 داد، غزالى دست مبارك وى را ببوسيد و روى خود به آنجا بماليد بعد از آن بنشست، رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) به قرائت هيچكس چندان استبشار ننمود كه به قرائت من قواعد العقائد را، چون از خواب در آمدم بر چشم من اثر گريه بود از آن كرامات و احوال كه مشاهده كرده بودم. (نفحات الانس صفحه 3 ـ 371) 
اينها نمونه هايى از مكاشفات و مشاهدات مشايخ و سران صوفيه است كه كتابها مملو است از ين اباطيل و پندارهاى بى اساس و نادرست و خام.
2.. از همه عجيب تر اين كه برخى از آنان ادعاى وحى نيز كرده اند از جمله «عطار» در شرح حال شيخ ابوالحسن خرقانى از او نقل مى ند كه گفت: خداى تعالى به من وحى كرد! و گفت: «هر كه از اين رود تو، آبى خورد همه را به تو بخشيدم!» و گفت: «به ما وحى كردند كه همه چيزى ارزانى داشتيم غيرالخفيه!» (تذكرة جلد 2، صفحه 199)
حال بايد ديد موضوع كشف و شهود كه اين همه مورد توجه مشايخ صوفيه است، بر فرض صحت چه اندازه حجيت دارد؟ آيا به تنهائى بدون انطباق با قرآن و حديث موجب علم به حقانيت مطلبى مى شود يا نه؟ به عقيده خود مدعيان كشف و شهود هم بسيارى از اين كشف و شهودها از وهم و خيال شيطانى سرچشمه مى گيرد. چنانكه خود مى گويند: مكاشفه و مشاهده گاه در بيدارى است، و گاه بين خواب و بيدارى، و گاه در خواب است، و همچنانكه خواب به اضغاث احلام و غير آن منقسم مى شود آنچه در حال بيدارى هم مكاشفه شود به امور واقعى نفس الامرى، و به امور خيالى صرف و شيطانى كه حقيقتى براى آنها نيست منقسم مى شود، و گاه هم شيطان خلط مختصرى از امور حقيقى مى كند تا رأيى را گمراه نمايد و از اين جهت است كه سالك محتاج به مرشد است تا او را ارشاد نموده و از مهالك نجات بخشد. (شرح فصوص الحكم قيصرى، صفحه 32)بنا به گفته همان دانشمند روانشناس مصرى، عقيده و تلقين هم در مبحث «تنويم مغناطيسى» رل مهمى را بازى مى كند، از اين جهت استادان اين فن براى خواب كردن اشخاص، به اين موضوع نيز متوسل مى شوند و با كلماتى از قبيل «الان نزديك است به خواب روى!» و «خودت را آرام بدار كه خوابت نزديك شد!» و «پلكهاى چشمانت سنگين شده نزديك است روى هم بيفتد» و نظاير اينها، طرف را تلقين كرده و نتايج مثبتى از آن مى گيرند!

راه دور نرويم! بسيارى از افراد اين موضوع را در زندگى خود تجربه كرده اند كه ممكن است عقايد اشخاص را در اثر تلقين زياد و پى در پى تا حد زيادى تغيير داد، يا به كلّى وارونه كرد. مثلا: اشخاصى كه از خوردن بعضى طعامها متنفر و منزجرند، ممكن است در اثر تلقين طورى شوند كه نه تنها از آن متنفر نشوند بلكه به خوردن آن راغب و مايل گردند و بر عكس مى توان طعامهايى را كه مورد علاقه كسى است، با تبليغات و تلقينات مخالف، مورد تنفر و انزجار او قرار داد.

مطالبى كه مى خواهند آنها را تلقين كنند اگر در لباس ادبى و شعر بيرون آورند، تأثير آن زيادتر مى شود و پاره اى از اوقات آثار حيرت انگيزى نشان خواهد داد.

حكايات بسيارى در حالات شعرا و در تواريخ نقل شده كه اثر مثبت تلقين و عقيده را بر روى افكار و احساسات روشن مى كند اگر وقت و كتاب اجازه مى داد قسمتى از آن را در اينجا نقل مى كرديم، و بسيارى از مردم نمونه هايى از آن را شنيده اند.

البته همان تاثيرى كه تلقين هاى ديگران در انسان دارد، در تلقينات خود او هم نسبت خودش موجود است. مثلا: كسانى كه داراى ضعف اراده و حالت ترديد و يا كم رويى غير متعارف مى باشند، مى توانند در اثر تلقين خودشان آن را تغيير داده و يا لااقل تفاوتى در آن ايجاد كنند.

مبحث الهام و تلقين همچنان كه از نظر روان شناسى مورد توجه فراوان است، از نظر علم اخلاق نيز شايان توجه مى باشد و بزرگان اين علم توانسته اند استفاده هاى زيادى از اين راه در قسمتهاى مختلف تعليم اخلاق و تربيت نفوس بكنند.موضوع ديگرى كه از همه اينها مهمتر است اين است كه: ممكن است در اثر اشتغال فراوان فكر به يك موضوع و تكرار آن در مغز، كم كم صورت خارجى به خود بگيرد، به اين معنى كه در برابر ديدگان فكر كننده مجسم شود.

اين موضوع گاهى در عالم خواب به صورت «رؤيا» و زمانى در حالت بيدارى اتفاق مى افتد و در صاحبان ارواح ضعيفه بيشتر ديده مى شود، شايد بيشتر افراد اين موضوع را تجربه كرده اند كه مطالبى را كه در روز مورد توجه و تفكر زياد قرار مى دهند، در هنگام شب آن را به صورت خواب «رؤيا» مى بينند.

بعضى از مردم مى گويند: جنهاى سم دار! را در حمامهاى خلوت در موقع سحر و يا هنگام شب ديده اند.

ما شكى در وجود جن و اين كه يكى از مخلوقات الهى است نداريم ولو اينكه از نظر ما پنهان باشد، زيرا در قرآن مجيد مكرر تصريح به وجود آن شده، ولى آيا او همان است كه مردم به صورت انسان يا حيوان سم دارى در حمام خلوت ديده اند؟! بعضى هم شايد غولهاى خيالى را در بيابانهاى دور دست و يا در قبرستانها در هنگام شب ديده باشند، ولى اين امور جز مجسم شدن اوهام چيز ديگرى نيست.(1)

موضوع تجسم اوهام يكى از پديده هاى مورد بحث در علم روان شناسى است و بسيارى از مردم مكرر آن را در مدت زندگى خود تجربه كرده اند.

حالات مزاجى انسان هم تأثير فراوانى در اين قسمت دارد; يعنى بر اثر انحراف مزاج از حالت تعادل طبيعى ـ بواسطه رياضتهاى شاقه يا بيماريها و يا پيش آمدهاى ناگوار و نظاير آن ـ موضوع تجسم خيال، تقويت پيدا كرده و اوهام به طور آسانترى صورت خارجى به خود مى گيرند.

مخصوصاً حالات مزاجى، رابطه مستقيمى با وضيعت خواب و رؤيا دارد، به حدى كه اطباى قديم و فلاسفه طبيعى، مشاهده برف و امثال آن را در خواب دليل بر كم شدن حرارت غريزى و غلبه سردى بر مزاج، و ديدن باران را دليل بر زيادى رطوبت و غلبه آن بر مزاج مى گرفتند، همچنين ديدن آتش و شعله هاى قوى و حمامهاى گرم را شاهد بر استيلاى حرارت بر مزاج و بالا رفتن آن از درجه طبيعى دانسته اند.

حكيم سبزوارى در منظومه معروف خود راجع به اين موضوع گويد:

تبدلت افعالها بحسبه *** فمن حرور غالب فى قالبه

حاكى بنيران و شبهه و من *** يغلبه مر، صفرا او سودا علن

ومن عليه البرد يغلب فيرى *** ثلجا و من عليه رطب مطرا!

بر اثر همين موضوع، اطباى قديم براى تشخيص بيماريها از وضعيت خوابهاى بيمار نيز استفاده مى كرده اند.

حال با توجه به اين چند قانون روانشناسى، به سراغ مسأله «كشف و شهود و رؤيا» كه سرمايه عمده جمعيت صوفيه و اتباع ايشان است مى رويم.

از يك مريد نوچه تازه كار تا يك مرشد و پير كهنه كار، همه را بايد مورد بررسى دقيق قرار داد و وضعيت كشف و رؤياى آنها را معلوم كرد: مريد ساده ذهن در آغاز كار، در اثر تبليغات عده اى، معتقد مى شود كه بايد بوسيله خواب و رؤيا، مرشد و راهنماى حقيقى را پيدا كرد روز به روز اين موضوع در فكر او قوت پيدا مى كند و هميشه منتظر است كه در عالم خواب، جمال آن مرشد را زيارت كند! البته چنين كسى غالبا اشخاصى را در نظر خودش براى اين منصب كانديد كرده است و اگر هم تعيين نكرده باشد، حدود مشخصات او را از جهاتى در نظر مى گيرد، و اگر اهل رياضت هم شده باشد 