خته و پرداخته اند و واجد همه اشیاء و هستی در مرتبه ذات خود است، رهایی یابند و .... ضمنا در همین موضوع تجرد، معلوم نیست که مفهوم نزول ملائکه مقربین به عوالم متوسط و جزييه در عین مجرد بودن و مقداری نبودن چگونه است جز این که برای مجرد نیز معنایی خود خواسته فرض کرده باشیم!

[2]. چهل حدیث، ص 416.

[3] . سمات: بله امام خمینی اگر چه نظر ملاصدرا را در باره مجرد بودن همه فرشتگان نقد می کنند و آن را خلاف آیات قران می دانند اما قائل به مجرد نبودن همه فرشتگان و نبودن مجردی ما سوی الله نیستند.

البته سمات بر موضع خود مبنی بر عدم تجرد ما سوی الله باقی است و معتقد است اگر معنای مجرد درست فهم شود و از معنای واقعی خود که عبارت است از موجود غیر متجزی و غیر مقداری ای که جزء و کل و زمان و مکان ندارد، منحرف نشود، تنها یک مصداق خواهد داشت که آن ذات احدیت است و دومی برای آن متصور نخواهد بود. امام جواد علیه السلام می فرمایند: ان ما سوی الله متجزئ والله واحد أحد لا متجزئ و لا متوهم بالقلة و الکثرة ( کافی 1 / 116) . علاقه مندان را برای توضیح بیشتر پیرامون این بحث به مقاله افسانه مجردات به قلم استاد میلانی مندرج در اولین شماره سمات ارجاع می دهیم و البته بی صبرانه منتظر تعیین وقت مناظره پیرامون این موضوع از سوی جناب آقای دکتر غفاری (همان گونه که وعده داده اند)، با جناب حجت الاسلام و المسلمین میلانی هستیم.

[4]. سمات: هر مفهوم عمیق و بلند صحیحی برای امامت قائل باشیم بدون شک حداقل واجب و ضروری آن همان معنای ظاهری امامت است. یعنی کسی از مسلمین موحد به معنای واقعی نخواهد بود مگر این که به ولایت و وصایت و جانشینی بلافصل امیرالمؤمنین و یازده فرزند او علیهم السلام معتقد باشد. بدون این اعتقاد حتی اگر خود را اعلم و اعرف دوران نیز بداند، موحد نخواهد بود. و البته در مورد اعصار قبل از اسلام نیز بدیهی است که اعتقاد هر کس به حجت و نبی زمان خودش، شرط موحد بودن است.

[5]. نهج‌البلاغه، خطبة 152.

[6]. سمات: از مسلمات اعتقادی شیعه است که چنین فردی ضال و گمراه است لذا مثلا مرحوم سید محمد حسین حسینی طهرانی خواسته اند استضعاف ابن عربی را در امر ولایت اهل بیت علیهم السلام ثابت کنند! .

اصلا اطلاق عالم کامل بر مسلمانی که قائل به ولایت و امامت و مرجعیت علمی و سیاسی و... اهل بیت علیهم السلام نیست، خلاف منطق شیعه است. امام صادق علیه السلام فرمود: الناس ثلاثة عالم او متعلم او غثاء، فنحن العلماء و شیعتنا المتعلمون و سائر الناس غثاء . (اصول کافی ج1 ص 34)

[7]. آیت‌الحق، ص 113 به بعد.

[8]. سمات: نظریه وحدت وجود با هر تفسیرش بويژه با تفسیر صدرایی اش که وحدت شخصیه وجود است، از غریب ترین و موحش ترین اعتقاداتی است که بشر بر زبان خود جاری کرده است. عینیت خالق و مخلوق ( همان گونه که شبستری می گوید: غیرتش غیر در جهان نگذاشت ـ لاجرم عین جمله اشیاء شد، و ملا صدرا می گوید: هو وجود الاشیاء کلها! و می گوید: فرجعت العلیة و الافاضة الی تطور المبدأ الاول بأطواره!) نافی تمام اصول و فروع دیانت و شریعت است اگر چه هیچ وحدت وجودی ای نخواسته باشد به لوازم اعتقاد فلسفی و عرفانی اش تن در بدهد که این تن ندادن یا به دلیل نفهمیدن معنای وحدت وجود است و یا به دلیل غلبه وجه دیانت فیلسوف و عارف بر وجه تفلسف و تصوفش می باشد.

[9]. سمات: اصطلاح انسان کامل مانند کلمه قطب، اصطلاحی فلسفی و صوفیانه در برابر اصطلاح دینیِ نبی، امام معصوم و حجت معصوم است تا راه برای هماوردی فیلسوفان و عرفا و اقطاب صوفیه با اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام باز شود. انشاء الله در یکی از شماره های آتی سمات در این باره بحث خواهیم کرد.

[10]. احزاب 21.

[11]. نجم 9ـ 8.

[12]. احزاب 31.

[13]. بقره 124.

[14]. سمات: در هر صورت این تفسیری فلسفی و عرفانی از تشیع است و ربطی به معنای تشیع آن گونه که در موازین ارائه شده از اهل بیت علیهم السلام است ندارد. شرط اساسی تشیع نه تنها پذیرش ولایت و وصایت امیرالمؤمنین و اولاد معصومینش علیهم السلام است بلکه تبرای از مخالفین آنها نیز شرط دیگر است و شخص هر چه به ظاهر عالمتر باشد ولی فاقد این شروط باشد، گمراهی و عقوبتش بیشتر خواهد بود.

[15]. سمات: شهود توحید اگر به مفهوم شهود خداوند و یا متحد با ذات خداوند شدن و یا به معنای نفی تعینات و کوس انا الحق زدن باشد، همان وحدت وجود است و بی شک بر خلاف برهان و آموزه های قران و اهل بیت علیهم السلام است. توحید حقیقی امری عقلی محض است و حتی معرفت فطری نیز به معرفت عقلی ارجاع داده می شود. علاقه مندان برای اطلاع بیشتر در این موضوع می توانند به مناظره آقایان میلانی و برنجکار در همین شماره سمات مراجعه کنند.

[16] . سمات: الف. صحت یک برهان حقیقی عقلی در نفس و ذات آن نهفته است و اصطلاحا حجیت آن ذاتی است اما اهل بیت علیهم السلام آموزگاران و متذکران و اثاره کنندگان این براهین عقلی به ويژه در عرصه توحید به انسان ها هستند. و این واسطه گی نه براهین عقلی را از عقلی بودن آن می اندازد (همان گونه که آموزش قواعد عقلی ریاضی توسط معلم ریاضی به دانش آموز آن را از عقلانی بودن ساقط نمی کند) و نیز نه تنها نقصی برای ائمه علیهم السلام محسوب نمی شود که یکی از رسالت های آنها به شمار می رود. ( لیثیروا لهم دفائن العقول) اما سخن مهم در مقام این است که در مقام اثبات و فعلیت کسی به پای خود و از غیر طریق اهل بیت علیهم السلام به برهان حقیقی در توحید دست نیافته است.

ب. چنان که اشاره شد همه آنها که از مسیری غیر از مسیر حجج الهی به سراغ موضوع خداشناسی رفته اند، مانند آنچه در مسالک کلامی ای چون اشاعره و یا معتزله و یا در فلسفه و عرفان شاهد آنیم به خطا و گمراهی افتاده اند و این موضوع مورد تصریح دهها روایت است که اهل بیت علیهم السلام آموزگاران انحصاری توحید و معرفت الله هستند. و البته معلوم است که آموزه های اهل بیت علیهم السلام در توحید کاملا برهانی است که به خصوص در احتجاجات آنها با فیلسوفان و متکلمان زمانشان مندرج است.

[17]. سمات: علاقه مندان به موضوع تسنن یا تشیع ابن عربی را به کتاب «ابن عربی، سنی متعصب» اثر محقق ارجمند علامه سید جعفر مرتضی عاملی و نیز چهارمین شماره فصلنامه سمات و نیز همین شماره سمات مقاله «اهل بیت علیهم السلام و حقیقت عصمت در نگاه ابن عربی» ارجاع می دهیم.

[18] . سمات: البته اگر تنها یکی از این نظریاتی که ابن عربی قائل به آن است در روزگار ما از فردی صادر شود، از سوی بسیاری از ارادتمندان به ابن عربی به بالاترین درجات انحراف و کفر (و البته اغلب به حق) توصیف می شود ولی در باره ابن عربی که بدترین انحرافات عقیدتی از وی صادر شده است، انواع و اقسام توجیهات و مسامحات به کار گرفته می شود!

[19] . سمات: متاسفانه تعبیر علمای ظاهر (در مقابل علمای باطن و فهیم و عمیق!) تعبیری موهن نسبت به بسیاری و بلکه اکثریت قاطع فقها و متکلمین و علمای مکتب است که در برابر فلسفه و عرفان اعلام موضع کرده اند. مثلا 