كى از موضوعات مسلّمه عصر جاهليت عرب بود كه خاطرات آن در اوايل اسلام نيز در اذهان بوده است.

3ـ يكى از دوستان ما كه مورد اعتماد است، اين قضيه را از يكى از محترمين شيراز نقل مى كرد «وقتى به هندوستان رفته بودم و مدتى بود كه از خانواده خود اطلاعى درستى نداشتم و از اين جهت خيلى پريشان بودم يكى از آشنايان يك نفر مرتاض هندى را به من معرفى كرد كه بروم و اطلاعى كسب نمايم، همين كه آن مرد مرتاض مرا ديد، فوراً نام مرا برد و گفت: خانواده شما از محل سابق كه نزديك مسجد نصيرالملك (يكى از مساجد شيراز است) بود، به محل ديگرى كه دروازه كازرون باشد انتقال يافته و الآن در منزل شما مجلس جشنى برپا است و يكى از فرزندان شما الآن از پله افتاده و قدر سرش مجروع شده، ولى هيچ حادثه ديگرى در بين نيست.

من تاريخ اين قضيه را در نظر گرفتم، بعداً به شيراز بازگشتم و درباره آن تحقيق كردم، معلوم شد كه گفتار آن مرتاض هندى كاملا مطابق واقع بوده است».

نگارنده گويد: نظير اين قضيه، مخصوصاً از مرتاضان بت پرست هند، به طور مكرر نقل مى كنند و بسيارى ديده يا شنيده اند. بنابراين اگر اتفاقاً امثال اين كارها از كسى ديده شود، نمى توان آن را دليل بر درستى و خوبى و صحت عقيده و ايمان او دانست.

اما موضوع معجزه و كرامت، مبحث ديگرى است كه دانشمندان علم كلام در بحث نبوت شرح آن را داده و شرايطش را بيان كرده اند و راه تميز بين اين گونه كارها و معجزه را روشن ساخته اند (ما هم در كتابهاى رهبران بزرگ و پيام قرآن جلد 7 مشروحاً بيان كرده ايم).فصل هشتم : در ساير آداب مجالست و حقوق اصحاب مجالس بر يكديگر
از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه نيكو مجاورت كن با كسى كه با تو مجاورت كند تا مؤ من باشى و نيكو مصاحبت كن با مصاحبان خود تا مسلمان باشى و از مفضل منقول است كه به خدمت حضرت صادق ((عليه السّلام ))رفتم فرمود كه كى مصاحب تو بود در راه گفتم كه شخصى از برادران مؤ من فرمود كه چه شد گفتم كه تا داخل مدينه شده ام جايش را نمى دانم فرمود كه مگر نمى دانى كه كسى كه چهل گام با كسى مصاحبت كرد حقتعالى از حق او سئوال مى كند در قيامت .
از حضرت رسول ((صلى الله عليه و آله ))مننقول است كه همين عيب بس است آدمى را كه از عيب مردم چيزى بيند كه از خود چشم پوشد و مردم را سرزنش كند بر چيزى كه خود ترك آن نتوان كرد و آزار كند همنشين خواد را به چيزى كه نفعى به او ندهد.
حضرت امام محمد باقر ((عليه السّلام ))فرمو،د كه مردم يا مؤ منند يا جاهل پس مؤ من را آزار نبايد كرد و با جاهل بيخردى نبايد كرد و اگر نه مثل او خواهى بود.
از حضرت صادق منقول است كه از مت نيست كسى كه نيكو مصاحبت نكند با مصاحبان خود و نيكو رفاقت نكند با رفيقان خود و نيكو نمك خوارگى نكند با كسى كه با او مهربانى كند.
از حضرت امام محمد باقر ((عليه السّلام ))منقول است كه با منافق به زبان خوش سازگار بكن و محبت قلبى خود را خالص گردان براى مؤ منان و اگر يهودى با تو همنشينى كند نيكو مجالست كن با او.
حضرت رسول ((صلى الله عليه و آله ))فرمود مهربانى كن با مردم تا تو را دوست دارند.
در حديث ديگر فرمود كه سه چيز است كه محبت آدمى را براى برادر مسلمانش صاف و خالص مى گرداند اول آنكه چون با او برخورد به خوشروئى و خوشحالى او را ملاقات كند دويم آنكه جا براى او بگشايد چون نزد او نشيند سيم آنكه به هر نامى كه دوست تر مى دارد او را بخواند و فرمود كه اظهار دوستى و مهربانى با مردم كردن نصف عقل است و در حديث صحيح از حضرت صادق منقول است كه چون كسى را دوست دارى دوستى خود را با او اظهار كن كه بيشتر باعث ثبات محبت مى شود ميان شما.
در حديث صحيح ديگر فرمود كه حضرت رسول ((صلى الله عليه و آله )) قسمت مى كردند نظر كردنهاى خود را ميان اصحاب خود كه به يكى بيشتر از ديگرى نظر نمى كردند و هرگز در حضور اصحاب خود پا دراز نمى كردند.
در حديث صحيح از حضرت امام موسى ((عليه السّلام )) منقول است كه چون كسى حاضر باشد او را به كنيت بخوان و چون غايب باشد نامش ‍ را بگو و در ميان عجم القاب به جاى كنيت است مثل آخوند و ميرزا و آقا و نواب و امثال اينها.
از حضرت رسول ص منقول است كه چون كسى برادر مسلمان خود را دوست دارد بايد نامش را و نام پدر و قبيله و خويشانش را بپرسند از او كه اين از جمله حقوق لازمه برادرى و دوستى است و اگر نه آن آشنائى احمقان خواهد بود.
در حديث ديگر فرمود كه عجز سه چيز است يكى آنكه شخصى براى كسى طعامى مهيا كند او خلف وعده كند و نرود و طعام او را نخورد دويم آنكه شخصى با كسى مصاحبت و همنشينى كند و معلوم نكند كه كيست و از كجاست تا از او جدا شود سيم آنكه كسى با زن خود جماع كند و پيش از آنكه زن آب بدهد او آب بدهد بلكه مى بايد به تأ نى بكند و مكث كند تا هر دو با هم آب بدهند.
از حضرت امام موسى ((عليه السّلام )) منقول است كه بسيار پرده از ميان خود و برادر مؤ من خود برمدار كه باعث برطرف شدن حياست .
از حضرت صادق ((عليه السّلام ))منقول است كه هر كه از روى برادر مؤ من كاهى يا خاشاكى يا كثافتى بردارد حقتعالى ده حسنه در نامه عملش ‍ بنويسد و هر كه تبسم كند در روى برادر مؤ من حقتعالى براى او حسنه بنويسد.
از حضرت اميرالمؤ منين ((عليه السّلام )) منقول است كه هركه خاشاكى يا مانند آن از برادر مؤ من بردارد او در برابر آن عمل بگويد اَماطَ اللّهُ عَنْكَ ماتَكْرَهُ يعنى خخدا دور كند آنچه را نمى خواهى .
در حديث ديگر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله نهى فرمود از آنكه كسى بگويد به كسى كه لاوَحَيوتُكَ وَحَيواةُ فلان چنانچه در فارسى مى گويند كه به جان تو و جان فلانى .
در حديث ديگر فرمود كه بدترين امت من جماعتى اند كه مردم ايشان را گرامى مى دارند از ترس بدى ايشان به درستى كه از من نيست هركه چنين باشد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : ولدالزنا را چند علامت است اول دشمنى اهل بيت رسالت صلوات اللّه عليهم دويم آنكه مايل است به آن حرامى كه از آن خلق شده است سيم آنكه دين را خفيف و سبك شمارد چهارم آنكه مردم را در حضور ايشان آزار مى كند و هيچكس با مردم بد نمى خورد و آزار ايشان نمى كند مگر آنكه يا ولدالزنا است يا مادرش در حيض به حامله شده است .
از حضرت رسول ص منقول است كه : زينهار كه منازعه با مردم نكنيد كه كرامت را مى برد و مروت را برطرف مى كند و پيوسته جبرئيل مرا نهى مى كرد از مجادله با مردم كردن چنانچه نهى مى كرد از شراب خوردن و بت پرستيدن .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : كينه مؤ من در همان محل مى باشد كه نشسته است چون از برادرش جدا شود ديگر در دلش ‍ كينه نمى ماند و كينه كافر در تمام عمر مى باشد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه : شخصى به خدمت حضرت رسول ص آمد و گفت مرا وصيتى بفرما حضرت فرمود كه ملاقات كن برادر خود را با روى گشاده .
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه حد نيكى خلق آنستكه مهربانى كنى سخنت را نيكو كنى و با مردم بروى خوش برخورى .
حضرت رسول ص فرمود كه 