ال‌َ يا ايُّها النّاس‌ُ عُلّمْنا مَنْطق‌َ الطِّير[42]

بنابراين «عَلِّم‌َ الْانْسان‌َ ما لَم‌ْ يَعْلَم‌ْ» «عَلِّم‌ بالْقَلَم‌ْ» و «عَلِّمَه‌ُ الْبَيان‌َ» معنايي‌ جز اين‌ ندارد كه‌ خداوند [به‌ واسطه‌ انبيا] آنچه‌ را كه‌ براي‌ دين‌ و دنياي‌ انسان‌ها لازم‌ بود، از جمله‌ خط‌ و زبان‌، به طور بالفعل به‌ آنها آموخت‌.

و اَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيه‌ بَاْس‌ٌ شَديدٌ و مَنافع‌ُ للنّاس‌[43]

«و آهن‌ را فروفرستاديم‌ كه‌ در آن‌ نيرويي‌ سخت‌ و سودمندي‌هايي‌ براي‌ مردم‌ است‌.»

شيخ‌ طوسي‌ در تفسير تبيان‌، ذيل‌ اين‌ آيه‌ مي‌گويد:

«خداوند با اين‌ آيه‌ خبر مي‌دهد كه‌ او خود، آهن‌ را فروفرستاد و در روايت‌ نيز آمده‌ است‌ كه‌ خداوند همراه‌ با آدم‌، سندان‌ و پتك‌ و انبر را از آسمان‌ فرود آورد و اين‌ امر صحيحي‌ است‌ كه‌ گريزي‌ از آن‌ نيست‌ چرا كه‌ براي‌ كسي‌ از ما انسان‌ها مقدور نبود، ابزار و ديگر اشيای آهني‌ را بسازد مگر آن‌ كه‌ پيشتر، آلاتي‌ آهني‌ وجود مي‌داشت‌ و اگر به‌ عقب‌ برگرديم‌، بالاخره‌ به‌ ابزاري‌ مي‌رسيم‌ كه‌ مصنوع‌ خداوند بوده‌ است‌.»[44]

اَوَلَم‌ْ يَرَوْا اَنِّا خَلَقْنا لَهُم‌ْ ممّا عَملَت‌ْ اَيْدينا اَنْعاماً فَهُم‌ْ لَها ما لكُون‌َ ° وذلِّلْناها لَهُم‌ْ فَمنها رَكُوبُهُم‌ْ و منْهايَأْكُلُون‌° وَلَهُم‌ْ فيها مَنافع‌ُ و مَشارب‌ُ اَفلا يَشْكُروُن‌َ[45]

«آيا نديدند كه‌ براي‌ آنان‌ از آنچه‌ دستان‌ [قدرت‌]مان‌ برسازد، چارپاياني‌ آفريده‌ايم‌ كه‌ ايشان‌ داراي‌ آن‌ هستند °و آنها را رام‌ ايشان‌ گردانده‌ايم‌، لذا هم‌ مركوبشان‌ از آنهاست‌ و هم‌ از آن‌ مي‌خورند.»

در آيه‌ فوق‌ خداوند به‌ صراحت‌، رام‌ كردن‌ حيوانات‌ را براي‌ سواري‌ (مثل‌ اسب‌، استر و الاغ‌) و براي‌ بهره‌برداري‌ از گوشت‌ و شير و ... آنها (مثل‌ گاو، ميش‌، بز و...)، مستقيماً به‌ خويش‌ نسبت‌ مي‌دهد. براين‌ اساس‌، اين‌ ادعا كه‌ حيوانات‌ به‌ مرور ايام‌ و براساس‌ تصادف‌ يا تجربه‌ انسان‌ها، رام‌ انسان‌ها شدند، بي‌اساس‌ است‌. اين‌ حقيقت‌ در آيه‌ زير نيز بيان‌ شده‌ است:.

وَالِّذي‌ خَلَق‌َ الْاَزْواج‌َ كُلِّها وَ جَعَل‌َ لَكُم‌ْ من‌َ الْفُلْك‌ وَ الْاَنْعام‌ ما تَرْكَبُون‌َ° لتَسْتَوُوا عَلي‌ ظُهُوره‌ ثُم‌ِّ تَذْكُرُوا نعْمَةَ رَبَّكُم‌ْ اذَا اسْتَوَيْتُم‌ عَلَيْه‌ و تَقُولوُا سُبْحان‌َ الِّذي‌ سَخِّرَ لَنا هذا وَماكُنّا لَه‌ُ مُقْرنين‌َ[46]

«و همان‌ كسي‌ كه‌ همه‌ي‌ گونه‌ها را آفريد و براي‌ شما از كشتي‌ها و چارپايان‌ مركوب‌ ساخت‌ °كه‌ برپشت‌ آن‌ برآييد، سپس‌ نعمت‌ پروردگارتان‌ را آنگاه‌ كه‌ بدان‌ برآمديد،يادكنيدوبگوييدپاكا،كسي‌كه‌اين‌رارام‌ماساخت‌ومابه‌آن‌توانانبوديم‌.»

در آيه‌ فوق‌، بر رام‌ كردن‌ حيوانات‌ سواري‌ از سوي‌ خداوند و ناتواني‌ انسان‌ از انجام‌ آن‌، تأكيد شده‌ است‌.[47]

فصل دوم : در مذمت تكلف بسيار در خانه كردن و بسيار بلند ساختن
در حديث صحيح از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه : هر كه مالى را از غير حلال كسب كند حقتعالى بر او مسلط مى گرداند عمارت كردن و خاك و آب را كه آن مال حرام را در آنجا ضايع كند.
در حديث ديگر فرمود كه هر بنائى كه زياده بر قدر احتياج باشد در قيامت و بالست بر صاحبش .
در حديث ديگر فرمود كه هر كه عمارت كند زياده از آنچه در آن سكنى نمايد در قيامت او را تكليف مى كنند كه آن را بردارد.
از حضرت امام على نقى ((عليه السلام )) منقول است كه : خدا در زمين خود بقعه چند قرار داده است كه آنها را مرحومات مينامند كه دوست مى دارد كه نام او را در آن بقعه ها ببرند و او راب خوانند و اجابت دعاى ايشان بكنند و خدا در زمين بقعه چند قرار داده است كه آنها را منتقمات مى نامند كه دوست مى دارد كه نام او را در آن بقعه ها ببرند و او را بخوانند و اجابت دعاى ايشان بكنند و خدا در زمين بقعه چند قرار داده است كه آنها را منتقمات مى نامند پس چون كسى مالى را از غير حلال كسب كرده باشد خدا يك زمين از آن زمين ها را بر او مسلط مى گرداند كه آن مال را در آنجا صرف نمايد.
در حديث ديگر منقول است كه : حضرت اميرالمؤ منين از در خانه شخصى گذشتند كه از آجر ساخته بودند پرسيدند كه اين در خانه كيست شخصى گفت كه از فلان مرد مغرور پس بدر خانه ديگر گذشتند كه صاحبش به آجر ساخته بود حضرت فرمود كه اين خانه از مغرور غافل ديگر است .
از حضرت رسول ((صلى الله عليه وآله وسلم )) منقول است كه هر كه خانه بنا كند از براى ريا و سمعه كه مردم ببينند و بشنوند در روز قيامت آنخانه را تا هفتم طبقه زمين آتشى كنند افروخته و در گردن او اندازند پس او را در جهنم اندازند و هيچ چيز او را نگاه ندارد تا قهر جهنم مگر آنكه توبه كند پرسيدند كه يا رسول اللّه براى ريا و سمعه ساختن چه معنى دارد فرمود يعنى زياده از قدر حاجت بسازد براى آنكه زيادتى كند بر همسايگان و فخر و مباهات كند با برادرانش .
از حضرت صادق ((عليه السلام )) منقول است كه حق تعالى ملكى را موكل گردانيده است بعمارت كه هر كه سقف خانه اش را زياده از هشت ذرع بلند كند به او مى گويد كه تا كجا مى خواهى بروى اى فاسق .
در روايت ديگر اى فاسق ترين فاسقان .
در چند روايت معتبر وارد شده است كه هر كه سقف خانه را زياده از هشت ذرع بلند كند جنيان و شياطين در آن خانه جا مى كنند.
درحديث ديگر منقول است كه : شخصى شكايت كرد بحضرت صادق ((عليه السلام )) كه جنيان آزار اهل خانه و عيال من ميكنند حضرت پرسيدند كه ارتفاع سفق خانه تو چه مقدار است گفت ده ذرع است حضرت فرمود كه از زمين تا هشت ذرع بپيما و از مابين هشت تا ده آية الكرسى بنويس بر دورخانه زيرا كه هركه خانه كه ارتفاع آن زياده از هشت ذرع است جنيان در آن خانه حاضر مى باشد و درآنجا سكنى ميكنند.
درچند حديث ديگر منقول است كه هر خانه كه ارتفاعش زياده از هشت ذرع باشد بر سر هشت ذرع آية الكرسى بنويس .
درحديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام محمد باقر ((عليه السلام )) شكايت كرد كه جنيان مارا از خانه بدر كرده اند حضرت فرمود كه سقف خانه هاى خود را هفت ذرع كنيد و كبوتر در اطراف خانه جابدهيد راوى گفت كه چنين كردم ديگر بدى نديدم .
درحديث معتبر از حضرت صادق منقول است كه : بناكن خانه خود را هفت ذرع كه آنچه زياده ازهفت ذرع است شيطان در آنجا ساكن ميشود زيرا كه شيطان درآسمان و زمين نميباشد بلكه در ميان هوا ميباشد.
در روايت معتبر منقول است كه : ابو خديجه گفت كه درخانه حضرت صادق ديدم آية الكرسى بر دور حجره نوشته بودند و در جانب قبله نمازگاه آن حضرت نيز آية الكرسى نوشته اند.
رالف‌ لينتون‌ در كتاب‌«سير تمدن‌» مي‌نويسد:

«يك‌ موضوع‌ جالب‌ توجه‌ اين‌ است‌ كه‌ در سراسر دوران‌ تاريخي‌، هيچ‌ نوع‌ تازه‌اي‌ از جانوران‌ كه‌ از لحاظ‌ اصول‌ اقتص