خوشحال و خوش رو با مردم برخوردن كينه را مى برد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه سه چيز است كه از مكارم دنيا و آخرتست آنكه عفو كنى از كسيكه بر تو ظلم كند و پيوند كنى از كسى كه از تو ببرد و حلم كنى از كسيكه با تو بيخردى كند.
حديث ديگر فرمود كه هركه خشمى را فور خورد خدا عزت او را در دنيا و آخرت زياده گرداند.
از حضرت امام محمد محمد باقر عليه السلام منقول است كه : هر كه خشمى را فرو خورد و قادر باشد كه آن را به عمل آورد حقتعالى دلش را از ايمنى و ايمان پر كند در روز قيامت .نوع سومى از كشف داريم كه مخصوص اولياء الله و صاحبان نفوس زكيه است كه بر اثر تهذيب نفس در سايه تعليمات پيامبران و معصومان(عليهم السلام) حاصل مى شود، حجابها كنار مى رود و انسان اسرار پشت پرده غيب را مى بيند و اطمينان و يقين و آرامش كامل حاصل مى كند و حساب آن از مكاشفات صوفيان به كلى جدا است.

براى توضيح بيشتر از شرايط حصول اين حالت و نمونه هايى از آن در حالات اولياء اللّه به تفسير «پيام قرآن» جلد اول (منابع معرفت و شناخت) مراجعه فرماييد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1992.txt">رياضتهاى عجيب صوفيان</a><a class="folder" href="w:html:1993.xml">نمونه هايى از رياضات عجيب صوفيها</a><a class="text" href="w:text:2001.txt">يك نمونه از منطق اسلام درباره رياضت</a><a class="text" href="w:text:2002.txt">لذات و هوسرانيهاى خانقاه!</a><a class="text" href="w:text:2003.txt">فراز ديگرى از رسواييهاى خانقاه</a></body></html>قبل از آنكه گوشه ديگرى از انحرافات صوفيان كه به نام «رياضت»(1) در ميان آنها رايج است شرح داده شود، خوب است نظر اسلام را به طور كلى درباره استفاده و تمتع از مظاهر زندگى و لذايذ مادى در چند جمله خلاصه كنيم:

يكى از اساسى ترين برنامه هاى اسلامى كه آن را به صورت يك «آيين زنده و جاودان» كه براى عموم جهانيان قابل عمل است درآورده، موضوع «رعايت اعتدال» و «جلوگيرى از افراط و تفريط» در همه چيز است.

اسلام افراط و تفريط را نشانه «جهل» و رعايت اعتدال و ميانه روى را نشانه «علم» مى داند. چنانكه در يكى از كلمات قصار پيشواى بزرگ اسلام على(عليه السلام) مى خوانيم: «لا تجد الجاهل الا مفرطا او مفرّطا»: «نادان هميشه يا در طرف افراط است يا در طرف تفريط» يا چنان تند مى رود كه از هدف گذشته و آن طرف هدف قرار مى گيرد يا آن قدر كند مى رود كه به هدف نمى رسد.

اسلام در موضوع خواب، خوراك، پوشاك، استراحت و تفريح و خلاصه استفاده از لذايذ دنيا و مواهب حياتى، اين اصل را كاملا رعايت كرده و جنبه هاى افراط و تفريط آن را نكوهش كرده است.

اسلام مى گويد: هيچ گونه منافاتى ميان تقوى و پرهيز از گناهان و تهذيب نفس و تحصيل ملكات و فضايل اخلاقى و سير و سلوك الى اللّه، با استفاده از نعمتهاى خدا در اين جهان (به طور اعتدال) نيست. بلكه مى گويد: منظور اصلى خداوند متعال از آفرينش اين تعمتها بندگان با ايمان او بوده اند:

(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنْ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ):(2)«بگو چه كسى زينتهايى را كه خدا براى بندگانش آفريده و روزيهاى پاكيزه را بر آنها حرام كرده است، بگو: آنها، مال مردم با ايمان در اين دنيا است و در قيامت فقط در اختيار آنها خواهد بود».

ولى چون از نظر اسلام زندگى و حيات اين دنيا به طور كلى مقدمه آخرت و وسيله نايل شدن به كمالات معنوى و سعادت جهان ديگر است، بهره بردارى از لذايذ مادى را تا آن حد تجويز مى كند كه يا انسان را در راه كمال كمك كند، يا لااقل با آن منافاتى نداشته باشد.

لذا اسلام با علاقه زياد به لذايذ مادى و غرق شدن در شهوات كه دل را مى ميراند و انسان را از هدف اصلى آفرينش يعنى تحصيل كمالات معنوى باز مى دارد، به شدّت مبارزه كرده است.

علاوه بر اين، اسلام در دو مورد تمتع و بهره بردارى از اين لذايذ را به كلى «ممنوع» يا «محدود» كرده است:

1ـ در صورتى كه از مجارى غير مشروع به دست آيد، در اين صورت شديداً از آن جلوگيرى كرده است تا آنجا كه پيغمبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «العبادة سبعون جزءا افضلها طلب الحلال»:(3) «عبادت هفتاد جزء دارد و از همه مهمتر به دست آوردن روزى حلال است».

2ـ در مواردى كه ساير مسلمانان در زحمت و فشار باشند اسلام دستور مى دهد از مخارج غير ضرورى كم كرده و حتى الامكان به فكر نيازمندان و محرومان باشند و يكى از علل زهد اميرمؤمنان (عليه السلام) رعايت همين موضوع بوده است، چنانكه خودش مى فرمايد: «من تنها نمى توانم به نام امير المؤمنين قناعت كنم در حالى كه با فرد فرد مسلمانان در مشكلات شركت نجويم... آيا شبها با شكم سير بخوابم، با اينكه در سرزمين حجاز و يمامه شايد گرسنه اى باشد كه نان جو هم نخورده است»؟!(4)

و اينكه مى بينيم در بعضى از اخبار وارد شده كه حتى در حلال دنيا زهد بايد داشت زيرا حلال آن هم حساب دارد، شايد اشاره به اين است كه انسان نبايد آن قدر مشغول لذايذ مادى شود كه از هدف بزرگ آفرينش غافل ماند، حلال هم حساب دارد، نبايد در آن افراط و زياده روى كرد.

اما رياضات صوفيها به هيچ وجه هماهنگ با آنچه گفته شد نيست و از مرزهاى شرع و عقل بيرون است و از بدعتهاى نارواى آنها است كه بسيارى از آنها شرم آور و ننگين يا خطرناك و جنون آميز است كه ذيلا به بعضى از آنها اشاره مى شود تا خوانندگان خود قضاوت كنند.

***

1.. ابن عربى گويد: «المجاهدة: حمل النفس على المشاق البدنيه و مخالفة الهوى على كل حال». 
(رياضت و مجاهدت وادار كردن نفس است بر كارهاى سخت و شاق بدنى و مخالفت هوا و هوس به طور دائم و هميشگى) (كتاب اصطلاح الصوفيه ابن عربى). 
رياضت در مسلك تصوف عبارت از تلاش و كوششى است كه سالك براى تسليم كردن نفس اماره به كار مى برد. نفس آدمى به سبب سرپيچى از فرمان عقل و پيروى از تمايلات غريزى به حيوان وحشى تشبيه شده و وظيفه سالك آن است كه باانجام دادن يك سلسله رياضتهاى مختلف، نفس سركش خود را رام كرده و آن را در طريق سير و سلوك معنوى به دنبال خود بكشد ولى اين كار نبايد خود سرانه انجام گيرد، چون ممكن است نتيجه مطلوب حاصل نگردد به قول صاحب طرائق: «شايد كه بنا بر جهل، احتمال رياضات مفرط كند و مؤدى شود به فساد مزاج و بطلان استعداد! (جلد 1، صفحه 156).
سالكان بنا به دستور و صواب ديد مرشد، براى تهذيب اخلاق نفسانى به رياضتهاى مختلف مى پرداختند و اعمال آنان به سبب وضع جسمى و موقعيت روحى و اختلاف احوال متفاوت بود، چنانكه برخى از سالكان به ترك مال و جاه و شغل، يا ديگر دلبستگيهاى زندگى مأمور مى شدند: برخى از مريدان به «گدايى»! و خدمات خانقاهى از قبيل شستشو و رفت و روب مى پرداختند، و پس از انجام دادن اين كارهاى مقدماتى، خود را براى «سير الى الله» آماده مى كردند... .
هدف از پيگيرى اين رياضتهاى سخت و طاقت فرسا ان بودكه سالك كاملا در تنگناى نفسانى قرار گيرد و از تن پرورى و ضعف روحى برهد و به تدريج ا