته باشم نزد من بهتر است از عبادت يكسال .
در حديث ديگرفرمود كه با توانگران منشيند كه بنده اول كه با ايشان مى نشيند چنان مى داند كه خدا بر او نعمت بسيار داد هنوز برنخواسته است كه چنان گمان مى كند كه خدا هيچ نعمت بر او نداد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه چهار چيز است كه دل را مى ميراند گناه بعد از گناه كردن و با زنان بسيار سخن گفتن و با احمق مجادله كردن كه تو گوئى و او گويد و بحق برنگردد و همنشينى با مردگان كردن گفتند يا رسول اللّه مردگان كيستند فرمود هر توانگرى كه خدا را فراموش كرده باشد.
از حضرت زين العابدين عليه السّلام منقول است كه بفرزندان خود مى فرمود كه با اهل دين و معرفت همنشينى كنيد و اگر بدست شما نيايند تنهائى مؤ نس تر و سالم تر است از مصاحبت غير ايشان و اگر ناچار باشد از همنشينى مردم پس با صاحبان مروت بنشيند كه ايشان در مجالس خود فحش نميگويند.
از حضرت امام موسى عليه السّلام منقول است كه سزاوار آنست كه آدمى مصاحبان پدر خود را نگاه دارد كه نيكى با بايشان مانند نيكى با پدر است .
در حديث ديگر منقول است كه حضرت لقمان با پسر خود فرمود كه اى فرزند بديده بصيرت نظر كن در مجالس اگر جماعتى را ببينى كه ياد خدا مى كنند با ايشان بنشين زيرا كه اگر تو عالمى بتو نفع مى دهد و از همنشينى ايشان علم تو زياده مى شود و اگر جاهلى ترا علم مى آموزند و شايد كه خدا رحمتى برايشان بفرستد و ترا هم با ايشان فرو گيرد.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام منقول است كه بر تو باد بحاضر شدن در مجالسى كه در آنجا ياد خدا كنند و در حديث ديگر فرمود كه دانايان در زمان گذشته مى گفتند كه سزاوار آنست كه تردد كردن به خانه ها به يكى از ده وجه باشد اول رفتن به خانه خدا از براى اداى حج و عمره دويم در خانه پادشاهان دين كه اطاعت ايشان به طاعت خدا متصل است و حق ايشان واجب است و نفعشان عظيم است و ضرر مخالفت ايشان سخت است سيم درخانه علماء كه از ايشان استفاده علوم دين و دنيا نمايند چهارم در خانه اهل جود و بخشش كه مال خود را باميد ثواب آخرت مى دهند پنجم در خانه بى خردانى كه مردم در حوادث دهر بايشان محتاج مى شوند و در حاجتها بايشان پناه مى برند ششم در خانه اشراف و بزرگان براى طلب عزت و احتياج بايشان هفتم درگاه جمعيكه نزد ايشان اميد منفعت دارند از جهة راءى مستقيم ايشان و تقويت عزم در امور و مشورت كردن با ايشان هشتم در خانه برادران مؤ من بسبب آنكه مواصلت ايشان واجب و حق ايشان لازم است نهم در خانه دشمنانيكه بمدارا كردن ساكن مى شود ضررهاى ايشان و برفق و مدارا و ديدن عداوت ايشان دفع مى شود دهم در خانه جمعى كه از ديد ايشان آداب حسنه استفاده مى توان كرد وانس بهم زبانى ايشان مى توان گرفت .يكى از نويسندگان صوفى پس از نقل بسيارى از حكايات گذشته مى نويسد: با تمام اينها نبايد از فحواى اين كلمات اينطور استنباط كرد كه صوفيه اساساً مخالف علم و كتاب و مزاحم دانش و دشمن دفتر و قلم و دوات بوده اند.(1)

بايد به اين گونه افراد توجيه گر گفت: مخالفت آنها با علم و دانش مربوط به فحوى و استنباط نيست، صحبت از تصريح و نص كلام آنهاست، پس از اين همه داستانها درباره حسن و جمال ليلى، حالا مى گوييد كسى تصور نكند كه ليلى زن بوده است. راستى عجيب است، درست همان ضرب المثل معروف است كه انسانى را به كوسه بودن توصيف كنيم بعد بگوييم در عين حال ريش پهن خوبى داشت!

هرگاه روى انصاف قضاوت كنيم، روشن مى شود اين روشى را كه صوفيه براى خود انتخاب كرده اند با هيچ معيار صحيحى سازش ندارد قبل از هر چيز اين موضوع را به قرآن مجيد عرضه مى داريم، و قضاوت را از اين كتاب بزرگ آسمانى مى خواهيم، قرآن مى گويد:

1ـ (قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَة أَنْ تَقُومُوا للهِِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا):(2) خداوند به پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) دستور مى دهد كه در مقابل سخنان بى اساس ماجراجويان و مخالفين آنها را به يك چيز كه در حقيقت ريشه تمام خيرات و پايه اصلى كاخ سعادت بشر است و به خوبى مى توان در پرتو آن راه حقيقت را پيدا كرد، پند و اندرز دهد.

مى فرمايد بگو: «من شما را تنها به يك چيز اندرز مى دهم و آن اينكه فرد فرد يا دسته جمعى براى خدا، قيام كنيد و تفكّر نماييد» بنابراين معلوم مى شود كه تنها راه ن