ى قرآن پيروى از متشابهات را قدغن ساخته است و اين خود دليل روشنى بر ابطال طرز تفكر صوفيان است.

ما مى دانيم كه از روز نخست الفاظ و كلمات براى اين به وجود آمد كه مردم مقاصد خود را طبق قرار دادهايى كه در معانى والفاظ دارند (يعنى هر لفظى را نشانه معناى معينى قرار داده اند) به يكديگر حالى كنند، الفاظ قرآن و اخبار در عين اين كه عميق و پر معنى است، باز خارج از حدود موازين لفظى نيست و امام بطون قرآن مخصوص پيامبر(صلى الله عليه وآله)و امامان معصوم(عليهم السلام) است.

هر گاه باب تأويل و تفسيرهاى دلخواه باز شود ممكن است كسى بگويد: منظور از بريدن دست دزد كه در آيه شريفه (وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا)(3) وارد شده، اين است كه دزد را آن قدر نصيحت كنيم و كمك لازم مالى نماييم كه در آينده دستش از دزدى كردن قطع و كوتاه شود! منظور از صد ضرب تازيانه كه درباره زن و مرد بدكار در آيه شريفه (الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِد مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَة)(4)آن است كه آنها صد مرتبه ملامت و سرزنش كنيم و تازيانه روحى به آنها بزنيم ومنظور از عذاب دوزخ، چشيدن آب گواراى آن است! و شيطان كه براى آدم سجده نكرد به خاطر كمال توحيدش بود و اتفاقاً بعضى از صوفيان شيطان را رئيس الموحدين مى نامند. البته با اين وضع ارزش همه تعلميات اسلامى و تمام قوانين و دستورات از بين خواهد رفت و حدود شكسته خواهد شد.

اينجاست كه بايد گفت يكى از عيوب بزرگ مسلك تصوف، همان تفسير به رأى و «قانون شكنى» است... .(5)

خداوند متعال همه ما را به لطفش حفظ كند و در تمام عمر آنى به حال خود وامگذارد و ما را در طريق هدايت ثابت بدارد.

«پايان»

 

1.. «صوفيه» به منظور تطبيق عقايد و آداب و مبانى خود بر مبانى اسلامى، هر گونه تأويل و توجيه را در قرآن و حديث و نصوص شرع براى خود جايز شمرده اند، و هر جا ظواهر و نصوص شريعت را با عقايد مقبول خويش معارض يا مباين ديده اند، دست به تأويل آن نصوص زده اند تا تضاد آن دو را از بين ببرند، و گويند از چهار صد و هفت آيه قرآن در تأييد مبانى و اصول خود بهره گرفته اند، (رقم ايات از نيكلسون مى باشد، كتاب ملا صدرا، كربن، 260)
اسم اين تطبيق ها و تأويل ها و توجيهات را «تفسير باطنى» ناميده و معانى مستخرجه را رموز و اشارات بطون و دقايق و مغز و لب قرآن و حديث، نام نهاده اند و گفته اند: 
ما ز قرآن مغز را برداشتيم *** پوست را پشت خران بگذاشتيم!
اين شيوه در بين ساير اقوام و امم نيز وجود دارد كه غالبا به منزله اى براى اثبات عقايد و آراى تازه و بى سابقه و يا چون (سپرى) براى اجتناب از ظواهر سخنانى كه گمان مى رود با مقتضاى عقل با ذوق موافق نيست به كار رفته است. چنانكه اصحاب «فيلون» يهودى در تفسير تورات و فرقه هاى زند يك (زنديق) مجوس در تفسير اوستا همين شيوه را داشته اند. (ارزش ميراث صوفيه، صفحه 121)
«در ميان مسلمانان نيز از خيلى قديم بعضى فرق بدان گراييده اند از جمله «جهميه» (براى فرار از تجسيم) معتزله (براى اجتناب از قول به جبر و رؤيت و چيزهاى ديگر) باطنيه و اخوان الصفا (براى تأليف بين عقل و شرع) به تأويل ايات و احاديث پرداخته اند». (ارزش ميراث صوفيه، صفحه 121) «به هر حال صوفيه در بسيارى موارد به تأويل تمسك جسته اند و آن را يگانه راه حل شناخته اند» (غزالى، فيصفل التفرقه، صفحه 65) و براى اين منظور باب وسيعى براى تأويل ايات و نصوص باز كرده و آنها را بر طبق عقايد و خواسته هاى مسلكى خود تأويل و توجيه نموده اند. از قدماى صوفيه مى توان شيخ ابونصر سراج را به عنوان نمونه در نظر گرفت، كه وى كتاب «اللمع فى التصوف» را براى توجيه مسائل مربوط به صوفى گرى و تطبيق آن با اسلام نگاشته است، او در اين كتاب عقايد و آداب ومسائلمربوط تصوف را به ترتيب عنواننموده و با منطق و شرع تا آنجا كه توانسته است آنها را توجيه و در هر مورد با استشهاد از چند آيه و چند حديث موضوع را با موازين شرعى تطبيق نموده، و به همه آنها رنگ اسلامى زده است! و خود در مقدمه كتاب بدين موضوع تصريح كرده است كه منظور وى از تأليف آن همان تطبيق و طرفدارى از تصوف بوده است. (اللمع فى التصوف، صفحه 5) 
2. سوره طه، آيات 92 و 93.
3.. سوره مائده، آيه 38.
4. سوره نور، آيه 2.
5. از قدماى صوفيه، چون شاه شجاع كرمانى، ابوبكى واسطى، شبلى، جنيد بغدادى و برخى ديگر تأويلاتى درباره آيات قرآن نقل شده است. چنانكه ابوسعيد نيز مكرر در «اسرار التوحيد» دست به تأويل آيات زده است (اسرار التوحيد، صفحه 24، 201، 236) همچنين در تفسير سهل بن عبداللّه تسترى از معانى باطنى قرآن سخن رفته است و همين مشرب در تفاسير ديگر صوفيه چون «حقايق التفسير» سلمى و «لطايف الاشارات قشيرى» و «عرايس البيان» بقلى نيز تجلى يافته است و نيز اقوال صدرالدين قونوى را در تأويل سوره فاتحه و تأويلات «عبدالرزاق» را مى توان در اينجا ياد كرد. 
تفصيل اين بحثها را مى توانيد در كتاب «عرفان اسلامى و عرفان التقاطى» تأليف اينجانب مطالعه نماييد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2014.txt">درباره کتاب </a><a class="folder" href="w:html:2015.xml">مقالات - پاسخی به اتهام تصوف و صوفی گری به تشیع و علمای شیعه </a><a class="folder" href="w:html:2033.xml">مقالات - دفاع از بخش پایانی دعای عرفه امام حسین علیه السلام </a><a class="folder" href="w:html:2041.xml">مقالات - غول یک چشم علوم انسانی</a><a class="folder" href="w:html:2045.xml">گفتگو - ابن عربی، اعجوبه ای در اوج یا حضیض؟</a><a class="folder" href="w:html:2055.xml">نقد مشهورات - نظریه سیر تدریجی پیشرفت تاریخ، مقبول ترین دروغ روزگار ما</a><a class="folder" href="w:html:2067.xml">دفتر ویژه - رد بر وحدت وجود </a><a class="folder" href="w:html:2075.xml">دفتر ویژه - توحید یا وحدت وجود</a><a class="folder" href="w:html:2087.xml">دفتر ویژه - مکتب وحدت وجود از منظر علامه محمد تقی جعفری</a><a class="folder" href="w:html:2090.xml">مقالات وارده - نگرشی بر انظار تفکیکیان</a><a class="folder" href="w:html:2094.xml">مقالات وارده - قواعد پنهان یک تمدن</a><a class="folder" href="w:html:2097.xml">مقالات وارده - نقدی بر کتاب دین و زندگی</a><a class="folder" href="w:html:2101.xml">پایان دفتر - احتجاج امام صادق علیه السلام با صوفیان</a></body></html>نام کتاب : فصلنامه معرفتی اعتقادی سمات شماره پنجم

سازنده کتاب : سایت ابن عربی www.ebnearabi.com ( پژوهشی درباره ی ابن عربی ، عرفان و تصوف )

منبع :  سایت ابن عربی www.ebnearabi.com 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2016.txt">اشاره</a><a class="text" href="w:text:2017.txt">1</a><a class="text" href="w:text:2018.txt">2</a><a class="text" href="w:text:2019.txt">3</a><a class="text" href="w:text:2020.txt">4</a><a class="text" href="w:text:2021.txt">5</a><a class="text" href="w:text:2022.txt">6</a><a class="text" href="w:text:2023.txt">7</a><a class="text" href="w:text:2024.txt">8</a><a class="text" href="w:text:2025.txt">9</a><a class="text" href="w:text:2026.txt">10</a><a class="text" href="w:text:2027.txt">11</a><a class="text" href="w:text:2028.txt">12</a><a class="text" href="w:text:2029.txt">13</a><a class="text" href="w:text:2030.txt">14</a><a class="text" href="w:text:2031.txt">15</a><a class="text" href="w:text:2032.txt">16</a></body></html><html><body><img src="/image/soofi.jpg"/><p>اشاره

چندی پیش یکی از روحانیون فلسفی و صوفی م