ادي‌، منشأ اثر و نفعي‌ بوده‌ باشد، به‌ دست‌ بشر اهلي‌ نشده‌ است‌. در حقيقت‌ چه‌ بسا چهار پايان‌ و جانوراني‌ كه‌ در ازمنه‌ قديم‌تر اهلي‌ بوده‌ و كم‌كم‌ به‌ حال‌ خود رها شده‌اند تا دوباره‌ به‌ زندگي‌ وحشي‌ برگشته‌اند»[48]

يا بَني‌ ادَم‌َ قَدْ اَنْزَلنا عَلَيْكُم‌ لباساً يُواري‌ سَوْاتكُم‌ْ وَريشاً[49]

«اي‌ فرزندان‌ آدم‌! به‌ راستي‌ كه‌ براي‌ شما لباسي‌ پديد آورديم‌ كه‌ هم‌ عورت‌ شما را مي‌پوشاند و هم‌ مايه تجمّل‌ است‌.»

آيه‌ فوق‌ اجمالاً بيانگر آن‌ است‌ كه‌ منشأ نساجي‌ و خياطي‌ خداوند بوده‌ است‌. در روايتي‌ ـ كه‌ خواهد آمد ـ تصريح‌ شده‌ است‌ كه‌ پس‌ از هبوط‌ آدم‌ و حوا از بهشت‌، در حالي‌ كه‌ عريان‌ بودند، جبرييل‌ پنبه‌ آورد، به‌ آدم‌ نساجي‌ و به‌ حوا خياطي‌ را آموخت‌ تا براي‌ خويش‌ لباس‌ فراهم‌ كنند.

وسَخِّرَ لَكُم‌ُ الْفُلْك‌َ لتَجْري‌ في‌ الْبَحْر بأَمْره‌ وَ سَخِّرَ لَكُم‌ُ الْاَنْهارَ و سَخِّرلَكُم‌ُ الشَمْس‌َ و الْقَمَرَ دائبَيْن‌ و سَخِّرَ لَكُم‌ُ اَلْلِّيْل‌َ وَ النِّهارَ و اتيكُم‌ْ من‌ْ كُل‌َّ ما سَأَلْتُمُوه‌ُ وَ ان‌ْ تَعُدُّوا نعْمَةَ الله لاتُحْصُوها، ان‌ِّ الْانْسان‌َ لَظَلُوم‌ٌ كَفّارٌ[50]

«[و خداوند] براي‌ شما كشتي‌ها را رام‌ ساخت‌ كه‌ به‌ فرمان‌ او در دريا روانه‌ شوند و رود باران‌ را نيز براي‌ شما رام‌ كرده‌ است‌ ° و خورشيد و ماه‌ را رام‌ شما كرد كه‌ پيوسته‌ روانند و شب‌ و روز را [نيز] براي‌ شما رام‌ كرده‌ و از هر آنچه‌ از او خواسته‌ايد [بدان‌ نياز داشته‌ايد] به‌ شما بخشيده‌ است‌ و اگر نعمت‌ الهي‌ را بشماريد نمي‌توانيد آن‌ را شمارش‌ كنيد كه‌ انسان‌ ستمكار و ناسپاس‌ است‌.»

در اين‌ آيه‌، تسخير (رام‌ و فراهم‌ كردن‌) كشتي‌ها براي‌ بهره‌برداري‌ انسان‌ها، به‌ خداوند نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌، همان‌گونه‌ كه‌ جويبارها و خورشيد و ماه‌ و شب‌ و روز را براي‌ تأمين‌ نيازمندي‌هاي‌ انسان‌ رام‌ و آماده‌ نموده‌ است‌. ممكن‌ است‌ گمان‌ شود كه‌ مقصود از تسخير كشتي‌، فراهم‌ كردن‌ بالقّوه مصالح‌ و مواد آن‌ براي‌ انسان‌ است‌ و بعد، انسان‌ خود مخترع‌ آن‌ بوده‌ است‌، اما همانگونه‌ كه‌ تسخير خورشيد و ماه‌ و شب‌ و روز، براي‌ انسان‌ها جنبه‌ فعليّت‌ دارد و نه‌ قوّه‌ كهانسان‌هاآنهارابه‌فعليت‌رسانده‌باشند،درموردتسخيركشتي‌نيزچنين‌است‌.

علاوه‌ بر آيات‌ و روايات‌ مرتبط‌ با آنها، احاديث‌ عديده ديگري‌ نيز در باب‌ منشأ الهي‌ علوم‌ و فنون‌ معشيتي‌ انسان‌، وجود دارد كه‌ در زير مي‌آوريم‌:

پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله: آن‌ گاه‌ كه‌ آدم‌ از بهشت‌ بيرون‌ كرده‌ شد، خداوند همراه‌ او [شاخه‌ها و دانه‌هاي‌] ميوه‌هاي‌ بهشتي‌ را روانه‌ كرد و هر صنعتي‌ را به‌ او آموخت‌، اكنون‌ ميوه‌هاي‌ شما از ميوه‌هاي‌ بهشتي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ جز آن‌ كه‌ ميوه‌هاي‌ بهشتي‌ دگرگوني‌ نمي‌پذيرند و ميوه‌هاي‌ شما دگرگون‌ مي‌شوند.[51]

امام‌ صادق‌ عليه السلام: آن‌گاه‌ كه‌ خداوند ـ عزّوجل‌ّ ـ آدم‌ را از بهشت‌ بيرون‌ كرد، صد و بيست‌ شاخه‌ درخت‌ [ميوه‌] همراه‌ او نمود كه‌ چهل‌ شاخه‌ آن‌ از ميوه‌هايي‌ بود كه‌ درون‌ و بيرون‌ آن‌ خوردني‌ است‌ و چهل‌ شاخه آن‌ از ميوه‌هايي‌ كه‌ درون‌ آن‌ خوردني‌ و بيرون‌ آن‌ دور ريختني‌ است‌ و چهل‌ شاخه آن‌، درون‌ آن‌ دور ريختني‌ و بيرون‌ آن‌ خوردني‌. همچنين‌ كيسه بزرگي‌ نيز همراه‌ آدم‌ نمود كه‌ در آن‌ بذر همه‌ چيز [ميوه‌ و سبزيجات‌] بود.[52]

سيد ابن‌ طاووس‌ در كتاب‌ نجوم‌ از رساله‌ ابي‌ اسحاق‌ طرطوسي‌ روايت‌ كرده‌ است‌: خداوند آدم‌ را از بهشت‌ بيرون‌ كرد و دانش‌ هر چيزي‌ را به‌ او آموخت‌ و از جمله‌ اين‌ دانش‌ها، نجوم‌ و طب‌ بود.[53]

پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله: خداوند هزار حرفه‌ از حرفه‌هاي‌ دنيايي‌ را به‌ آدم‌ آموخت‌. آنگاه‌ به‌ او فرمود: به‌ فرزندانت‌ بگو، اگر بر دنيا بردباري‌ نداريد، دنيا را با اين‌ حرفه‌ها طلب‌ كنيد نه‌ با دينتان‌، كه‌ دين‌ متعلق‌ و منحصر به‌ من‌ است‌؛ واي‌ بر كسي‌ كه‌ دين‌ را ابزار كسب‌ دنيا قرار دهد، واي‌ بر او.[54]

امام‌ صادق‌ عليه السلام در روايتي‌، به‌ شرح‌ چگونگي‌ گسترش‌ نسل‌ انسان‌ از حضرت‌ آدم‌ عليه السلام مي‌پردازد، تا به‌ آنجا مي‌رسد كه‌ آدم‌ بيمار مي‌شود و فرزندش‌ شيث‌ عليه السلام را فرا خوانده‌، به‌ او مي‌گويد:

فرزندم‌! من‌ بيمارم‌ و زمان‌ مرگم‌ براساس‌ مشيت‌ و فرمانروايي‌ خداوند فرارسيده‌ است‌. او با من‌ عهد كرده‌ است‌ كه‌ تو را وصي‌ّ و جانشين‌ خود و نگهبان‌ بر آنچه‌ كه‌ نزد من‌ به‌ وديعت‌ گذاشته‌، قرار دهم‌. كتاب‌ وصيت‌، زير سر من‌ است‌ كه‌ در آن‌ اثر علم‌ و اسم‌ اعظم‌ خداوند است‌. پس‌ هرگاه‌ مُردم‌، اين‌ كتاب‌ را بردار ... در اين‌ كتاب‌ همه‌ آنچه‌ را كه‌ تو بدان‌ نياز، داري‌ اعم‌ از امور ديني‌ و دنيايي‌ وجود دارد. .[55]

 
روايت‌ ديگر، فرازي‌ از توحيد مفضّل‌ است‌ كه‌ امام‌ صادق‌ عليه السلام فرمود:

«اي‌ مفضّل‌، درباره‌ دانش‌هايي‌ كه‌ [از جانب‌ خداوند [به‌ انسان‌ اعطاء شده‌ و نيز در باره‌ دانش‌هايي‌ كه‌ در اختيار او گذاشته‌ نشده‌ است‌، انديشه‌ كن‌. به‌ انسان‌، همه‌ دانش‌هايي‌ كه‌ مصلحت‌ دين‌ و دنيايش‌ را تأمين‌ مي‌كند، اعطاء شده‌ است‌. دانش‌هايي‌ كه‌ به‌ صلاح‌ دين‌ انسان‌ است‌، عبارت‌ است‌ از: شناخت‌ آفريدگار و...، و دانش‌هايي‌ كه‌ داراي‌ مصلحت‌ دنيايي‌ انسان‌ است‌، عبارت‌ است‌ از: كشاورزي‌، سواركاري‌، استخراج‌ معادن‌ زمين‌، دامپروري‌، حفر قنات‌ و چاه‌، شناخت‌ داروها، صنايع‌، و انواع‌ تجارت‌ و خريد و فروش‌ و ديگر فنوني‌ كه‌ ذكر آنها به‌ درازا مي‌انجامد. و همچنين‌ انسان‌ از علوم‌ و فنون‌ ديگر [غير از علوم‌ و فنون‌ ياد شده‌] كه‌ در شأن‌ او نبوده‌ و يا ظرفيت‌ آن‌ را نداشته‌ است‌، ممنوع‌ شده‌ است‌، مثل‌ دانش‌ به‌ غيب‌ و... پس‌ بنگر كه‌ چگونه‌ همه‌ دانش‌هاي‌ مورد نياز ديني‌ و دنيوي‌ بشر [از سوي‌ خداوند و انبياي‌ او] به‌ او اعطاء شده‌ و دسته‌اي‌ از دانش‌ها نيز به‌ او داده‌ نشده‌ است‌ تا آدمي‌ اندازه‌ و ناتواني‌ خود را بشناسد كه‌ هر دو امر به‌ مصلحت‌ اوست‌.»[56]

امام‌ صادق‌ عليه اسلام: آنگاه‌ كه‌ خداوند آدم‌ را از بهشت‌ اخراج‌ كرد، به‌ او فرمان‌ داد تا كشت‌ و زراعت‌ كند و نهال‌هايي‌ از درختان‌ بهشت‌ را كه‌ عبارت‌ بود از خرما، انگور، زيتون‌ و انار، براي‌ او فرستاد، پس‌ آدم‌ آنها را كاشت‌ تا فرزندانش‌ و نسل‌هاي‌ بعدي‌ از آنها استفاده‌ كنند و خود نيز از ميو